سه نكته پيرامون مهدويت

بنام خدا

سه نكته پيرامون مهدويت

حجت الاسلام والمسلمين محسن قرائتى

1- معناي انتظار
ما هر شب منتظر طلوع خورشيد فردا هستيم، اما معناي انتظار خورشيد آن نيست كه دست روي دست بگذاريم و تا صبح در تاريكي به سر بريم، بلكه هر كس اتاق خود را روشن مي كند. ما در زمستان منتظر فرارسيدن تابستان هستيم، ولي انتظار تابستان به آن معنا نيست كه در زمستان اتاق خود را گرم نكنيم. در زمان غيبت امام زمان(عج) نيز بايد به مقدار توان خود با ظلم مبارزه كنيم و در صدد اصلاح خود و جامعه برآييم. در روايات مي خوانيم: «أفضل الاعمال ا نتظار الفرج» بهترين عمل، انتظار آمدن حضرت مهدي(عج) است. بر اساس اين حديث، انتظار، حالت نيست، بلكه عمل است. بنابراين، منتظران واقعي بايد اهل عمل باشند. كسي كه منتظر ميهمان است در خانه آرام نمي نشيند. وظيفه مردم در زمان غيبت، خودسازي و امر به معروف و دعوت به حق و آگاه سازي ديگران است.
2- عمر هزار ساله و ظهور در قيافه چهل ساله
معمولاً موي ابرو و مژه در صورت ما دهها سال ثابت است و هيچ رشدي ندارد، در حالي كه موي سر و صورت در كنار آن هر لحظه در حال رشد و تغيير و تحول است. هر دو از يك پوست و گوشت و خون و غذا و اكسيژن تغذيه مي كنند، اما خداوند قادر اراده كرده است كه يك مو ثابت و در كنار آن موي ديگر متغير باشد. علاوه بر آن كه هيچ دليل عقلي و نقلي و تجربي بر محدوديت عمر انسان نداريم. عمر مانند حركت است و تندي يا كندي حركت مرز ندارد، همان گونه كه نور محدوديت ندارد. خداوند در قرآن، عمر هزار ساله را براي حضرت نوح و خواب سيصد ساله را براي اصحاب كهف مطرح كرده است.
3- فوايد امام غايب
گاهي نگويند امام زمان(عج) غائب است چه خاصيتي دارد، شما نگوييد وجود كوه ها چه اثري دارد، قرآن مي گويد: «ما كوه ها را قرار داده ايم و اگر كوه ها نبود «تَمِيدَ بِكمْ» (النحل/15) زمين دائماً شما را مي جنباند.» گداختگي درون زمين طوري است كه پوست زمين هميشه در حال لرزش است، اين كوه است كه اين پوسته را نگه داشته است، پدر پيرمرد ممكن است با بچه اش فوتبال و واليبال بازي نكند، بچه نگويد تو به چه درد مي خوري؟ اصلاً اگر سايه پدر بالاي سر تو نباشد، جوانهاي هرزه هزار نگاه بد به تو مي كنند، همين كه بفهمند تو پدر و مادر داري ديگر كاري ندارند، اصلاً سايه اش، اين مهم است، گاهي وقتها در ايام جنگ يك پيرمردي از علما مثل آيت الله شهيد محراب، مدني، اشرفي، صدوقي، دستغيب، آيت الله مشكيني با لباس رزم مي رفت داخل رزمنده ها، نه مي توانست آرپي چي بزند نه مي توانست آن حركتهاي رزمنده هاي بسيجي را داشته باشد، ولي همين وجود آيت الله در جبهه، هزاران نفر را شارژ مي كرد. من از امام زمان(عج) معذرت مي خواهم در آموزش مجبورم مثال بزنم، از حضرت مهدي(عج) عذر خواهي كنم كه ايشان را به پيرمرد در جبهه تشبيه كنيم، تشبيه كنيم به نخ اسكناس، همه تشبيه ها در شأن حضرت مهدي(عج) نيست، منتهي گفت كه در آموزش «إِن اللهَ لاَيَسْتَحْى أَن يَضْرِبَ مَثَلاً ما بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا» (بقره:26) براي خدا فرقي ندارد از پشه يا بزرگتر از آن مثال بياورد اصل اين است كه آدم بفهمد.

 -----------------------------------------              

 این طامس آثارالزیغ والأهواء؟(کجاست محو کننده جای پای گمراهی و هواپرستی؟)        

چك سفيد امضا براي شهيد شوشتري

بنام خدا

چك سفيد امضا براي شهيد شوشتري


خاطرم هست آخرين بار سردار را در مراسم يادبودي كه براي بزرگداشت يكي از گوهرهاي كمياب دفاع مقدس ، شهيد سيدعلي حسيني ، برگزار شده بود، ديدم . آخر جلسه ، موقع بيرون رفتن از سالن يادواره ، چند دقيقه اي با او صحبت كردم و يادآور شدم كه ؛ هنوز هيچ كس موفق نشده بخش عمده اي از گنجينه عظيمي را كه او راجع به دفاع مقدس در سينه دارد، استخراج كند. همان جا في المجلس اين قول را داد كه در اين زمينه، فرصت هايي را در اختيارم بگذارد تا بتوانم با او مصاحبه كنم ، اما متأسفانه به خاطر مشغله فوق العاده اي كه سردار داشت ، پس از آن، هيچ وقت اين فرصت پيش نيامد.
آن شب ، در آن يادواره ، سردار شوشتري از مظلوميت شهيد سيدعلي حسيني چيزهايي گفت و من هرگز فكر نمي كردم كه ديري نخواهد پاييد كه ديگراني درباره مظلوميت او داد سخن دردهند.
وقتي خبر شهادت سردار به دست برخي از جرثومه ها و نطفه هاي ناپاك استكبار ناپاك تر از خودشان را شنيدم ، بي اختيار ياد شهيد محمود كاوه افتادم؛در اوايل حضورش در كردستان و در شهر سقز، وقتي فرمانده عمليات سپاه سقز شد، فوراً بيانيه اي صادر كرد كه تا آن موقع در كردستان سابقه نداشت . دستور داد آن را به صورت اعلاميه بر در و ديوار شهر بچسبانند. محمود خيلي محكم و قاطع به ضدانقلاب پليدي كه از كاه وجودش! در چشم يك مشت مردم دردمند و بيچاره كرد، كوه ساخته بود، اولتيماتوم داده بود و گفته بود: «از امشب اگر يك گلوله كلاش به طرف ما شليك كنيد، جواب تان را با گلوله آرپي جي مي دهيم ، اگر آرپي جي بزنيد، جواب تان را با خمپاره مي دهيم ؛ اگر يك نفر از ما را بكشيد، يك دسته از شما را به درك واصل مي كنيم ...»
خدا رحمت كند شهيد مظلوم و غريب ، ناصر ظريف را؛ مي گفت محمود پاي اين بيانيه را با اسم و فاميل خودش امضا كرده بود. خيلي ها او را از عواقب اين كار ترساندند و از او خواستند، لااقل اسم مستعار بنويسد، محمود ولي اصرار داشت كه حتماً اسم و فاميل خودش پايين اعلاميه باشد. مي گفت : «اينها را بايد شكست ، بايد خوارشان كرد،بايد ابهت نداشته شان را به باد فنا داد!...»
بنده در ذهنم ، موارد فراواني از رشادت و دلاوري هاي سردار شهيد نورعلي شوشتري سراغ دارم كه شايد اوج آنها در عمليات مرصاد به منصه ظهور رسيده باشد. خاطرم هست آقاي «غلامعلي اعتدالي» كه در آن عمليات از نزديك در جريان بعضي وقايع بود و با سردار شوشتري در ارتباط، مي گفت : «زماني كه منافقين حمله مذبوحانه خود را به بخشي از مناطق غرب كشور آغاز كردند، در ساعاتي از اين عمليات ، عرصه به قدري بر نيروهاي انقلاب تنگ شد، كه خبر آن به گوش شخص امام(ره) هم رسيد و حضرت ايشان را نگران كرد. مخصوصاً كه اين ماجرا بعد از قبول كردن قطعنامه پيش آمده بود و با توجه به آن مسئله جام زهر، امام(ره) در اوج مظلوميت به سر مي برد.
چون در عمليات مرصاد، سردار شوشتري يكي از فرماندهاني بود كه در جمع و جور كردن اين غائله نقش محوري و كليدي ايفا كرد، امام(ره) به او و يكي ديگر از فرماندهان پيام داده بود كه اگر با توكل بر خدا، مانع پيشروي منافقين شوند، آنها را در عالم ديگر شفاعت خواهد كرد.»
و اين به مثابه يك چك سفيد امضا بود كه اكنون نقد شده و يقيناً بركات اين شفاعت ، به روح پاك شهيد شوشتري رسيده است .
مسئولان محترم عرصه هاي فرهنگي و غيرفرهنگي ؛ قدر شوشتري هايي را كه هنوز بين ما هستند و در دنياي پست و حقير ما دارند زندگي مي كنند، بدانيد. چقدر شايسته و بجا بود اگر برخي از آقايان مسئول و فرمانده ، به اهميت گنجينه هايي كه اين عزيزان در سينه دارند، پي مي بردند و به صورت فني و كاملاً حرفه اي براي استخراج آن اقدام مي كردند و اصلاً اين كار را هم براي آنها به صورت يكي از وظايف سازماني شان قرار مي دادند.

برگرفته از نوشته هاي سعيد عاكف

نقش روايتگري در انتقال فرهنگ دفاع مقدس

بنام خدا


نقش روايتگري در انتقال فرهنگ دفاع مقدس

عليرضا جلاليان
گذر سال ها پديده اي را به نام نسل جديد، پديد مي آورد. نسلي كه با پشتوانه آنچه كه نسل قبلي بنيان نهاده و كاشته ها و داشته هاي آنها قرار است مسير را تا هدف نهايي بپيمايد. در اين ميان ممكن است مقطعي اوج فعاليت هر نسل محسوب شود كه آن نسل بايد غنيمت شمرده و براي انتقال فرهنگ مبنايي خويش كه از نسل هاي گذشته به ارمغان گرفته به نسل بعدي يا به عبارتي نسل هاي بعدي متناسب با زمان، فعاليت كند. نسل انقلاب و دفاع مقدس با توجه به مطالب اشاره شده و اين كه در يكي از مهم ترين برهه هاي زماني كه نقطه عطف تمدن شيعه در تاريخ اسلام است زندگي و جهاد كرده اند و به زعم بسياري از علما اين جبهه ها نمونه كوچكي از جامعه مهدوي است، به طور حتم وظيفه سنگين تري براي انتقال اين امر مهم و بنيادين بر دوش دارند.
نسل اول و دوم انقلاب به عنوان نيروهاي انقلاب و دفاع مقدس مي بايست با اتخاذ شيوه هاي مناسب در حوزه فرهنگي مأموريت كليدي خويش را به انجام برسانند.
يكي از مهم ترين راهكارهاي فرهنگي در اين مسير روايتگري است. روايتگري شفاهي و مكتوب. در يك نگاه كلان به قرآن كريم مي توان اين روايتگري را به خوبي در بيان داستان پيامبران مشاهده كرد. علاوه بر آن روايتگري و روضه خواني حضرت زينب (س) و امام سجاد (ع) در انتقال فرهنگ عاشورا كه ريشه دفاع مقدس است، مهر تأييدي بر اين مسئله است.
نسل دفاع مقدس بايد به صحنه بيايد. لحظه لحظه هاي دفاع مقدس بايد روايت شود. روايت هاي شفاهي و مكتوب كه روايت هاي شفاهي را براي آن كه به سنديت تاريخي برسند بايد مكتوب كرد. در اين رهگذر علاوه بر آن كه يك برهه اساسي از تاريخ ثبت خواهد شد، يك انتقال فرهنگ از نسلي به نسل ديگر هم اتفاق خواهد افتاد. اما نكته مهم تر در نحوه روايتگري است و اين كه چه بگوييم و چگونه بگوييم يا بنويسيم.
در «والفجر هشت» منحصر به فردترين عمليات نظامي جهان، «كربلاي پنج»، «الي بيت المقدس» و صدها نمونه از اين دست در دوران دفاع مقدس علاوه بر نحوه زندگي، مراودات و ... رزمنده ها وجود دارد كه جزيي از ابعاد وسيع اين موضوع مي باشد كه به آن؛پشت جبهه ها، اعزام ها، تفحص، گلزار شهدا، يادواره هاي شهدا، شهيد گمنام و ... را بايد افزود. يعني راويان مي بايست تمام ابعاد دفاع مقدس را به طور دقيق و كامل روايت كنند و حتي المقدور از ارائه تحليل بكاهند و عينيت ها را بگويند يا بنويسند و نسل هاي آينده با داشتن اين محتوا در ادامه مسير به توليد محصولات فرهنگي متناسب با زمان و ترويج اين فرهنگ بپردازند. فرهنگي كه حوزه هاي نظامي، اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي را مبتني بر فرهنگ ناب شيعه كه دو جنبه سرخ عاشورايي : حسيني و سبز مهدوي را در خود گنجانده است و در سطح كلان مقدمه سازي براي تحقق وعده هاي الهي و وعده هاي انبيا و اولياي عظام براي آماده سازي زمين جهت استقرار آخرين ولي الهي و ذخيره خداوند بر زمين است. اخلاق مداري ، خدامداري و ولايت مداري مولفه هاي كليدي چنين فرهنگي است كه در دفاع مقدس اين امر به خوبي عيان بوده است.
بر اساس مطالب گفته شده و براساس فرمايشات رهبر فرزانه انقلاب اسلامي مبني بر ادامه دادن جهاد فرهنگي دفاع مقدس و بازكردن اين باب جديد براي مجاهدان راه حق به نظر مي رسد روايت دفاع مقدس بر نسلي كه در آن حضور داشته واجب عيني است. البته در سال هاي اخير حركت هاي مطلوبي در اين مسير صورت گرفته كه رونق كتاب هاي داستاني دفاع مقدس از آن جمله است، اما اين سرعت حركت با توجه به اين كه نسل راوي وارد برهه زماني پيري و فرتوتي مي شود، يعني از دست دادن بخشي از روايت هاي ناب كه شايد اين نسل به گمان آن كه يا ريا مي شود و يا كسي باور نمي كند سكوت اختيار كرده و بايد مجاب به روايت شود. بخشي از آينده انقلاب و اسلام در گرو ترويج اين فرهنگ است كه اميد است همگي در روايت، تدوين و ترويج اين فرهنگ همت مضاعف بگماريم.

 -----------------------------------------              

 این طامس آثارالزیغ والأهواء؟(کجاست محو کننده جای پای گمراهی و هواپرستی؟)        

سفير مانكن

بنام خدا

سفير مانكن

http://sobhesadegh.ir/1389/0471/M03.HTM

جلال اسكندري
پس از انتشار خبر «تصميم وزارت خارجه رژيم صهيونيستي بر معرفي يك مانكن 29 ساله به عنوان سفير خود در كشور ايتاليا» در رسانه ها برخي از تحليلگران، اين تصميم را به فتواي اخير يك خاخام يهودي به نام «عاري شوات» پيوند زدند. اين خاخام يهودي چندي پيش اعلام كرد: دين يهود به زنان اجازه مي دهد براي جمع آوري اطلاعات حياتي براي امنيت رژيم صهيونيستي با دشمنان رابطه جنسي داشته باشند. شوات اعلام كرد: برقراري رابطه جنسي در راستاي كسب اطلاعات، قابل قبول است.
ارتباط اين دو موضوع با يكديگر از اين سوال ناشي مي شود. «موران آيتاس» 29 ساله كه از ستاره هاي مشهور شوي لباس و مقيم ايتالياست چگونه مي تواند عهده ار سمت خطير سفيري رژيم صهيونيستي در ايتاليا شود؟ اين تحليلگران معتقدند چون چنين اقداماتي تحت نظر سرويس جاسوسي رژيم صهيونيستي انجام مي شود، مأموريت «آيتاس» مانكن به عنوان سفير مأموريت ويژه اي است كه ارتباط چنداني با وظايف متعارف سفيران كشورها ندارد. استقبال برلوسكني، نخست وزير ايتاليا از اين تصميم رژيم صهيونيستي سرآغاز ناامن شدن فضاي ايتاليا براي سفيران ساير كشورها خواهد بود.

روى خط خبر

بنام خدا

روى خط خبر

انتقام جويي آمريكا از مردم لبنان خاطر استقبال از احمدي نژاد
پايگاه اينترنتي صهيونيستي هاآرتص در گزارشي به نقل از روزنامه لبناني النهار نوشت: برخي منابع نزديك به كنگره آمريكا ابراز داشته اند كه پس از سفر احمدي نژاد به لبنان، برخي نمايندگان كنگره قصد دارند با كمك 100 ميليون دلاري نظامي آمريكا به دولت لبنان مخالفت كنند.
طرح مخالفت كه از سوي دو تن از نمايندگان كنگره آمريكا رهبري مي شود، قبلا نيز مطرح بوده اما با استقبال گرم مردم لبنان از رئيس جمهوري اسلامي ايران قوت گرفته است.

اتفاقي كه با بي توجهي محض رئيس جمهور و حضار روبرو شد

در حين سخنراني پرشور محمود احمدي نژاد رئيس جمهور كشورمان در ورزشگاه بنت جبيل و در ميان خيل انبوه لبناني هاي حاضر در اين مراسم كه تصاوير امام خميني(ره)، مقام معظم رهبري، سيدحسن نصرالله و محمود احمدي نژاد را در دست داشتند، 2 جنگنده صهيونيستي به منظور ايجاد رعب و وحشت در بين حضار و رئيس جمهور كشورمان در آسمان اين كشور به پرواز درآمد كه با بي توجهي محض رئيس جمهور كشورمان و حضار روبرو شد.
بر اساس اين گزارش، رئيس جمهور كشورمان پس از اطلاع يافتن از اين موضوع بدون هيچگونه توجه و مقتدرانه به سخنراني خود ادامه داد كه اين اقدام رئيس جمهور با استقبال دوچندان لبناني هاي شجاع حاضر در سخنراني مواجه شد.

نگاه «باهنر» به آينده اصلاح طلبان

محمدرضا باهنر در نشست خبري دبيركل جامعه اسلامي مهندسين اگر اصلاح طلبان به اين جمع بندي برسند كه با سران فتنه در يك صف بايستند، من مي گويم همه آنها بايد بروند، اما اگر به اين نتيجه برسند كه تصور مي كنم بسياري از آنها به اين جمع بندي رسيده اند كه با سران فتنه همگام نباشند، مي توانند در حاكميت باشند.

ايران بعد از 36 سال رييس اوپك شد

رياست سازمان كشورهاي صادركننده نفت(اوپك) در سال 2011 ميلادي پس از 36 سال به وزير نفت جمهوري اسلامي ايران واگذار شد.
علت بازداشت فرزند آيت الله خزعلي

مهدي خزعلي در حالي كه عازم سفر بود، بازداشت شد. وي در جريان حوادث بعد از انتخابات رياست جمهوري نيز زنداني شد.
يك منبع آگاه در مورد علت بازداشت او به فارس گفت: جرم مهدي خزعلي تبليغ عليه نظام، نشر اكاذيب و همچنين تشويش اذهان عمومي بوده است كه بر اساس آن دستگير شده است.

تريبون ضدگلوله

احمدي نژاد پنجشنبه شب در تجمع بزرگي كه از سوي حزب الله و جنبش امل تدارك ديده شده بود، شركت كرد، اما هنگام سخنراني از حضور پشت تريبوني كه در جلوي آن شيشه ضدگلوله نصب شده بود، خودداري كرد. احمدي نژاد از تريبون معمولي استفاده كرد و مترجم وي مجبور شد، پشت تريبوني مستقر شود كه جلوي آن شيشه ضدگلوله نصب شده بود.
استفاده ازماهواره جرم است

معاون اجتماعي ناجا گفت: ماهواره نمونه بارز جنگ نرم است، در استان كرمان چهار هزار و 556 عدد انواع تجهيزات ماهواره جمع آوري شده است، اگر خانواده ها موادمخدر را به لحاظ آسيب ها محكوم كرده و جرم بدانند، ماهواره هم جرم است، ماهواره ها شيرازه خانواده را از درون سست مي كنند و كانون خانواده را متزلزل خواهند كرد، همچنين در امر مبارزه با ماهواره، خانواده ها بايد بيشترين كمك را انجام دهند. كارگر با تأكيد بر اينكه خريد و فروش ماهواره ممنوع است، گفت: نيروي انتظامي در صورت مشاهده به شدت برخورد خواهد كرد، چرا كه ماهواره همانند مواد مخدر عمل مي كند.
«العربيه» و نعل وارونه !

در زمان سفر رئيس جمهور به لبنان و استقبال تاريخي از هيأت ايراني، شبكه ضد ايراني العربيه براي وارونه جلوه دادن اخبار اين سفر تلاش گسترده اي داشت.
اين شبكه وابسته به وهابيون سعودي تمامي امكاناتش را به كار گرفت تا سفر احمدي نژاد را به لبنان سفري خطرناك براي مردم عرب منطقه جلوه بدهد و ايران را متهم به ايجاد تفرقه در جهان عرب كند. العربيه ناكام از اين تلاشها، حتي نتوانست با بهره گيري از دختران جوان بزك كرده خبرنگار در لبنان، اهداف خود را پيش ببرد.

كروبي: خارجي ها به تعهدات خود عمل كنند!

«مهدي كروبي» در مصاحبه با خبرنگار نيويوركر، خواستار ادامه دخالت عوامل خارجي در امور ايران شد.
به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان به نقل از مجله آمريكايي «نيويوركر» «كروبي» در اين مصاحبه با «لورا سكور»، خود نيز اعتراف كرد كه ديگر خبري از آشوبهاي خياباني و اعتراضات نيست و ايران در آرامش است.
«كروبي» از دخالتهاي ديگر كشورها در امور ايران به عنوان «تعهدات انسان دوستانه» (!) ياد كرد و بر لزوم دخالت كشورهاي خارجي ها از جمله ايراني هاي خارج نشين در امور كشورمان تأكيد كرد.

فعاليت غيرقانوني حزب مشاركت

با گذشت افزون بر 2 ماه از صدور حكم قضايي مبني بر انحلال حزب مشاركت، شماره هاي ماهنامه«آيين» وابسته به اين حزب به مديرمسئولي محمدرضا خاتمي همچنان منتشر مي شود و تاكنون هيئت نظارت بر مطبوعات در اين خصوص اقدامي نكرده است.
باد هم با صهيونيست ها همكاري نكرد

مقامات رژيم صهيونيستي كه روزهاي قبل از سفر رئيس جمهور ايران به لبنان خواستار ممانعت از انجام سفر بودند چند روز قبل به اين نتيجه رسيدند كه يك راه براي تحت الشعاع قرار دادن سفر احمدي نژاد به جنوب لبنان وجود دارد و لذا تصميم گرفتند 2000 بالن و بادكنك به هنگام سخنراني احمدي نژاد به هوا بفرستند تا حواس مردم را پرت كنند. در گزارش طنزي كه شبكه خبري الجزيره روز پنج شنبه در تمسخر رژيم صهيونيستي منتشر نمود اعلام كرد: اين بالن ها كه قرار بود به سوي لبنان به پرواز درآيد به دليل شرايط جوي و وزيدن باد به عمق سرزمين اسرائيل حركت كرد!
20ميليون مسلمان در اروپا
روزنامه فرانسوي اكسپرس نوشت:قرن 21 كه قرار بود دوران غلبه ليبراليسم و ارزش هاي غربي باشد، وضعيتي غيرمترقبه پيدا كرده و اسلام تبديل به چالش بزرگ در برابر غرب شده است.
اين روزنامه با اشاره به اينكه «20 ميليون مسلمان در اروپا (از جمله 5 ميليون در فرانسه، 4 ميليون در آلمان و 2 ميليون در انگليس) چهره اروپا را تغيير داده اند» اضافه مي كند: جمعيت مسلمانان به نسبت ساير جمعيت ها در اروپا رو به افزايش است. به علاوه بيشتر مسلمانان هويتي آشكار در كشورهاي اروپايي پيدا كرده اند. مسلماناني در فرانسه روز به روز تقاضاهاي بيشتري در ارتباط با رعايت اعتقادات ديني خود درجامعه دارند. اكنون محتويات سيني غذاها در رستوران هاي مدارس براي شاگردان مسلمان و حتي در ورزشگاه ها تغيير كرده است.

عبادي شد مهندس هسته اي !

وكيل مدافع شصت و سه ساله منحرفان جنسي و بهاييان در تازه ترين رونمايي، اين بار در لباس يك مهندس هسته اي! ظاهر شد. شيرين عبادي در مجمع پراگ مدعي شد كه ايران بايد از انرژي خورشيدي براي تأمين نيازهايش استفاده كند و برنامه هاي هسته اي اش را كنار گذارد. شهر پراگ مكان استقرار دفاتر راديو هاي فردا و آزادي كه با حمايت و بودجه سازمان «سيا» فعاليت مي كنند، است.
مهدي هاشمي دستگير مي شود

دادستان تهران از دستگيري علي شكوري راد عضو شوراي مركزي حزب مشاركت خبر داد و گفت: علي شكوري راد به دليل اتهامات امنيتي سه شنبه شب گذشته بازداشت شد. وي اعلام كرد: مهدي هاشمي نيز به محض ورود به كشور دستگير خواهد شد.
پرونده 5 جاسوس به دادگاه مي رود

دادستان عمومي و انقلاب تهران گفت: پرونده 5 جاسوس كه با خارج از كشور ارتباط داشتند به زودي به دادگاه مي رود.
عباس جعفري دولت آبادي گفت: در پرونده اول يك فردي كه متولد سال 61 بوده و سابقه همكاري با سازمان هاي هوايي و فضايي را داشته اقدام به تهيه اطلاعاتي كرده بود.
وي ادامه داد: در پرونده بعدي فردي كه فوق ليسانس بود بر روي مسائل مهم تهران مسلط شده و اطلاعاتي را براي بيگانگان تهيه كرده بود. دادستان تهران گفت: پرونده سوم متعلق به فردي است كه متولد سال 65 و با تحصيلات فوق ليسانس با سرويس هاي خارجي ارتباط برقرار كرده و وجوه بسياري دلار و پول نقد را از آنها گرفته و سعي كرده بود اطلاعات را خارج كند. وي ادامه داد: پرونده چهارم مربوط به يك فرد متولد سال 47 است كه با سرويس هاي اطلاعاتي دشمن ارتباط كاري داشته است.
جعفري دولت آبادي در خصوص پرونده پنجم گفت: اين فرد اطلاعات دفاعي و مالي را تهيه كرده و در اختيار دشمنان قرار داده بود. دادستان تهران، تلاش دشمن براي نفوذ به اركان اجرايي و بهره برداري از افراد در داخل كشور براي انتقال اطلاعات كشور را يكي از حربه هاي دشمن بيان كرد و گفت: دشمنان به ويژه امريكايي ها تلاش زيادي در اين زمينه كرده اند.

خبر -سپاه -احمدي نژاد -يارانه ها-خاتمي

بنام خدا

پاسخ سپاه به زياده خواهي اماراتي ها!
يك سايت خبري از عملكرد مقتدرانه سپاه در مقابله با زياده خواهي اماراتي ها در خليج فارس خبر داد.
سايت خبري جهان نوشت: تا مدتي پيش اماراتي هاي مقيم جنوب جزيره ابوموسي وقاحت و جسارت را به آنجا رسانه بودند كه در پاسگاه پليس خود پرچم امارات را برافراشته بودند و اين يعني حاكميت امارات بر اين جزيره هميشه ايراني. از آن طرف محدوده آبهاي جنوبي اين جزيره بدون مراعات حق حاكميت جمهوري اسلامي قلمرو شناورهاي اماراتي و آمريكائي شده بود و اين شناورها عليرغم نقض حاكميت جمهوري اسلامي با پاسخي درخور مواجه نمي شدند و همين هم بود كه روز به روز بر جسارت خود اضافه مي كردند.
به گزارش جهان نيوز؛ اما پس از آنكه نيروي دريائي سپاه حفاظت از اين جزيره را بر عهده گرفت اوضاع به سرعت دگر گون شد. اولين قدم بچه هاي سپاه پائين كشيدن پرچم اماراتي ها و سرنگوني پايه پرچم آنها از بيخ بود. چرا كه هم اماراتي ها و هم حاميان غربي آنها مي بايست درك مي كردند تنها يك پرچم شايستگي اهتزاز بر فراز اين جزيره دارد و آن پرچم مزين به كلمه مبارك الله است. در دومين گام، كشتي هاي دريائي سپاه طي چند برخورد، چنان درسي به شناورهاي متجاوز اماراتي دادند كه بساط ورود بي اجازه آنها به آبهاي خليج فارس براي هميشه برچيده شد.
گام سوم نيز در اين زمينه، بازگشت حاكميت ايران به سكوي نفتي ايران واقع در جنوب «ابوموسي» بود. اين سكو كه بر اساس قرار داد منعقده در دوران پهلوي به امارتي ها تحويل شده بود پس از خاتمه قرار داد، با پشتيباني و همت بچه هاي نيروي دريائي سپاه مجددا در اختيار وزارت نفت قرار گرفت و ادعاي شيوخ كوچك اما پر مدعاي اماراتي در باب تعليق آن به امارات براي هميشه بايگاني شد. اينها و بسياري ديگر از اين ناگفته ها، گوشه اي است از تفسير اين سخن حكيمانه حضرت امام كه فرمود: «اگر سپاه نبود كشور هم نبود.»

ماجراي چسب زخم و دست هاي احمدي نژاد
محمد حسين رنجبران خبرنگار سابق صدا و سيما در يادداشتي در وبلاگ شخصي خود به يكي از ويژگي هاي احمدي نژاد در سفرهاي استاني پرداخته است و نوشته: «چند تا سفر بود كه پس از مراسم استقبال مي ديدم بچه هاي حفاظت دنبال چسب زخم براي دكتر مي گردند اولين سفري كه اين مورد پيش اومد گفتم حتما اتفاق خاصي افتاده كه دكتر احتياج به چسب زخم پيدا كرده و لزومي نداره كه بپرسم اما وقتي ماجرا، توي چند تا سفر بعدي هم تكرار شد كنجكاو شدم و از فرمانده حفاظت پرسيدم موضوع چسب زخم چيه؟! گفت.. دكتر در طول مسير هيچ موقع نمي شينه و درعين حال سعي مي كنه با دست خودش، همه نامه هاي مردمي اطراف ماشين رو جمع كنه و هم به احساسات مردم با دست دادن به اونها جواب بده وقتي هم ما دخالت مي كنيم كه مثلا فاصله رعايت بشه از دست ما ناراحت ميشه و اجازه نميده چنين كاري بكنيم اما هميشه وقتي به آخر مسير و جايگاه سخنراني مي رسيم مي بينيم كه دست هاي دكتر از شدت فشار و ابرازاحساسات مردم زخمي شده و داره خون مياد، آخه هر كدام از مردم دوست دارن هر طور شده دكتررو از نزديك ببينند توي همين ابراز احساسات هم، مردم مشتاق ناخودگاه ناخن هاشون به دست رييس جمهور كشيده ميشه و به دست دكتر كمي آسيب مي رسه. آخه مگه ميشه اين همه اخلاص رو خداوند متعال بي جواب بگذاره...»



سفارتخانه هاي غربي و هدفمند كردن يارانه ها!
چند سفارتخانه هاي اروپايي كه نقش بارزي در فتنه 88 و هدايت سران فتنه داشته اند، اخيرا گزارشي ويژه درباره تحريم هاي ضد ايراني غرب، به كشورهاي متبوع و افسران اطلاعاتي خود ارسال كرده اند، سفراي غربي در گزارش خود با اشاره به بررسي هاي چند ماهه درباره اثرات تحريم هاي يكجانبه غربي در ايران، ضمن اذعان به ناكارآمدي اين تحريم ها، تأكيد كرده اند كه اثري از تأثيرگذاري تحريم ها بر فضاي جامعه ايران و مردم مشاهده نمي شود.
آنان به همين دليل عنوان كرده اند اولويت سردمداران كشورهاي غربي بايد از اصرار زياد بر موضوع تحريم ها و فضاسازي گسترده رسانه اي در اين راستا، به عرصه ديگري معطوف شود كه براي غرب دستاورد مناسبي داشته باشد چرا كه ادامه اين روند به معني شكست غرب در اجراي تحريم ها عليه ايران است.
سفراي كشورهاي اروپايي در اين راستا توصيه كرده اند كه سران و افسران امنيتي كشورهاي متبوع شان بر روي موضوع طرح تحول اقتصادي در ايران متمركز شوند.
اين سفرا، هدفمندي يارانه ها را از جمله محورهاي طرح تحول اقتصادي در ايران دانسته و با اشاره به نزديك بودن اجراي قانون هدفمندي يارانه ها، خواستار استفاده بهينه از نيروهاي وابسته به غرب و ديگر ابزارهاي موجود براي بهره برداري ضد ايراني از پيامدهاي اجراي اين قانون شده اند.
آنان با ارائه اطلاعات و تحليل هايي كه گفته شده بيشتر از طريق عوامل داخلي فتنه كسب شده، سرمايه گذاري غرب در اين عرصه را ضروري دانسته اند.
به گفته اين سفرا، برنامه ريزي مشخص و مدون افسران امنيتي غرب براي ايجاد اختلال در اجراي طرح هدفمندي يارانه ها، فضا را براي بازسازي جريان فتنه و آشوب هاي خياباني هم مهيا مي كند. گفته مي شود بدين منظور، برخي وابستگان به جريان فتنه، به همكاري با اين سفارتخانه هاي غربي دعوت شده اند تا پروژه اخلال در اين طرح اقتصادي، تلاش براي ايجاد نارضايتي و تمركز بر آن، اجرا كنند. ايجاد يك فضاي ملتهب رسانه اي و تبليغاتي با استفاده از رسانه هاي حامي فتنه به منظور شايعه پراكني و ايجاد نارضايتي و واهمه نسبت به اجراي طرح هدفمند كردن يارانه ها در جامعه نيز يكي ديگر از برنامه هاي مناسب ذكر شده است.

خاتمي ضلع سوم ساختارشكنان است
فعالان اصلاح طلب در واكنش به مواضع اخير خاتمي اظهارداشتند: پروژه جديد خاتمي براي بازگشت به قدرت از قبل محكوم به شكست است چراكه هيچ جايگاهي بين مردم ندارد و گويي فراموش كرده كه خود ضلعي از مثلث فتنه در اذهان شناخته مي شود.
محمد رئوفي با اشاره به تلاش خاتمي براي بازگشت به قدرت با حذف موسوي و كروبي و ضمن بيان اينكه، اصلاح طلبان ساختارشكن بدون اينكه تلاشي جهت حذف يكديگر داشته باشند از جانب مردم حذف شده اند تصريح كرد: مردم و بالاخص نسل جوان بدنه اصلاحات، به دليل ناتواني سران اين جريان مأيوس شده و عملا جريان اصلاحات جايگاهي در بين حاميان پيشين خود ندارد. وي با بيان اينكه خاتمي توان جذب حاميان را چون گذشته ندارد خاطرنشان كرد: پروژه جديد خاتمي در مسير بازگشت به قدرت از پيش محكوم به شكست خواهد بود چرا كه اصلاح طلبان همواره از ضعف اختلافات درون گروهي شكست خورده اند.
رئوفي، فرقه گرايي،حضور و نفوذ جريانات لائيك و ملي_مذهبي را در جريان اصلاحات از ديگر عوامل شكست اين جريان دانست و يادآور شد: خاتمي با هر قصد و نيتي راه خود را از ديگر سران جريان اصلاحات جدا كند، نه تنها به خودش ضربه مي زند بلكه جريان اصلاحات را نيز نابود خواهد كرد، چراكه در بين افكار عمومي هيچ جايگاهي ندارد. همچنين، رئيس ستاد ائتلاف اصلاح طلبان جوان با بيان اينكه، تهيه منشور جديد توسط گروهي از حاميان خاتمي يك پليتيك سياسي براي فعاليت مجدد فتنه است گفت: با توجه به اينكه فتنه گران طي فعاليت يكسال اخير خود با شكست مواجه شده اند به دنبال ساخت روزنه هاي جديد براي ورود مجدد به عرصه سياست هستند كه با هوشياري سياسي ملت و مسئولان اين استراتژي هاي جديد نيز با بن بست مواجه خواهد شد.
محمد زارع فومني، در گفت وگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران افزود: فتنه گران در شرايط سياسي كشور به دنبال بازيابي قدرت طلبي و فعاليت مجدد هستند كه اين بار نيز اين انديشه هاي ساختارشكن به دست مردم و نظام باطل خواهد شد. وي در واكنش به موضع گيري هاي اخير خاتمي عليه موسوي و كروبي كه بر حذف اين دو در نيروهاي قانون گريزش تأكيد مي نمايد اظهارداشت: مرز بندي خاتمي از مواضع ساختارشكن جنبش سبز امكان پذير نيست چرا كه خاتمي نيز ضلعي از ساختارشكنان مي باشد و با هيچ ترفندي نمي تواند خود را مبرا از فتنه گران اعلام نمايد.

مسابقه 7 سوالی ( طنز ) - حتما بخونید!!!!!!

بنام خدا

http://files.tabnak.com/pics/201004/201004061138501305.jpg

مسابقه 7 سوالی

 1- به نظر شما چرا "ساسی مانکن" دستگیر شد؟!

الف. چون با اون وری ها در ارتباط است و خودش در بخشی از اشعارش اعتراف کرده است که "یه روز بوش، زنگ زد و گفت: این خانومه که خیلی دلبره، از جینفر لوپز ما بهتره، نیناش ناش هم بلده؟!"

ب. چون جزو اراذل و اوباش محسوب می شود و خودش را صاحب قسمتی از محله های تهران می داند، وی در یکی از شعرهایش گفته است: "بیا پیشه ما بشین، پادشاه این منطقه خواسته ات!"، همچنین تمایلات سلطنت طلبی وی نیز از این بیت شعرش مشهود است!

ج. چون چندی پیش اعلام شده بود مانکن ها نباید سر داشته باشند و یا حدالمکان می توانند نصف سر داشته باشند، اما وی سر کامل داشت!!

د. چون به دنبال ناهنجاری بود.
 


2- 436 … شناسایی شدند!

الف. مفسد اقتصادی (که اینقدر فاسدن که حتی به اقتصاد هم رحم نمی کنن!)

ب. زمین خوار بزرگ ( که معده شون توانایی هضم همه نوع آت و آشغال رو داره!)

ج. از اینایی که وام های خفن میلیاردی از بانک ها گرفتن و پس نمی دن و معلوم نیست ضامن معتبرشون کی بوده!!

د. ورزشکارای مرد که زیر ابرو برداشتن! (ایش! چندش! بی تربیت ها!!)
 


3- آرمین منش گفت:"استفاده از ماهواره در کشور 30 درصد رشد داشته است."به نظر شما چرا؟!

الف. بالا رفتن قدرت خرید مردم در نتیجه ی پایین آمدن نرخ تورم! و برای مبارزه با ماهواره بایستی نرخ تورم را بالا برد!

ب. اشتیاق مردم برای دیدن شبکه های جام جم یک و دو و شبکه ی خبری پرس تی وی!!

ج. چون مسئولان فرهنگی و صدا و سیمای ما صد در صد موفق و هوشمندانه عمل کرده اند، اگر اینگونه نبود شاید شاهد رشد هفتاد هشتاد درصدی استفاده از ماهواره در کشور می بودیم، اما در حال حاضر تنها استفاده از ماهواره 30 درصد رشد داشته است!

د. چون مردم شنیده اند سریال "دارا و ندار" قرار است از شبکه های جام جم مجددا پخش شود!
 


4- وزير كار: نمی دانم ...

الف. خط فقر چقدر است.

ب. طول فقر چقدر است.

ج. عرض خط فقر چقدر است.

د. تعداد جوانانی که به خاطر نداشتن کار جرئت فکر کردن به ازدواج را هم ندارند چقدر هستند.
 


5- "محمد علی باشه آهنگر" کارگردان سینما: سریال‌های نوروزی فقط ... .

الف. باعث رشد 30 درصدی استفاده از ماهواره در کشور شدند!

ب. از آب غیر شرب برای آب بستن به داستان سریالشان استفاده می کردند و این خیلی موضوع قابل تقدیری است!

ج. طنز واقعی بودند، یک طنز به تمام معنا.

د. لودگی کردند.

(توضیح: گزینه ی "جیم" تابلو است که گزینه ی صحیح نیست، همین طوری و محض حال دادن به افرادی که قصد دارند این تست ها را حل کنند این گزینه را در میان گزینه های موجود قرار دادیم!!)
 


6- اسدالله بادامچیان کدام گفته ی رئیس جمهور را شوخی نوروزی – اقتصادی احمدی نژاد با مردم دانست؟!

الف. پیشنهاد رفراندوم.

ب. احمدی نژاد: "بازار به زیبایی کنترل شد!"

ج. احمدی نژاد: "بودجه امسال از بهترین‌ بودجه‌هایی است که در سال‌های گذشته به تصویب رسیده است!"

د. احمدی نژاد: "هر کجا که فرصت مدیریت به دولت داده شده همواره شاهد موفقیت‌های چشمگیری در فعالیت‌های دولت بوده‌ایم."
 


7- کلا نظر شما در مورد اینکه وزیر مسکن گفت: "خارجی ها از من درس بگیرند."، چیست؟!

الف. شاید ایشان هم شوخی نوروزی – مسکنی انجام داده اند!

ب. شاید منظورشان درس تاریخ و جغرافیا بوده است!

ج. بیایند یاد بگیرند! اینطوری در چند سال آینده در مقایسه های آماری دیگر کم نمی آوریم و تعداد افراد فاقد مسکن ما خیلی بیشتر از خارجی ها نخواهد بود!

د. خیلی خوبه، پیشنهاد می کنم وزیر کار و وزیر اقتصاد هم برای خارجی ها کلاس درس بگذارند، شاید کمی وضعیت رفاهی باقی جهانیان هم بهبود پیدا کند!!
 


* پاسخ های صحیح:

1 و 2 و 5 گزینه ی "دال"

4 و 6 گزینه ی "الف"

پاسخ سئوال های 3 و 7 را خودمان هم نمی دانیم، چه بسا پاسخ صحیح در میان گزینه ها نباشد!

اباذر يا ابوزر؟!

بنام خدا

اباذر يا ابوزر؟!


حسين قدياني
دو جور مي توان لذت برد از نگاه كردن به كوه باشكوه دماوند. يكي اينكه راه قله را در پيش گرفته باشي و از نزديك، دامن اين طبيعت بالا و بلند را لمس كني اما از دامنه دماوند، بام ايران را به تمامي ديدن هم صفايي دارد براي خودش. گمانم هست؛ زيباترين حالتي كه مي توان ماه را نظاره كرد در ميان خيل انبوه ستاره هاست و بهترين حالتي كه مي توان شمع را مشاهده كرد، اين است كه تو در كنار پروانه ها باشي. بسيجي ها عطر مقتداي شان را مي دهند و چه خوب است كه مقتداي سيدعلي، علي است و چه خوب است تجلي 9 دي در خيابان 19 دي و چه خوب كه باز هم غديرخم وزيد از كوير قم. سه شنبه قم پر بود از اباذر. ابوزرها نبودند. خدا را شكر كه ابوزرهاي زور و تزوير نبودند. امام ابوزر، شهرام است و دلار آمريكا و امام اباذر، علي است. اباذر شهره بود به صداقت و نفاق نداشت. راستي كه چه نسبتي است ميان ابوزر و ابوزور و ابوتزوير، چه تناسبي است ميان سران كفر و سران فتنه با اباذر؟ كساني كه الله اكبر خود را بر بالاي مناره مسجد ضرار گفتند، رو سياه تر از آنند كه با بلال و مقداد و عمار و اباذر، قياس شان گرفت. بگو فريادت از كدام حنجره بيرون مي زند تا بگويم به كه برمي گردد نسبت. اباذر به بسيجيان خامنه اي مي گويند كه حتي اگر به ربذه فتنه هم تبعيدشان كني، دست از دامن رهبر خود برنمي دارند. اباذر به مراجع عاليقدر شيعه مي گويند ... كساني كه با معاويه هاي امروز پالوده ميخورند و قرآن و قانون بر سر نيزه مي كنند و براي كودتاي مخملي، كاريكاتوري از انقلاب اسلامي مي كشند، شايد ابن ابي باشند ليكن اباذر نيستند. نسل اباذر را من با همين چشمان خود در غدير قم ديدم و ديدم كه در اين كوير، باز هم ستاره باران است آسمان. علي را هر آنكس كه تنها نگذارد، اباذر است و تو ببين معاويه هاي آخرالزمان، سران آمريكا و اسرائيل كدام مرد خدايي را براي زدن نشانه گرفته اند، جبهه حق و باطل برايت ترسيم مي شود.
خامنه اي خود را غلام قنبر علي مي داند اما كيست كه نداند افتخار علي در اين زمانه مقتداي بسيجي هاست. اين بار اما به كوري چشم ابوزرها، اباذرها زيادند. مطمئن باشيد مالك اين بار برنمي گردد از در خيمه معاويه. فتنه هر چه مي خواهد پيچيده تر شود؛ ما علي را تنها نمي گذاريم. پرچم علي در روزگار غيبت، دست سيدعلي است و خورشيد به ماه اين نيابت را داده. كساني كه نيزه خوارج دست شان است، ابازرهايي هستند كه به خون ابوذرها تشنه اند. اين بار اما چون علي تنها نبود، اباذر از فتنه تبعيد به سلامت برگشت. فتنه هرچه مي خواهد پيچيده تر شو؛ ما علي را تنها نمي گذاريم. ما بزرگ شده مكتب شهادتيم. ابوزرها مشق خود را با ديكته جورج سوروس مي نويسند، ما اما با جان و دل به وصيت نامه شهدا عمل مي كنيم و نمي گذاريم ولايت فقيه تنها بماند. ما بيشماريم. بارها ثابت كرده ايم كه بيشماريم. اي ابوزرها كه شهرام، امام تان است و نيزه خوارج، رساله تان و 200 كلاهك هسته اي اسرائيل، همه زورتان، حضور حماسي نسل 9 دي در خيابان 19 دي، يعني كه با عرض معذرت، شما ابوزرهاي اهل زور و تزوير، غلط كرديد بيشماريد. بيشمار به ما ستاره هاي حضرت ماه مي گويند. آن ابوزري كه از فرط بيسوادي بعيد مي دانم تا 10 را بتواند درست بشمارد، خوابش را ببيند كه بتواند ستاره هاي حضرت ماه را بشمارد؛ ما بيشماريم. «بالاترين» به تعداد ستاره هاي حضرت ماه مي گويند در آسمان كوير قم، كه دگر براي تاريخ، غديرخم را تداعي كرد. مدح خامنه اي تمجيد از رسالت انبياي دين خداست. مقتداي ما ناخداي باخداي سفينه انقلاب است. ما دليلي نداريم براي اينكه چون شمعي را بهترين پروانه نباشيم و چون ماهي را پرنورترين ستاره. ما اثبات اين سخن خميني كبير هستيم، معناي آن فرمايش حضرت روح الله كه فرمود؛ از قوم حجاز، از امت زمان پيامبر و علي، برتريم. ما دليلي نداريم كه عاشق مقتداي خود نباشيم. ما با كدام دليل، وقتي چشممان به جمال آقا روشن مي شود، اشك بر گونه مان جاري نشود؟ اصلا مگر مي توان خامنه اي را عاشق نبود؟ اصلا مگر مي توان علي را تنها گذاشت؟ ما كه در كوفه به دنيا نيامده ايم. ما جوانان كوچه بني انقلابيم؛ هركس مي خواهد پي به اصل و نسب ما ببرد، برود و جوانان كوچه بني هاشم را ببيند. ما نسل 9 دي ادعاهاي بزرگي داريم. اگر ما امت خميني و خامنه اي در صدر اسلام بوديم، اجازه نمي داديم ابوزرها، سر از بدن اباذرها جدا كنند. ما امتحان خود را پس داده ايم. ما فريب عكس داشتن عده اي را با امام نخورديم. ما الله اكبرهاي آلوده به فتنه را كه شنيديم، قرآن را كه روي نيزه ديديم، آخرين خوارج را كه در مسجد ضرار مشاهده كرديم، هزار و يك تهمت و شايعه را كه تحمل كرديم، نفاق را كه ديديم، زر و زور و تزوير را كه نظاره كرديم، 2500 ماهواره دشمن را كه به جاسوسي مشغول شان ديديم، باز هم اين ماه پاره علوي تبار خود را اين ميثم تمار، اين عمار، اين اباذر، اين مقداد و اين مالك و اين ذوالشهادتين، اين افتخار علي در زمانه واپسين تاريخ را براي لحظه اي تنها رها نكرديم. ابوزرها مدتهاست كه آن روي خود را نشان مان داده اند. راست مي گويند؛ از همان اول هم ولايت فقيه را قبول نداشتند. ابوزرها از همان اول ولايت فقيه را قبول نداشتند اما حقيقت اين است كه نسبت به مصداق آن، ديگر فقط بحث قبول نداشتن نيست، كينه ها دارند اينها از علي. كينه هاي خيبري دارند و عقده هاي بدري. ابوزرها مي خواهند انتقام همت و باكري را از اباذر بگيرند. همت و باكري كه با شهادتشان خواب معاويه هاي زمان را آشفته كرده اند. مگر ما مرده ايم كه تنها بماند علي. دشمن بداند؛ خامنه اي هر كجا برود، داستان همين است. به كوري چشم دشمن، سانديس نظام مان را مي خوريم و به كوري چشم سران فتنه، به كوري چشم ابوزرهاي ويلانشين، ني سانديس را فرو مي كنيم در چشم فتنه. حرفي هست؟ هزاران برابر كينه اي كه معاويه هاي كاخ سفيد از علي دارند، ما علي را عاشقيم. حرفي هست؟ هر كجا حضرت ماه برود، ما جملگي ستاره هاي بي شمار مقتداي نوراني مان هستيم. حرفي هست؟ ما بي شماريم. حرفي هست؟ ما مثل كوه، باشكوه تر از دماوند، پشت انقلاب اسلامي پدران مان ايستاده ايم. حرفي هست؟... البته كه حرفي نيست. مگر حرفي هم مي تواند باشد. كدام ديار، يار ما سفر كرده، كه تنها بوده؟ كجا اباذر رفته، كه ما تبعيدي عشقش نبوديم؟ اباذر به مولا و مقتداي ما حضرت آيت الله العظمي خامنه اي مي گويند كه ويلا ندارد. بصيرت دارد؛ بصيرتي از نسل بصيرت عباس كه به حق «نافذ البصيره» بود. اباذر ما آنجا كه قرار به ايستادگي است، چون سرو محكم مي ايستد؛ آنجا كه قرار به روشنگري است، ميكروب فتنه را در نطفه و با نكته هاي ناب خود، خفه مي كند؛ آنجا كه قرار به كرامت است، خود را غلام قنبر علي مي داند؛ آنجا كه قرار به دلدادگي است، دست تكان مي دهد براي ما؛ آنجا كه فرزند شهيدي تمنا مي كند چفيه اش را، مي بخشد؛ آنجا كه بايد توي دهن آمريكا و اسرائيل بزند، مثل امام، محكم و برق آسا مي زند؛ آنجا كه بايد تذكري به دوست بدهد، هواي عدالت را حتي درباره ابوزرها هم دارد و مي گويد؛ به احدي ظلم نكنيد؛ آنجا كه بايد نايب خورشيد باشد، چون ماه در اين شبهاي تاريك، مي درخشد؛ آنجا كه بايد اباذر باشد، اباذر است و آنجا كه بايد مقداد باشد، مقداد. اي داد كه الگوي سيدعلي در رهبري، علي است و آن وقت ابوزرها خود را قياس با اباذر مي گيرند. شيخ بي سواد! كلا به شما كه عرض مي كنم؛ ما را زياد خندانده اي، اين بار اما واقعا از قياست خنده آمد خلق را. آخر تو را چه به اباذر؟ تو البته قبول؛ ابوزري، منتهي فقط با اين «ز»! حالا بايد فكر كني كه روي اين «ز» فتحه بگذاري يا كسره؟! شيخ بي سواد! مي خواهم بدانم؛ اباذر هم بلد نبود «العربيه» به «خليج» برمي گردد يا به چي؟!... نه جانم؛ زر اباذر فقر بود، نه ويلاي قيطريه. زور اباذر ذوالفقار بود، نه 200 كلاهك هسته اي اسرائيل و اباذر اهل تزوير نبود. مرد تزكيه بود. ما در روز قدس، روزه خواري طرفداران تو را ديديم اما نماز خواندشان را نديديم! و در 9 دي شنيديم و خود نيز گفتيم كه تو عامل دست موسادي. چه مفت فروختي گذشته خود را. آدمي كه به هستي اش چوب حراج نمي زند. به خود بيا اي شيخ. با دردكشان هر كه در افتاد، ور افتاد. ما كه علي را تنها نمي گذاريم. خيال همه جمع. ما شمع را پروانه ايم؛ خيال همه جمع. ما ماه را ستاره ايم؛ خيال همه جمع. اين از بدسليقگي عده اي است كه ويروس تاريكي، ميكروب فتنه را به شعاع نور ماه ترجيح مي دهند. بدسليقه نبودند كه خط امام را به خط و ربط به پول شهرام نمي فروختند. ما را اما با كج سليقه ها چه كار؟ سليقه ستاره زيباست و او در شب فتنه، ماه را برمي گزيند. سليقه امام هم زيبا بود كه مي گفت؛ من در خامنه اي لياقت رهبري مي بينم. اماما! ما هم مثل تو سليقه مان زيباست. ما هم ستاره هاي گرد ماهيم. اماما! در 8 سال قصه تحميلي پدران ما اجازه ندادند كه آبادان، عبادان شود و خرمشهر، المحره. ما هم در 8 ماه غصه تحليلي، شما را و نايب شايسته شما را نفروختيم به ابوزرهايي كه با تو چندتايي عكس داشتند اما بر عكس راه تو و برخلاف توصيه ات به پشتيباني از ولايت فقيه حركت كردند. اماما! در خيابان 19دي، انگار تو بودي كه براي ما دست تكان مي دادي. پيرمردي مي گفت: انگار همان روز است كه دوباره خميني به قم برگشته بود. اماما! ما از قوم حجاز تا ابد بهتر مي مانيم و براي يك آن، خواه دشمن مان «بعثي ها» باشند، خواه دشمن مان «بعضي ها»، نمي گذاريم اينجا كوفه شود؛ تنها بماند علي. اماما! با دلي مطمئن، روحي شاد و ضميري اميدوار، با شهدا عندربهم يرزقون باش كه به فضل خدا رهبري داريم كه تو را برايمان تداعي مي كند. اماما! خامنه اي، خميني ديگر است اما «خامنه اي» يك «الف»، يك «ها» از «خميني» بيشتر دارد كه روي هم مي شود؛ «آه». اماما! ما از قوم حجاز برتريم. نسل اباذريم؛ اجازه نمي دهيم آه علي، گره بخورد با سينه چاه.

حاشيه هاي ديدار رهبر انقلاب با خانواده هاي شهدا

بنام خدا

حاشيه هاي ديدار رهبر انقلاب با خانواده هاي شهدا

 اي نايب مهدي تو را اينجا زيارت مي كنيم


¤ عاشقان ديدار رهبر انقلاب از ساعت ها پيش از مراسم در پشت درهاي شبستان امام خميني(ره) حرم مطهر تجمع كرده بودند.
¤ پيش از حضور رهبر معظم انقلاب، جمعيت حاضر، سرود آماده شده براي ارائه در محضر رهبر انقلاب را تمرين كردند.
¤ ديدن پدر و مادر سالخورده شهدا و جانبازاني كه با ويلچر و عصا به شوق ديدار رهبر معظم انقلاب خود را به محل مراسم رسانده بودند، صحنه هاي زيبايي از رابطه امام و امت، رقم زده بود.
¤ حضرت آيت الله خامنه اي در ساعت مقرر به شبستان امام خميني(ره) حرم حضرت فاطمه معصومه(س) تشريف آوردند و جمعيت سرا پا شور و شوق چشمشان به جمال رهبر انقلاب روشن شد.
¤ اي رهبر آزاده آماده ايم آماده، خوني كه در رگ ماست هديه به رهبر ماست، صل علي محمد نايب مهدي آمد از جمله شعارهايي بود كه حاضران با فرياد آنها بيعت مجدد خود را با رهبر معظم انقلاب اعلام كردند.
¤ با جلوس رهبر معظم انقلاب در جايگاه سرودي كه پيش از اين براي ارائه خدمت رهبر معظم انقلاب آماده شده بود، به صورت هماهنگ از سوي حاضران اجرا شد.
¤ در اين سرود بر بيعت مجدد با رهبر معظم انقلاب و حركت در مسير ولايت تأكيد شده بود.
ما وارثان شاهدان جان را نثارت مي كنيم
اي نايب مهدي تو را اينجا زيارت مي كنيم
جاي شهيدان با شما تجديد بيعت مي كنيم
با اين ملاقاتت قدم بر روي چشم ما زدي
اي رهبر محبوب ما خوش آمدي خوش آمدي
¤ پيش از سخنان حضرت آيت الله خامنه اي، حجت الاسلام وكيلي پدر سه شهيد دفاع مقدس و جانباز جنگ تحميلي و دارنده نشان ملي ايثار، حجت الاسلام دلير فرزند شهيد، دارنده دكتري علوم سياسي و جانباز جنگ تحميلي و همچنين مادر شهيدان زين الدين، سخن گفتند.
¤ حجت الاسلام وكيلي پس از سخنان خود لحظاتي خدمت رهبر انقلاب رسيد. نكته جالب اين ديدار كوتاه اين بود كه رهبر معظم انقلاب به احترام اين پدر سه شهيد دفاع مقدس به صورت كامل از جا بلند شدند و وي را در آغوش گرفته و لحظاتي با او احوال پرسي كردند.
¤ حجت الاسلام دلير در سخنان خود به درخشيدن فرزندان شاهد در عرصه هاي مختلف علمي تأكيد كرد.
¤ مادر شهيدان مهدي و مجيد زين الدين با صلابتي كه از يك مادر شهيد توقع مي رود، با صدايي رسا بر بيعت مجدد با رهبر انقلاب تأكيد كرد و به نمايندگي از خانواده هاي محترم شهدا بر آمادگي براي آزموني ديگر از پشتيباني امام امت پاي فشرد.
¤ پس از اين مقدمه طولاني، رهبر انقلاب سخنان خود را با عرض سلام و اجازه از محضر حضرت فاطمه معصومه(س) آغاز كردند: السلام عليك يا بنت رسول الله، يا فاطمه، يا معصومه سلام الله عليها كه اين محفل معنوي زير سايه او تشكيل شده است...
¤ گروهي از جمعيت مشتاق براي اينكه حتي لحظه اي ديدار مقتداي خود را از دست ندهند، تمامي سخنان رهبر معظم انقلاب را به صورت ايستاده به گوش جان خريدند.
¤ رهبر انقلاب در بخشي از سخنان خود وقتي با اشاره به نقش مادران شهيدان يادي از حضرت زينب(س) نمودند و تعبير كردند «وقتي عمه ما زينب...» مي شد برق غرور را در چشمان سادات جمع ديد.
¤ اين ديدار در فضايي سرشار از شوق از ملاقات رهبر عزيز انقلاب و حسرت از كوتاهي زمان وصال به پايان رسيد در حالي كه مي شد انرژي ديدار و تجديد بيعت با ولي فقيه و مقتدا را در چهره ها ديد؛ همان كه در بخش پاياني سرود جمعي ابتدا اين گونه بيان شده بود:
اي دلبر و دلدار ما اي رهبر بيدار ما
بهر عبور از فتنه ها تنها تويي معيار ما
راي تو بگشايد به حق هر جا گره از كار ما
اهل بصيرت را به حق تشخيص خوبي از بدي
اي رهبر محبوب ما خوش آمدي خوش آمدي
اي وارث روح خدا خوش آمدي خوش آمدي

قبول نيست جوادي آملي و اميني خودي بودند!

بنام خدا

قبول نيست جوادي آملي و اميني خودي بودند!

رسانه هاي بيگانه و اپوزيسيون در زمينه انكار يا دست كم كوچك نمايي استقبال تاريخي علما و مردم قم از رهبر انقلاب دچار معضل شده و به همين دليل به هر شيوه نامعقولي دست يازيدند.
تمام اين رسانه ها در اقدامي هماهنگ اقدام به سانسور آن دسته از عكس هاي استقبال ميليوني مردم در قم كردند كه عمق جمعيت را نشان مي دهد يا از آسمان، امتداد كيلومتري جمعيت انبوه استقبال كننده را در خيابان هاي شهر مقدس قم نشان مي داد. اين سانسور رسانه اي (تقليد از كبك در فرو بردن سر زيربرف) در حالي است كه در عصر انفجار اطلاعات و تنوع رسانه ها، مخاطبان مي توانند خبرها و واقعيت ها را دريابند. اين رويكرد در حالي است كه با توجه به تبليغات چند هفته اي رسانه هاي مذكور با ادعاي محوري، «پيش بيني استقبال سرد»، مخاطبان منتظر بودند گزارش اين رسانه ها از واقعيت و راستي آزمايي ادعاي خود را مشاهده كنند. به همين دليل هم اعتبار و حيثيت رسانه هاي مذكور در آمريكا و انگليس و برخي كشورهاي اروپايي-و نيز رسانه هاي ضدانقلاب داخلي- به شدت لطمه خورد.
از سوي ديگر سايت روز نت كه توسط سلطنت طلبان ورشكسته مديريت مي شود، با نمايش تصوير 3 نفر از استقبال كنندگان كه از سوي رسانه ها و خبرگزاري هاي رسمي جمهوري اسلامي منتشر شده، تحليلي از سر بلاهت منتشر كرد و مدعي شد استقبال كنندگان، مهاجران آفريقايي و عرب و عراقي بوده اند! رسانه هايي از اين دست به هنگام سفر رئيس جمهور كشورمان به لبنان هم مدعي شده بودند استقبال كننده ها از ايران به لبنان رفته بودند!
از سوي ديگر «آرش-س» همكار صداي آمريكا كه پيش از فرار از كشور در نشريات زنجيره اي فعاليت مي كرد، در گزارش خود مدعي شد «جز روحانيون خودي و رسمي كسي استقبال نرفت، از جمله ]آيت الله[ ابراهيم اميني و ]آيت الله[ رضا استادي و جوادي آملي». گويا ذات فرار از كشور و اقامت در كشورهايي نظير آمريكا براي همكاران نشريات زنجيره اي فراموشي آور است، چه اينكه همين صداي آمريكا و انواع رسانه هاي همسو، در اوج آشوب و فتنه سال گذشته و در راستاي عمليات فريب و جنگ رواني، به دروغ چنين القا مي كردند علمايي چون حضرات آيات جوادي آملي، اميني و استادي از نظام جدا شده و مقابل رهبري قرار گرفته اند!! اين رسانه هاي كاملاً حرفه اي و بي غرض! اكنون به جاي اينكه اعتراف كنند يك سال به مخاطبان خود دروغ تحويل دادند، با پررويي و خودفريبي، حضور شخصيت هايي از اين دست را نشانه اي مي دانند كه جز روحانيون خودي و رسمي كسي به استقبال نرفته است! گويا كه مثلاً منتظر بوده اند فلان روحاني نماي ضد انقلاب - كه توسط گويانيوز و راديو فردا به عنوان «مترقي، مرجع نوانديش و مجتهد واقعي» معرفي مي شود- يا برخي وابستگان به باند مهدي هاشمي كه ارتباط وثيقي با گروهك نهضت آزادي دارند، در كنار درياي مواج محبت ملت شريف و علماي متعهد و انقلابي حاضر شده باشند!

دفاع از فيلترينگ شبکه‌های اينترنتی غير اخلاقی

بنام خدا

 

دفاع از فيلترينگ شبکه‌های اينترنتی غير اخلاقی

"جولیا گیلار"، نخست وزیر استرالیا، از پیشنهاد فیلترینگ شبکه‌های اینترنتی سایتهای غیر اخلاقی و خشونت آمیز و مربوط به مسائل جنسی کودکان در استرالیا دفاع کرد.

غولهای شبکه‌های اینترنتی همچون گوگل و یاهو این تصمیم را بدعتی در سانسور در این بخش خواندند.

بر اساس این گزارش، شبکه‌های اینترنتی از این تصمیم دولت استرالیا شدیدا انتقاد کردند و آن را آغازی شوم در بخش اینترنت خواندند.

-----------------------------------------              

 این طامس آثارالزیغ والأهواء؟(کجاست محو کننده جای پای گمراهی و هواپرستی؟)        

كله گنده هاي سبز مي گويند تقلب نشده

بنام خدا

بيخود شلوغ نكنيد!!!!!!!!

 كله گنده هاي سبز مي گويند تقلب نشده

در پي اعتراض محافل ضدانقلاب به اكبر گنجي، وي تحليل مجددي در رد ادعاي پيروزي ميرحسين موسوي در انتخابات سال 88 منتشر و به برخي فعالان تندروي جبهه اصلاحات استناد كرد. گنجي هفته گذشته ضمن تأييد بر اينكه، جنبش سبز قابل تعريف نيست، تصريح كرده بود طبق نظرسنجي هاي اصلاح طلبان هم آراي احمدي نژاد در سراسر كشور بيش از موسوي بوده است.

گنجي كه سال گذشته از سوي مهاجراني به عنوان يكي از 5 عضو اتاق فكر (!؟) جنبش سبز در خارج كشور معرفي شده بود، در پاسخ به اعتراض هاي مطرح شده نوشت: هويت سبز را نمي توان با مدعاي پيروزي موسوي در انتخابات برساخت. اين مدعا بلا دليل است. پيامد منفي چنان تلقي اين است كه هر كس اين باور را ندارد، «ناسبز» است بلكه حتي سبزهايي وجود دارند كه به صراحت تقلب در انتخابات را انكار مي كنند از جمله تاج زاده و رمضان زاده و بهزاد نبوي و خاتمي و مجمع محققين و مدرسين، و نمايندگان موسوي و كروبي در ديدار با رهبر.

وي آنگاه با فهرست كردن اظهارات گسترده افراد ياد شده در رد تقلب مي نويسد: تاج زاده در ويدئوي منتشره به صفايي فراهاني مي گويد «براي بنده كه تجربه انتخابات را دارم، مي دونم كه تقلب نشده. ممكنه يكي دو ميليون عقب جلو بشه ولي ما نتيجه انتخابات رو باختيم». او تجربه برگزاري انتخابات را دارد. تاج زاده يك زنداني سياسي شجاع است كه هر هفته بيانيه هاي سياسي جديد عليه زمامداران صادر مي كند. او از نزديك با ساز و كار انتخابات آشناست. اگر از نظر او موسوي در انتخابات پيروز شده بود، يك بار آن را با ذكر دلايل بيان مي كرد تا مدعاي پيروزي موسوي موجه شود. عبدالله رمضان زاده هم سخنگوي دولت خاتمي و قائم مقام جبهه مشاركت است و تقلب در انتخابات را انكار كرده و مي گويد «قبل از انتخابات هم گفتم هر وقت مشاركت مردم به حداكثر برسد، تقلب غيرممكن است و مشاركت در اين دوره هم بسيار بالا بود». رمضان زاده هم انسان شجاعي است كه از هيچ يك از آرمان و مدعيات اصلاح طلبان و سبزها دست بر نداشت.

گنجي هم چنين با استناد به بهزاد نبوي مي نويسد: سخنان بهزاد نبوي در كيفرخواست هم قابل توجه است. همه مي دانند او فرد بسيار شجاعي است. به مرخصي هم آمد و تاكنون مدعاي بيان شده از سوي خود را تكذيب نكرده است آنجا كه مي گويد « ما هيچ سندي دال بر وجود تقلب نداشته ايم اما من ] با اعلام اين موضوع[ به آقاي موسوي خيانت نمي كنم».

اين عنصر فراري همچنين با استناد به سخنان الويري و بهشتي (نمايندگان كروبي و موسوي) در حضور رهبرانقلاب تصريح كرد: نماينده موسوي هيچ دليلي مبني بر وقوع تقلب در انتخابات ارائه نمي كند، چه رسد به پيروزي موسوي. الويري هم از اشكالات و تخلفات گفته است.

وي آنگاه به ارزيابي « گروه تحليل نظرسنجي هاي سبزها» استناد كرد و نوشت: آقايان عباس عبدي، محسن گودرزي، حسين قاضيان و محمد فاضلي مسئول تحليل نظرسنجي ها از سوي سبزها بودند. نتيجه كار آنها همان است كه از سوي حسين قاضيان در سخنراني ونكوور بيان شد تحليل نظرسنجي هاي آنها هيچ دليلي دال بر پيروزي ميرحسين موسوي ندارد. بر مبناي تحليل آنها از نظرسنجي ها، در سراسر كشور، محمود احمدي نژاد با اندكي راي از موسوي پيش بود، اما در تهران موسوي از احمدي نژاد جلو افتاد. نتايج تحليل هاي اين گروه از دو جهت اهميت دارد. اولا: اينها متخصص نظرسنجي هستند. نتايج به دست آمده از نظرسنجي هاي آنها در انتخابات رياست جمهوري سال هاي 76 و 80 بهترين تاييد عملكرد آنان است. ثانياً: اين كار را رسماً براي ستاد آقاي موسوي و آقاي كروبي انجام مي دادند.

گنجي در پايان ضمن استنادهاي مشابه به اظهارات موسوي، كروبي و مجمع محققين نوشت: بقا و دوام سبز بودن به باور اين مدعا نيست كه موسوي پيروز انتخابات است. نمي توان ابتدا مدعي شد كه «سبز» همه نظرات و گرايش هاي مختلف و متفاوت را در برمي گيرد و چند دقيقه بعد به «شدت» اعتراض كرد كه چرا كسي گفته است كه مدعاي پيروزي موسوي در انتخابات رياست جمهوري بلادليل است و هويت سبزها براين اساس ساخته نمي شود. به نظر من حتي يك دليل هم براي پيروزي موسوي وجود نداشته و ندارد. اگر موسوي 20 ميليون و كروبي 7 ميليون راي آورده اند اين 27 ميليون نفر كجا هستند؟ چرا فقط در تهران نارضايتي بود و رژيم چگونه مي تواند آن 27 ميليون نفر را سركوب كند. اگر به ادعاي ما احمدي نژاد دست كم 13 ميليون راي آورده از كجا آورده؟ از كجا معلوم احمدي نژاد ديگري در پستو نباشد و به همين شيوه 8 سال سوار كار شود؟ چرا ميليون ها نفر به چنين فردي راي مي دهند؟ از اين پرسش ها نمي توان گريخت

حيف كه رئيس‌جمهور نشدم!

بنام خدا

حيف كه رئيس‌جمهور نشدم!

شيخ ساده لوح اصلاحات اقرار كرد هدفمند كردن يارانه‌ها بايد زودتر انجام مي‌شد اما دولت‌هاي قبلي جرأت اجراي آن را نداشتند اما اين دولت هم كه مي‌خواهد اجرا كند به خاطر كارهاي تبليغاتي است! مهدي كروبي كانديداي ناكام انتخابات رياست جمهوري كه به گفتن حرف‌هاي بدون منطق و احساسي شهرت دارد در جديدترين افاضات خود كه سايت مشرق منتشر كرده است سخنان خنده‌داري مطرح كرده. كروبي بدون اشاره به نتايج انتخابات و راي ندادن مردم به وي با لحني طلبكارانه گفته؛ اگر مي‌گذاشتند من رئيس‌جمهور شوم كشور را از نظر اقتصادي و مديريتي متحول مي‌كردم اما حيف كه نشد آنها را اجرا كنم!شيخ ساده لوح در ادامه با طرح ادعايي مضحك گفت: دولت مي‌خواهد با هدفمند كردن يارانه به مردم مقداري پول بدهد و خود را براي انتخابات آينده آماده كنند. كروبي كه اوج توانمندي مديريتي و تحليل‌هاي اقتصادي او را مردم در مناظره‌ها تجربه كرده و جمله معروف «ننه جون من....» او در يكي از مناظره‌هايش تا مدت‌ها مضحكه مردم شده بود در اين جلسه ادعا كرد من اگر رئيس‌جمهور مي‌شدم قانون هدفمند كردن يارانه‌ها را اجرا مي‌كردم و نمي‌گذاشتم يك ريال قيمت اجناس اضافه شود و بنزين را ليتري 50 تومان مي‌كردم در حالي كه اين دولت مي‌خواهد بنزين را ليتري 800 تومان به مردم بدهد!بر خلاف ادعاي كروبي براي عرضه بنزين 800 توماني يادآور مي‌شود هيچ گونه تضميني براي افزايش قيمت بنزين به ميزان ادعاي كروبي اتخاذ نشده و طرح اين ادعاي نادرست نشان دهنده اطلاعات ضعيف و غلط كروبي و مشاوران وي مي‌باشد.

-----------------------------------------              

 این طامس آثارالزیغ والأهواء؟(کجاست محو کننده جای پای گمراهی و هواپرستی؟)        

تلویزیون جدید فارسی برای تبلیغ علیه "ایران"

بنام خدا

تلویزیون جدید فارسی برای تبلیغ علیه "ایران"

پس از آنکه تلویزیون دولتی آمریکا و تلویزیون دولتی انگلیس اقدام به راه‌اندازی شبکه‌های فارسی‌زبان برای تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران کردند، مسئولان تلویزیون رسمی اتحادیه اروپا نیز از تاسیس شبکه فارسی‌زبان برای تاثیرگذاری بر جریانات سیاسی و اجتماعی ایران خبر دادند.

به گزارش شبکه ایران و به نقل از آتی، سرویس جدید شبکه "یورو نیوز" به زبان فارسی از روز چهارشنبه 20 اکتبر پخش خواهد شد.

آغاز به کار این شبکه به دنبال مناقصه اتحادیه اروپا صورت می‌گیرد که یورو نیوز برنده آن شد و قرارداد آن در 21 دسامبر 2009 بین این شبکه و کمیسیون اروپا به امضا رسید.

گفتنی است ایجاد شبکه‌های فارسی زبان یکی از برنامه‌های جدی غرب برای تحت‌الشعاع قرار دادن افکار عمومی در کشورمان است.

پیش از این نیز خبر خروج تعدادی از روزنامه‌نگاران رسانه‌های زنجیره‌ای اصلاح‌طلب برای ایجاد این شبکه منتشر شده بود.

استخدام "ایرانیان" برای تبلیغ علیه "ایران"

چندی پیش و با قطعی شدن افتتاح شبکه فارسی "یورو نیوز"، مسئولان این شبکه اقدام به جذب نیرو از میان خبرنگاران ایرانی کرده‌اند.

پس از آنکه تلویزیون دولتی آمریکا و تلویزیون دولتی انگلیس اقدام به راه‌اندازی شبکه‌های فارسی‌زبان برای تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران کردند، مسئولان تلویزیون رسمی اتحادیه اروپا نیز از تاسیس شبکه فارسی‌زبان برای تاثیرگذاری بر جریانات سیاسی و اجتماعی ایران خبر دادند.

مسئولان این شبکه با انتشار فرم استخدام و دریافت سابقه کار از برخی خبرنگاران ایرانی که عمدتا سابقه فعالیت در نشریات اصلاح‌طلب را در کارنامه خود دارند، به دنبال جذب نیرو برای تکمیل کادر خبری خود هستند.

راه اندازی سرویس فارسی "یورو نیوز" در سال ۲۰۰۸ میلادی از سوی اتحادیه اروپا به کمیسیون ارتباطات این اتحادیه ابلاغ شد. به گفته مسئولان این شبکه، آغاز پخش برنامه‌ها به زبان فارسی برای اواخر سال ۲۰۱۰ برنامه‌ریزی شده‌است.

"یورو نیوز" نام یک شبکه خبری ۲۴ ساعته اروپایی است که زیر نظر کمیسیون ارتباطات اتحادیه اروپا وابسته به اتحادیه اروپا فعالیت می‌کند و با زبانهای انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، ایتالیایی، اسپانیولی، پرتغالی، روسی، ترکی و عربی اقدام به پخش برنامه و انعکاس عقاید سردمداران اروپایی می کند.

گفتنی است پیش از این هم شبکه‌های "بی‌بی‌سی فارسی" و "صدای آمریکا" به استخدام برخی همکاران سابق نشریات اصلاح‌طلب در ایران برای تکمیل کادر خبری خود پرداخته بودند. "نیما اکبرپور"، "مسیح علی‌نژاد"، "پونه قدوسی" و "مجتبی واحدی" برخی از این افراد هستند که پس از خروج از ایران، به همکاری با این رسانه‌ها و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران مشغول شده‌اند.

حاشیه هایی از دیدار علما با رهبر معظم انقلاب

بنام خدا

 

حاشیه هایی از دیدار علما با رهبر معظم انقلاب

رسا ـ‌ حاشیه های دیدار علما با رهبر معظم انقلاب از جنس حوزه و با فضای طلبگی است. فضایی که کمتر برای یک خبرنگار غیر طلبه ملموس و محسوس است. در این نشست ها از بحث های طلبگی مطرح می شود تا مزاح های علمایی.

* ساعت 8:45 به همراه گروه خبرنگاران پس از کنترل های معمول وارد حرم مطهر حضرت معصومه (س) شدیم.

* محوطه شبستان های داخل و اطراف ضریح مطهر حضرت معصومه (س) خلوت و مصفا بود. همکاران گروه خبری از این فرصت بهره برده و مشتاقانه زیارت به یاد ماندنی از ضریح با معنویت کریمه اهل بیت (ع) به جا آوردند.

* ساعت حدودا 9:30 است و جمع علما و اساتید دور تا دور مسجد بالا سر مطهر با نظم خاصی نشسته اند؛ برخی دو به دو در گوشی و برخی چند نفره مشغول صحبت و مذاکره و شاید هم مباحثه هستند. تعدادی از حاضران، اخبار و تحلیل های خود را درباره سفر پر برکت حضرت آیت الله خامنه ای به قم و آثار و برکات آن برای حوزه ها ارائه می دهند. در این میان برخی از خبرنگاران و عکاسان، اسامی و مسوولیت علمایی را که نمی شناختند از من می پرسیدند.

* یکی از خبرنگاران از عناوین حوزوی و راه و رسم طلبگی و آخوندی می پرسید. طلبه ها چه درس هایی در حوزه می خوانند؟ چگونه یک طلبه به درجه اجتهاد می رسد؟ آیت الله یعنی چه؟ درس خارج چیست؟

ولایت محور وحدت
* نظم و وقار خاصی در جمع علمای حاضر وجود دارد. به این فکر می کردم که دیگر در چه مراسم و به چه مناسبتی چنین علما و اساتید و مسئولان گردهم می آیند و دل هایشان به هم نزدیک می شود؟ این صحنه ها در تاریخ کمتر تکرار می شود که علما و شخصیت های حوزوی با مبانی فکری و سلیقه های گوناگون کنار هم بنشینند و همگی با سرور، امید، نشاط و البته عزم جدی، منتظر دیدار روی مبارک نائب صاحب الزمان (عج) در حرم اهل بیت (ع) باشند.

*  در گوشه ای از حرم فرماندهان نظامی اعم از ارتش، سپاه، نیروی انتظامی و سایر یگانها جمع شده و صمیمانه با هم صحبت می کنند.

* شماری از مسئولان روحانی که در مشاغل اجرایی یا سیاسی فعالیت دارند در گوشه ای دیگر چند حلقه تشکیل داده اند و پیگیر امور مربوط به مسوولیت خود هستند؛ تعدادی از آنها به طرح دیدگاه های سیاسی پرداخته و شماری دیگر در پی حل مشکلات مد نظر یا تبیین پیشنهادات خود از طریق گفت و گو با دیگر مسئولان هستند.

* یکی از مسئولان دفتر حضرت آقا از چند نفر از مسئولانی که ایستاده مشغول مذاکره بودند، با لبخند دعوت به نشستن کرد؛ در همین حال یکی از فرماندهان به شوخی گفت: یک جامع المقدمات هم بیاوریم تا بخوانیم و بحث کنیم. به شوخی گفتم: چند سال است که دیگر جامع المقدمات نمی خوانند و کتابهای جدیدی جایگزین شده است.

* ساعت نزدیک به 10 صبح است که مجری، بلندگو را روشن کرده و صدا را امتحان می کند: بسم الله الرحمن الرحیم؛ یک، دو ، سه و مانند همیشه بلندگو صوت کشیده، بعد صدا عادی می شود!

* برخی از روحانیان حاضر که زودتر آمده بودند و دور تا دور مسجد بالاسر به دیوار تکیه داده بودند جای خود را به علمای معمر که تازه به حرم مطهر وارد شده اند می دهند و خودشان در وسط می نشینند.

* ساعت 10:15 حجت الاسلام و المسلمین محمدی گلپایگانی پشت بلند گو قرار گرفته و ضمن خیرمقدم به حاضران، اعلام کردند به علت ازدحام عجیب جمعیت، رهبر معظم انقلاب با تاخیر به حرم مطهر وارد خواهند شد. زیرا خودروی حامل معظم له در اثر ازدحام جمعیت در مسیر، به ویژه در چهار راه بازار، از حرکت باز ایستاده است.

* عقربه ساعت دیجیتالی حرم از یازده گذشته است که چشمانمان به جمال مقدس حضرت آیت الله خامنه ای منور می شود. رهبر معظم انقلاب تک تک علمای حاضر را مورد تفقد قرار داده و احوال پرسی کردند. حضرت آقا پس از دیدار با حاضران، در کنار آیت الله رضا استادی و آیت الله سید جعفر کریمی نشستند تا خیر مقدم آیت الله امینی را استماع کنند. چند تن از خادمان حرم، به پذیرایی از حاضران پرداختند و حضرت آقا هم مشغول نوشیدن چای هستند.

* آیت الله ابراهیم امینی به نمایندگی از علما و مسوولان، پس از خیرمقدم، درباره توسعه شهر مقدس قم و فرهنگ جامعه ایران اسلامی و نیز دیدگاه بزرگان در این باره سخنان کوتاهی ایراد کرد.

* وی در ادامه، موفقیت حوزه علمیه قم در داخل و خارج را در گرو تحول ارزیابی و در پایان عنوان کرد: با همیاری مراجع تقلید و علما، این تحول بزرگ در برنامه ریزی حوزه علمیه انجام خواهد شد.

«بسم الله الرحمن الرحیم. خیلی متشکریم از آقایان محترم که زحمت کشیدید و در این جلسه شرکت کردید ... امیدواریم خدا از مردم بپذیرد و قبول کند؛ از ما هم همین طور.» حضرت آقا چند جمله کوتاه عنوان کردند و برای پاسخ به ابراز احساسات و ایراد بیانات به سمت جایگاه در میدان آستانه، حرکت کردند.

ابوذر در ربذه !!!!!!!!!!!!!!

بنام خدا

 

ابوذر در ربذه !!!!!!!!!!!!!!

اظهارات توهم آلود كروبي درباره «ابوذر» معرفي كردن خود باعث مبادله جملات مطايبه آميز و طنزآلود در فضاي اينترنت شد.
كروبي در ديدار شماري از عناصر زنجيره اي با زرنگي منحصر به فردي! تلاش كرده بود از سويي خود را همسو و هم وزن آيت الله هاشمي رفسنجاني جا زده و از سوي ديگر خود را نه شبيه طلحه و زبير بلكه ابوذر معرفي كند! او گفته بود مردم بايد قضاوت كنند كه من طلحه و زبيرم يا ابوذر.
كاربران سايت جهان نيوز زير اين خبر نظرات جالبي را ارائه كرده اند از جمله؛ «اگر تو ابوذري، حتماً نياوران و قيطريه ]محله مسكوني كروبي[ هم بيابان ربذه است... جناب آقاي كروبي! (يكي از ابوذران زمان!!!)، هنوز از اذهان مردم ايران موضعگيري اعتراضي شما نسبت به آقاي هاشمي رفسنجاني بدليل حمايتشان از كانديداتوري آقايان خاتمي و موسوي پاك نشده است!... آقاي كروبي! ابوذر كه بعد از پيامبر عليه علي شمشير نكشيد، كشيد؟... اول شما بگو علي شما كيست تا ببينيم برايش ابوذري كرده اي يا نه!... بيخود خودت را به هاشمي نچسبان... حالا آيت الله هاشمي را درست گفته ولي خودش رو اشتباه جا زده، بيشتر به طلحه مي خوره تا ابوذر... اي سردمدار نوابغ! گمان مي كنم به زودي جايزه نوبل هم بگيري... مردم قضاوت خودشون رو كردند آقاي رقيب آراي باطله! ابوذربا فقر زندگي كرد، تو چي؟ بيچاره ابوذر.»

دختران خانه، دختران خيابان؛ دختران ما

بنام خدا

دختران خانه، دختران خيابان؛ دختران ما

دخترم هيچ چيز را در اين جهان نمي توان يافت که شايسته آن باشد که دختري ناخن پاي خود را به خاطر آن عريان کند.....برهنگي بيچارگي عصر ماست. به گمان من تن تو بايد مال کسي باشد که روحش را براي تو عريان کرده است.
(بخشي از وصيتنامه منسوب به چارلي چاپلين)

http://files.tabnak.com/pics/201008/201008011616344625.jpgپانزده سال يا كمي بيشتر داشت، صورتش را برنزه كرده بود، يك شال حرير روي سرش گذاشته بود، سر نه، پشت سرش گذاشته بود، موهايش را دكلره كرده بود، سفيدِ سفيد مثل موهاي مادربزرگم. خدا مي‌داند چقدر مواد شيميايي روي سرش ريخته بود كه موهايش اينطور سفيد شده بود. دخترك، صورتش را مثل نقاشيهاي معروف ونگوگ كه رنگ برجسته است رنگ آميزي كرده بود، از كرم پودر و پنكك و سايه و رژگونه و ريمل گرفته تا رژلب صورتي و برق لب و خط چشم و فرمژه و هزار و يك قلم رنگ و لعاب ديگر...

نمي خواستم ناموس مردم را برايتان اينطور توصيف كنم، مي‌خواستم آخرهمه تعريفها بگويم جاي خواهري، اما اگر من خواهر داشتم هر طور شده از پوشيدن اين لباسها و اينطور آرايش كردن منصرفش مي‌كردم. به خدا دلم مي‌سوزد، اينطور جلوه گري و خود را به نمايش هر چشم پاك و ناپاكي گذاشتن، معنايش اين است كه اين دختر احساس بي ارزشي مي‌كند، احساس مي‌كند كسي به او اهميت و ارزشي نداده است، نمي‌دانم، جامعه، خانواده، پدر، برادر، دوست، برايش ارزشي قائل نيستند.

مأمور نيروي انتظامي، داشت وظيفه‌اي كه به او محول شده را انجام مي‌داد.چند نفري هم جمع شده بودند، در اين فكر بودم كه چرا بايد دراين مملكت چنين صحنه‌هايي را ببينيم، چرا به اينجا رسيده ايم، مردم دنيا چه مي‌گويند، اين راه به كجا ختم مي‌شود، ذهنم پر شده بود از سئوالات جور واجور... ناگهان دخترك جيغ بلندي كشيد، رشته افكارم از هم پاره شد.

... من مي‌خواهم آزاد باشم، راحت باشم، كسي با من كاري نداشته باشد، مي‌خواهم هر چه دلم مي‌خواهد بپوشم، خدا انسان را آزاد آفريده، پس من حق دارم لباسم را خودم انتخاب كنم يعني اين حق را هم ندارم، اين از حداقل حقوق انسانها است، من نمي‌خواهم از حقوق خود محروم باشم، اصلاً به كسي چه مربوط است كه من چه مي‌پوشم...
دخترك چنان با عصبانيت صحبت مي‌كرد كه دستانش مي‌لرزيد، خودش را حق به جانب مي‌دانست، كار به جايي رسيد كه مأمور نيروي انتظامي از او خواست سوار ماشين گشت شود. صداي جيغ بلند تر شد و...

من خودم را از جمعيت بيرون كشيدم، سرم گيج مي‌رفت، حالم بد شده بود؛ آن‌طرف‌تر يك پارك بود، رفتم كنار حوض، روي صندلي نشستم. كاش اين صحنه‌ها را نمي‌ديدم، كاش اين برخورد يك جور ديگري اتفاق مي‌افتاد، كاش بيشتر به فكر جوانها بوديم، كاش نمي‌گذاشتيم كار به اينجا برسد، كاش مسئولان فرهنگي ما نقش پدر و مادر را بازي مي‌كردند، كاش حريمها و حرمتها بيشتر حفظ مي‌شد، كاش حجب و حيا نمي‌مرد.

چرا با ديدي واقع بينانه به دختران خودمان آموزش نداديم، چرا آنها را در برابر هجوم فرهنگهاي پوچ و ضد ارزش پرورش نداديم. مگر نمي‌خواهيم مادران فردا، سالم و تندرست باشند، مگر نمي‌خواهيم نسل ما روح و جسم پاك داشته باشند، سلامت باشند، با هوش باشند، پس چرا وقت نمي‌گذاريم، چرا چهار نفر دكتر و روانشناس را جمع نمي‌كنيم براي اين معضل چاره‌انديشي كنيم، چرا دخترانمان را در محيطي شاد و سالم جمع نمي‌كنيم و بگوييم آخر دختر جان ! كدام انسان عاقلي به نام آزادي درب خانه خود را به روي همگان باز مي‌گذارد!؟ اين كدام آزادي است كه به تو مي‌گويد گوهر با ارزش وجودت را در معرض دزدان آبرو و شرف بگذار، اين كدام آزادي است كه به تو مي‌گويد خودت را پشت هزار قلم رنگ و مواد شيميايي مضر پنهان كن، مگر تو چه كم داري، زيبايي؟ فكر مي كني چه كساني با اين وضع مي‌گويند كه تو زيبا شده‌اي؟ چه كساني مي‌خواهند با تو همصحبت شوند؟ چه كساني از تو تعريف مي‌كنند ؟ اصلاَ آنها كه با اين شكل و شمايل به خيابانها مي‌آيند؟ چقدر در خانواده موفقند، چقدر همسر خوبي هستند، چقدر مادرخوبي هستند، چقدر سالم تر و پاكترند؟

آخر چرا پول بي زبان را، كه در اين روزگار از زير سنگ بيرون مي‌آيد، خرج يك مشت مواد شيميايي آلوده مي‌كني كه پوستت را خراب كند. چين و چروك و اگزما و انواع و اقسام امراض پوستي خطرناك ديگر را به جان مي‌خري كه به اصطلاح زيبا شوي، براي چه كسي ؟ اصلا زيبايي كاذب موقتي چه ارزشي دارد؟

يك نفر بايد بيايد، بگويد: آخر دختر جان! اگر ما مي‌گوييم خودت را براي چشم چرانهاي ولگرد خيابان عريان نكن حرف بدي مي‌زنيم؟! اگر ما مي‌گوييم زيباييت را براي كسي نگهدار كه عاشق وجودت باشد و برايت يك زندگي واقعي بسازد، حرف بدي مي‌زنيم ؟! اصلا تو حرف حسابت چيست؟
مگر انسان موجودي تنها ست كه هر جور دلش مي‌خواهد رفتار كند، انسان موجودي اجتماعي است، شما بايد به قوانين زندگي اجتماعي احترام بگذاري، آزادي شما، تا جاي آزادي است كه به آزادي و آرامش ديگران صدمه‌اي نزند، اگر غير از اين باشد كه مي‌شود قانون حيات وحش، تازه در آن صورت هم تو شانسي براي آزادي نداري چون قانون وحوش اين است كه هر كس زورش بيشتر است زنده بماند، بقيه محكوم به نابودي اند...

http://files.tabnak.com/pics/201008/201008020519571480.jpg

بله شما حق داري لباس خودت را خودت انتخاب كني، اما بايد به پوشش عرف مردم جامعه كه ناشي از دين و فرهنگ وآداب مردمان آن است، احترام بگذاري...
اين جملات بخشي از دلنوشته‌هاي من در مورد اتفاق تلخ آن روز خيابان بود. اما اين مسأله بسيار مهم تر از حرف زدن و نوشتن است. جامعه ما نياز جدي و عملي به احياي ارزشهاي اخلاقي و انساني دارد.

جامعه، آينه فرهنگ، آداب و بينش يك اجتماع انساني است و پوشش، ظهور جلوه‌اي از اين آينه است. پوشش زن ايراني هميشه تاريخ چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام پوششي مناسب، موقر و راحت بوده است. لباسهاي زنان ايراني، از جنس بسيار مرغوب، كار شده و با رنگهاي بسيار شاد تهيه مي‌شده و تا مچ دست و پاها را مي‌پوشانده. لباسي كه نشانگر وقار و حياي يك زن متمدن ايراني در جهان است. هويت تاريخي زن ايراني در جهان منحصر به فرد و برجسته است.
ايرانيان از ديرباز به پاكدامني اهميت مي‌دادند و زنان ايراني پوشيده با چادر يا پوشش‌هاي ديگري كه موها را مي‌پوشاند و سر تا پا را در بر مي‌گرفت، در ميان مردان ظاهر مي‌شدند. در يك مهر سنگي استوانه‌اي كه از دوره هخامنشي برجاي مانده و اكنون در موزه لوور فرانسه نگهداري مي‌شود، شاهزاده ايراني و نديمه‌هايش ديده مي‌شود كه شاهزاده خانم، چادر و نديمه‌ها سرپوش يا سربند دارند. در طرحي كه روي سنگي در ارگيلي تركيه نقش بسته است، زن ايراني باپوشش چادر و سوار بر اسب ديده مي‌شود. حتي سرپوش‌هاي پارچه‌اي دوره هخامنشي از زير برف‌هاي منطقه پازريك روسيه پيدا شده است.

ايرانيان از 10 هزار سال پيش داراي تمدن بوده‌اند. نخستين ابزار ريسندگي و بافندگي در غار كمربند، نزديك بهشهر، يافت شده است كه به 7 هزار سال پيش از ميلاد مسيح بازمي‌گردد. به علاوه، در قديمي‌ترين بخش‌هاي شهر باستاني شوش، كه در خوزستان قرار دارد، سوزن‌هاي سوراخ‌دار پيدا شده است.

اين دستاوردهاي و نوآوري‌هاي ديگري كه در دوران‌هاي بعدي رخ داد، صنعت پارچه و پوشاك ايران را پيشتاز و سرآمد جهانيان كرد. جالب است بدانيد اسكندر مقدوني، با آن‌كه به ايران حمله و آن را اشغال كرده بود، لباس ايراني مي‌پوشيد.

ايرانيان نخستين مردماني بودند كه كت آستين‌دار و شلوار مي‌پوشيدند. مردمان تمدن‌هاي ديگر، بابلي‌ها، آشوري‌ها، يوناني‌ها و رومي‌ها، شلوار نمي‌پوشيدند. ايرانيان حتي نوعي شلوار ويژه سواركاري نيز داشتند كه تنگ و چسبان بود و اغلب از چرم ساخته مي‌شد.
شلوار در اصل شروال خوانده مي‌شد. عرب‌ها آن را سروال ناميدند و جمع آن را سراويل مي‌گويند. در تركي و كردي نيز شروال گفته مي‌شود. مجارها آن را شلواري مي‌نامند و در لاتين به آن سارابارا مي‌گويند. در زبان انگليسي هم به آن پيجاما گفته مي‌شود که از واژه ي پاي جامه ساخته شده که از واژه‌هاي فارسي کهن است.

نقش زدن بر پارچه و لباس از ديرباز در ايران مرسوم بود. در تابوت سنگي اسكندر كه در موزه استامبول نگهداري مي‌شود، ايرانيان شلوارهايي با پارچه‌هاي زيبا پوشيده‌اند كه طرح دار و گاهي نقش‌هايي از گل‌ها دارند. گل‌دوزي در دوره صفويه به شكوفايي رسيد به نحوي كه هنرمندان روم شرقي (امپراتوري بيزانس) طرح‌هاي ايراني را بر لباس‌هاي فاخر نقش مي‌زدند. حتي ريشه عنصرهاي اصلي گلدوزي امروزي نيز به ايران بازمي‌گردد كه از راه كشورهاي ساحل درياي مديترانه به ايتاليا و اسپانيا رفته و بعدها در سرزمين‌هاي ديگر مورد توجه قرار گرفته است.

بافتن پارچه از ايران آغاز شده و از مهمترين فرآورده‌هاي صادراتي ايرانيان بوده است. با آن كه بافت ابريشم به چيني‌ها بازمي‌گردد، اما ابريشم ايراني در دوره ساسانيان به چنان كيفيت و ظرافتي رسيده بود كه چيني‌ها نيز از ايران پارچه ابريشمي وارد مي‌كردند. برخي از پارچه‌هاي ايراني كه ويژه اسقف‌ها تهيه شده، هنوز در گنجينه‌هاي كليساهاي اروپا نگهداري مي‌شود.
ردپاي شكوه صنعت پارچه‌بافي را در واژه‌هاي ايراني كه به زبان‌هاي مختلف راه‌يافته است، مي‌توان پيدا كرد.

در زبان عربي: ديباج از واژه ديباگ به مفهوم زري ابريشمي و استبرق از واژه ستبرگ به مفهوم نوعي پارچه ابريشمي. در زبان انگليسي Taffeta از واژه تافته به مفهوم نوعي پارچه ابريشمي Chintz از واژه چيت به مفهوم نوعي پارچه، در زبان روسي Zarbaf از واژه هزارباف به مفهوم پارچه زري گلابتون و Partcha از واژه پارچه برگرفته است.

ايرانيان نخستين مردماني هستند كه از لباس ورزشي استفاده مي‌كردند. چوگان بازان ايراني نوعي پيراهن نيم‌آستين و شلوار تنگ مي‌پوشيدند تا هنگام بازي راحت‌تر باشند. جنس پيراهن چوگان بازي را نيز نوعي انتخاب كرده بودند تا كم‌تر عرق كنند. انگليسي‌ها در سال‌هاي استعمار هندوستان در آن سرزمين با چوگان و لباس نيم آستين آشنا شدند و آن را با خود به اروپا بردند كه بعدها به آمريكا نيز راه يافت و به تي‌شرت‌هاي امروزي منجر شد.
لباس جنگاوران در دوره اشكانيان و ساسانيان سرمشق شواليه‌هاي اروپايي قرار گرفت.
گزنفون، تاريخ‌نگار يوناني با ايرانياني روبه‌رو شده بود كه دستهايشان را در پوست‌هاي ضخيم و قاب‌هايي نگه مي‌داشتند. نمونه‌هايي از دستكش‌هاي زينتي در موزه ايران باستان نگهداري مي‌شود.

ايرانيان از ديرباز كلاه‌هاي گوناگوني مي‌پوشيدند كه نشان‌دهنده موقعيت اجتماعي آنان بود. كلاه پاپ‌ها و حتي تاج برخي از پادشاهان قديم اروپا، برگرفته از كلاه و تاج‌ پادشاهان ايران است.
پوشيدن چكمه‌هاي چرمي از زمان هخامنشيان مرسوم بود و حتي ژوستي‌نين، امپراتور روم شرقي، چكمه‌هاي ايراني مي‌پوشيد.
هنوز هم شال ايراني در زبان انگليسي به همين نام خوانده مي‌شود (Shawl) و نوع مردانه و زنانه آن هر دو نوآوري ايراني هستند.
بر ديوار كليساي سنت اپالينار در شهر راون ايتاليا طرحي از سه مغ زردشتي كه براي شست‌ و شو و معطر كردن عيسي مسيح(ع) دعوت شده بودند، نقش بسته است.

همه اين شواهد، هويت اصيل، ايده آل و بي نظير پوشش ايراني را در تاريخ جهان مي‌نماياند. اما پرسش اينجاست كه با اين همه سابقه درخشان فرهنگي، چرا دختر ايراني امروز، احساس بي هويتي مي‌كند و دچار يك ايدئولوژي بي بند و باري مي‌گردد، تا جايي كه خود را همچون عروسكهاي غربي بزك كرده و با هزار توجيه نابخردانه در معرض نمايش عمومي مي‌گذارد. مگر ما چه كم داريم كه فرزندان ما الگوهاي غربي را مي‌پذيرند و دنباله روي مانكنهاي بي بندوبار غربي رفته‌اند. مگر نه اين است كه جوامع غربي تا آنجا به راه انحطاط رفته‌اند كه معيارها و ارزشهايشان از اصالت اخلاق و انسانيت به قساوت اميال شهواني و اغراض پست نفساني رسيده است.
چرا براي دختر امروز ايران، ارزشها رنگ مي‌بازد، هميشه يادمان باشد كه اين دختران و پسران از غرب نيامده‌اند، آنها مردان مريخي و زنان ونوسي نيستند، آنها فرزندان ايران هستند، همان خواهران و برادران ما. براي آنها چه كرده ايم و آنها را به چه راهي كشانده ايم. رفتار جوانان امروز ما، يك واكنش اجتماعي ست به عملكرد دست اندركاران فرهنگي ما در اين سالها. جمله‌اي مي‌ديدم از بيانات رهبر معظم انقلاب كه در سالهاي اوايل انقلاب فرموده بودند: «بازگشت به فرهنگ منحط غرب محال و محكوم است.»

ايشان همواره در بياناتشان، نگران اوضاع فرهنگي كشور بوده‌اند و نسبت به برخي سياست گذاري‌ها و حركتهاي دست اندركاران امور فرهنگي و نتايج عملكرد آنها ابراز نارضايتي نموده‌اند.حضرت آيت الله خامنه‌اي همواره اين تفكر غرب را كه معتقد است، زن براي حضور و فعاليت در جامعه نبايد حجاب داشته باشد، مطلقا مردود دانسته و با طرح اين پرسش مي‌فرمايند:
... سوال من اين است که با برداشتن چادر در کشور ما زنهاي (پيش از انقلاب ) تا چه‌اندازه در فعاليتهاي اجتماعي شرکت کردند؟ مگر در دوران رضاخان و پسرش، فرصتي داده شد، تا زنهاي ما در فعاليتهاي اجتماعي شرکت کنند.

زنهاي ايراني زماني وارد فعاليت اجتماعي شدند و کشور را با دستهاي تواناي خود متحول کردند و مردهاي اين کشور را به دنبال خود به ميدان مبارزه کشيدند، که چادر سرشان کردند.»
بنيانگذار كبير انقلاب اسلامي حضرت امام خميني (ره) نيز در خصوص حجاب و شأن زن در صحيفه نور ج‏5 چنين مي‌فرمايد:
... در اسلام زن بايد حجاب داشته باشد... ما نمى‏توانيم و اسلام نمى‏خواهد كه زن به عنوان يك شى ء و يك عروسك در دست ما باشد. اسلام مى‏خواهد شخصيت زن را حفظ كند و از او انسانى جدى و كارآمد بسازد. ما هرگز اجازه نمى‏دهيم تا زنان فقط شيئى براى مردان و آلت هوسرانى باشند.


اما اسلام در مورد فلسفه پوشش چه مطالبي را مطرح مي‌كند.

شهيد مطهري در كتاب مسأله حجاب در اين باره مي‌گويد:
... فلسفه پوشش اسلامي به نظر ما چند چيز است. بعضي از آنها جنبه رواني‏ دارد و بعضي جنبه خانه و خانوادگي، و بعضي ديگر جنبه اجتماعي، و بعضي‏ مربوط است به بالا بردن احترام زن و جلوگيري از ابتذال او...

حجاب در اسلام از يك مسأله كلي‏تر و اساسي‏تري ريشه مي‏گيرد و آن اين است‏ كه اسلام مي‏خواهد انواع التذاذهاي جنسي، چه بصري و لمسي و چه نوع ديگر به‏ محيط خانوادگي و در كادر ازدواج قانوني اختصاص يابد، اجتماع منحصرا براي كار و فعاليت باشد. برخلاف سيستم غربي عصر حاضر كه كار و فعاليت‏ را با لذتجویيهاي جنسي به هم مي‏آميزد، اسلام مي‏خواهد اين دو محيط را كاملا از يكديگر تفكيك كند.
با اين تفاسير آيا اين مساله آنقدر حائز اهميت نيست كه نسبت به اصلاح برخي قوانين و سياستهاي فرهنگي عزم جدي داشته باشيم. به نظر مي‌رسد قواي سه گانه ما بايد با تعامل با يكديگر هر چه زودتر نسبت به اصلاح وضعيت آشفته فرهنگي كشور تصميمات عملي و جدي بگيرند.

عواملي چون بي بند و باري، فقر و بيكاري، سن ازدواج را روز به روز براي فرزندان ما بالاتر مي‌برد. من معتقدم اگر قرار باشد يك روز بياييم و روي ديوارها بنويسيم، ويدئو مخرب تر است يا بمب اتم و 5 سال بعد در همه جاي ايران اسلامي ويدئو كلوپ راه بياندازيم، معلوم است كه كار اصولي نكرده ايم. امروز هم با مسأله ماهواره همان مشكل را داريم.

به جاي محكوم كردن و منع كردن جوانان در اين دنياي رسانه آزاد كه اطلاعات از در و ديوار مي‌ريزد، بايد به پرورش فكري جوانان بپردازيم و آنها را در برابر اين هجوم واكسينه نماييم. جوان ما بايد بداند رفتن به چه راهي چه نتايجي را برايش در پي دارد. تكليف جوانان و نوجوانان اين مملكت بايد روشن باشد نبايد بدون برنامه ومقطعي عمل كرد.اگر قرار باشد كه در خيابان ها، با مدلهاي عجيب و غريب غربي، برخورد گردد، بايد پيش از آن مدلهاي اسلامي ايراني را تعريف و ترويج كرد. اگر مدل موي فلان، اسلامي ايراني نيست، پس مدل موي اسلامي ايراني چيست؟

اسلام دين زندگي است، با تمام جزئياتش. اولين مسأله در اين امر ارائه تعاريف و مصاديق است. يعني اصل تعريف و مصداق آن، مجري آن، و مرجع نظارت بر آن بايد معين گردد. اكثر متوليان امور فرهنگي در طول اين سالها تنها به نظريه پردازي در اين باره بسنده كرده‌اند، اما به نظر مي‌رسد جريانها و حركتهاي فرهنگي جامعه ايراني، با قوه‌اي نيرومند تر از سياست گذاريهاي دولتهاي مختلف و مجريان آن به پيش مي‌رود.

در اين ميان آموزش و پرورش و آموزش عالي در كتابهاي آموزشي و واحدهاي درسي خود به‌اندازه لازم برنامه ريزي نداشته‌اند. از مباحثي مربوط به آموزش آداب صحيح معاشرت در مقاطع ابتدايي گرفته تا فرهنگ شناسي ايراني اسلامي در سطح عالي بايد كتب و واحدهاي درسي جامع و كاملي تدوين شود و نسبت به آموزش آن جديتي خاص لحاظ گردد.

ما بايد نسبت به رفتار فرهنگي اجتماع خود بسيار حساس و هوشيار باشيم جامعه جوان ما تشنه آموختن و امتحان كردن است، نبايد اجازه دهيم تا محصولات غربي، خوراك جوانان ما و جوانان ما، خوراك محصولات غربي گردند. براي مثال در حال حاضر تعريف، يا بهتر است بگوييم، مصداق معقول و حساب شده‌اي در مورد چگونگي پوشش در ميان جوانان ما وجود ندارد. اگر بدانيم و بپذيريم كه پوشش مردمان يك سرزمين مي‌تواند بيانگر فرهنگ و تمدن آن سرزمين و جزء افتخارات ملي آن ملت محسوب گردد، چطور مي‌توان نسبت به اين مسأله مهم بي تفاوت بود. امروز در جامعه ما وضعيت پوشش به طور جدي از هم گسيخته و بي بند و بار است.

همه ما به آزادي انسانها ايمان داريم و به حقوق اجتماعي و شهروندي معتقديم.اما اگر شهروندي، با نوع پوشش خود، بر بدنه تعريف شده فرهنگي اجتماعي جامعه ما، آسيب برساند، حتي اگر مطلوب نظر وي بوده و برايش تعريف شده باشد، حق ندارد به طور آزادانه از آن پوشش استفاده نمايد، زيرا در اينجا مسأله‌اي بزرگتر و مهم تر از آزادي فردي مورد تجاوز و تهديد قرار مي‌گيرد و آن آزادي اجتماعي است. اجتماع كه نبايد متأثر از فرد يا متأثر از يك بنگاه تبليغاتي يا يك گروه اقليت باشد. اجتماع ما بايد به اجماع، تعاريف و مصاديق معقول و معروف خود را بر اساس فرهنگ، آداب و شريعت ما تبيين و از طريق ضابطين امر ابلاغ نمايد. جريان و بلوغ فرهنگ اجتماعي، يك پروسه تاريخي عقيدتي است.

اصولا، زن ايراني در تاريخ، هرگز نخواسته و نپذيرفته است، كه بدن خود را در انذار عمومي نيمه عريان كند، يا لباسهايي آنقدر تنگ بپوشد كه‌اندام او نمايان و در چشم باشد. از نظر زن ايراني، اين كار، نوعي خود فروشي است. در فلسفه پوشش ايراني، اصل، بر حيا، مصونيت، حفظ و مراقبت از زيبايي ست. اما در فلسفه پوشش غربي اصل بر بي قيدي، تظاهر، فريب و خود فروشي است. نوعي آزادي كاذب سياستمدارانه براي استعمار فكري زنان.

خيلي از جوانان ما به دليل بي اطلاعي از چگونگي پوشش اصيل ايراني و نبود تعريف و اجراي مدرن اين نوع پوشش در جامعه مبادرت به استفاده از پوششهاي غربي نموده‌اند. با اين تفاسير اگر در جامعه ايراني اسلامي ما برخي به اين نتيجه رسيده‌اند كه بايد خود را نيمه عريان كنند يا لباسهاي بسيار تنگ غربي بپوشند، بايد ديد كه اين مسأله از كجا نشأت گرفته است

 مرحوم دکتر علي شريعتي گويد:
... تجربه نشان مي‌دهد که به عنوان اينکه دين فلان چيز را مي‌گويد، نمي‌شود حجاب را بر زن تحميل کرد، و عبادت را بر پسر تحميل کرد، مگر اينکه يک آگاهي انساني پيدا کند، و اين‌ها نماينده يک طرز فکر باشد.
... شما طرز فکر بچه‌ها را عوض کنيد، آنها خودشان پوشش را انتخاب خواهند کرد ؛ شما نمي‌خواهد مدلش را بدوزيد و تنش کنيد ! او خودش انتخاب مي‌کند. شما را بطه عاشقانه بين او و اين عالم وجود برقرار کنيد ؛ او خودش به نماز مي‌ايستد. هي به زور بيدارش نکنيد!

بايد به نقد عملكردها و سياستها پرداخت و براي فرهنگ سازي و يا احياي فرهنگي جامعه ايراني اسلامي اقدام سريع و جدي نمود. مسأله پوشش تنها، يكي از مسائل فرهنگي ماست. مفهوم فرهنگ گستره كلاني را در بر مي‌گيرد، اما نمايندگان فرهنگي ما چه كساني هستند و ايده آلهاي فرهنگي ما چيست ؟ چطور بايد به سمت آنها حركت كرد و از چه كساني بايد كمك خواست؟ با اين تفاسير، من مي‌گويم بايد بيشتر براي جوانانمان وقت بگذاريم، بيشتر، بيشتر، بيشتر...

حسین ترقی

-----------------------------------------              

 این طامس آثارالزیغ والأهواء؟(کجاست محو کننده جای پای گمراهی و هواپرستی؟)        

سایت‌های مستهجن ذره ذره سلامت روانی را نابود می‌کند

بنام خدا

سایت‌های مستهجن ذره ذره سلامت روانی را نابود می‌کند

سایت‌های مستهجن وجود دارند. چه به ما بربخورد و چه بر نخورد این سایت‌ها به زبان فارسی هم وجود دارند و آمارهای غیر رسمی نشان می‌دهد که مشتری هم دارند. با پاک کردن صورت مسأله چیزی عوض نمی‌شود. همشهری مثبت درپرونده‌ای به بررسي سايتهاي مستهجن، عتیاد به آنها و راه‌های مقابله با این آسیب روانی می‌پردازد اين نشريه در بخشي از مطلب خود با عنوان "شايد براي شما هم اتفاق بيافتد" آورده است.

http://files.tabnak.com/pics/201008/201008231341224317.jpgاين جوري که دارد پيش مي‌رود، احتمالا در ويراست بعدي طبقه‌بندي اختلال‌هاي رواني جايي هم براي هرزه‌نگاري‌هاي اينترنتي کنار گذاشته مي‌شود. متاسفانه در حال حاضر اين اختلال فقط در بحث‌هاي حقوقي کشورهاي مختلف مطرح شده‌اند و روان‌شناس‌ها و روانپزشک‌ها آن را در اختلالات خود قرار نداده‌اند. اما اين به آن معنا نيست که تحقيقي در اين مورد انجام نشده باشد. هرزه‌نگاري اينترنتي مقدمه يک بيماري فراگير روان‌شناختي به نام اعتياد جنسي است. براي همين چندين محقق روان‌شناس ته و توي اين مشکل را درآورده‌اند و مراحل مختلف هرزه‌نگاري را شرح داده‌اند. در اين دو صفحه مي‌خواهيم اين مراحل پيش رونده را شرح دهيم تا هم شما پيشاپيش از عوارض آن آگاه شويد و انگيزه بيشتري براي پيشگيري داشته باشيد و هم با راه‌هاي درمان آن آشنا شويد.

مرحله اول: اعتياد
وابستگي آن‌لاين
اولش اين جوري است که شما براي کنجکاوي به يکي از سايت‌هاي مستهجن که لينک‌هايشان اين طرف و آن طرف زياد ريخته‌اند، مراجعه مي‌کنيد. اما اين پايان ماجرا نيست. اين تصاوير و متن‌ها آن قدر قدرت تخيل شما را به کار مي‌اندازند که شما بار‌ها و بارها، دوباره و دوباره به آن سايت‌ها مراجعه مي‌کنيد. فرد در ذهن خودش اين تصويرها و داستان متن‌ها را بارها و بارها در ذهن خود تصور مي‌کند و تحريک مي‌شود. جالب اينجاست که افراد تحصيل‌کرده و با هوش، شايد به خاطر قدرت تصور بالاترشان در مقابل اين سايت‌ها آسيب‌پذيرترند. خلاصه اينکه يک دفعه فرد به خودش مي‌آيد و مي‌بيند که واقعا به اين سايت‌ها معتاد شده است. دقيقا مانند مصرف‌کننده‌هاي مواد، معتادان به اين سايت‌ها هم ديگر با ديدن مثلا يک عکس يا فيلم در شبانه روز راضي نمي‌شوند و وقت بيشتر و بيشتري را صرف تصاوير مستهجن و مستهجن‌تر مي‌کنند و البته کم‌کم عوارض اين اعتياد گريبان خانواده و شغل فرد را هم مي‌گيرد.

مرحله دوم: تشديد
هر چه مستهجن‌تر بهتر
همان‌طور که در مرحله قبل هم توضيح داده‌شد، معتادان به اين سايت‌ها کم‌کم وقت بيشتر و بيشتر و تصاوير مستهجن‌تر و مستهجن‌تري را طلب مي‌کنند. اما اين فقط در فضاي مجازي اينترنت نيست. آنها کم‌کم توقعات عجيب و غريب جنسي که در نتيجه ديدن اين سايت‌ها برايشان ايجاد شده‌است را از همسر خودشان هم دارند. معلوم است که اين توقعات عجيب و غريب که فقط منحرفان جنسي از پس آنها برمي‌آيند در زندگي طبيعي برآورده نمي‌شود. اينجاست که فرد ممکن است حتي بخواهد تنوع طلبي جنسي خود را با يافتن شريک‌هاي متعدد‌تر ارضا کند. ضمن اينکه اين نوع برخورد باعث مي‌شود که همسر فرد کم‌کم از او آزرده شود و کناره‌گير‌تر شود. اين دور باطل همچنان ادامه پيدا مي‌کند و زندگي طبيعي فرد را کاملا مختل مي‌کند.

مرحله سوم: حساسيت‌زدايي
هيچ چيز زشت نيست
هر چه که فرد بيشتر پيش مي‌رود و بيشتر در سايت‌هاي مستهجن غرق مي‌شود، تشخيص فضاي مجازي از فضاي واقعي و التزامات اخلاقي‌اش برايش مشکل‌تر مي‌شود. در درجه اول ديگر هيچ محتواي مستهجني براي او شوک‌برانگيز نيست. او ديگر ميخکوب نمي‌شود. هيچ چيزي برايش کريه نيست. در فضاي واقعي هم بسياري از انحرافات جنسي در ديگران براي او طبيعي به حساب مي‌آيد. قاتي شدن فضاي مجازي و واقعي براي او اين توهم را به وجود مي‌آورد که «اين کاريست که همه آن را انجام مي‌دهند». فرد ديگر قادر به درک اين نکته نيست که فضاي مجازي مستهجني که او در آن سير مي‌کند را فقط يک اقليت بسيار کوچک از جامعه واقعي آن هم با هدف‌هاي بيشتر اقتصادي به وجود آورده‌اند و اين گروه کوچک به هيچ عنوان نماينده جامعه واقعي نيستند. در جامعه واقعي براي اکثريت هنوز هم آن تصاوير وقيح و ميخکوب‌کننده هستند و اين افراد معتاد به سايت‌هاي مستهجن هستند که مشکل دارند و نه جامعه.

مرحله چهارم: انحراف جنسي
بدل شدن به تصاوير
در سايت‌هاي مستهجن فقط به تمايلات طبيعي جنسي پرداخته نمي‌شود. بخش عظيمي از اين تصاوير و متن‌ها مربوط به کساني است که از انحرافات جنسي رنج مي‌برند. در آخرين مرحله و شديد‌ترين مرحله از اعتياد به سايت‌هاي مستهجن، خود فرد هم ممکن است اين رفتارهاي انحرافي را انجام دهد. لاقيدي جنسي و انجام رفتارهاي پرخاشگرانه جنسي دو نمونه از رفتارهايي است که در نتيجه مشاهده اين سايت‌هاي مستهجن انجام مي‌شود. يکي از بدترين عواقب اين مشکل روان‌شناختي اين است که نگرش‌ فرد به اطرافيانش کاملا جسمي مي‌شود. در واقع بخش عاطفي و انساني که به طور طبيعي در روابط آدم‌ها با يکديگر وجود دارد کم کم از ذهن اين افراد محو مي‌شود و او به همه فقط با ديدگاه جنسي نگاه مي‌کند

گروکشی از حیثیت شهروندی در تاریکخانه عکاسی‌ها

بنام خدا

گروکشی از حیثیت شهروندی در تاریکخانه عکاسی‌ها

دیوار قلب شهروندان از حراس ابرو در لرزش است بدون آنکه مسئولین امر این مهم را احساس کنند و برای آن برنامه ای مدون را طرح ریزی نمایند.
قرار گرفتن عکس مراسم عروسی اشخاص در اختیار آتلیه داران امنیت اجتماعی و حیاتی شهروندان را با تهدیدی جدی رو به رو ساخته و زنگ خطر را برای کارشناسان اجتماعی به صدا در آورده است این در حالی است که متولیان امنیت اجتماع بدان به عنوان موضوعی پیش پا افتاده نگاه می کنند.
گزارش "حیثیت شهروندان گروگان تاریکخانه ها" و بازخوردهای ناشی از آن و سوال های بی پایان در این زمینه و عدم پاسخ گویی مسئولین اتحادیه عکاسان تهران به چراهای پیش آمده برای مردم زمینه را برای موشکافی بیشتر در این زمینه فراهم نمود.
شاید از این طریق بتوان حرف نا حساب اتحادیه عکاسان را اصلاح نمود و حیثیت عمومی را از خطر پیش روی در امان داشت.

http://files.tabnak.com/pics/201010/201010170655183596.jpg

 

اینجا تایلند شده؟؟؟!!!
یکی از شهروندان در حالی که بسیار آشفته بود و با تکرار این جمله که آقا " اینجا تایلند شده؟؟؟!!! " بیان می دارد: بعد از خواندن گزارش شما در مورد آتلیه های عکاسی فورا با دفتر اتحادیه عکاسان تماس گرفتم. بعد از کش و قوس های بسیار و گذشتن از سد چند نفر توانستم با یکی از مسئولین اتحادیه صحبت کنم. ایشان به جای اینکه پاسخگوی سوالات بنده باشند و مرا از ابهام پبش آمده در مورد اینکه چرا باید عکس مراسم عروسی در آتلیه ها باقی بمانند جواب دادند و گفتند که " آقا ایران الان دارد تایلند می شود کمی به خیابان ها نگاه کنید. شما خیلی فکرتان بسته است یک مقدار ذهنتان را به روز کنید"
وی که از این اظهارات یکی از اعضای اتحادیه بسیار براشفته است ادامه می دهد: من به ایشان گفتم که به خاطر سود مادی چند نفر از عضوهایتان حاضرید اصول دینی را نادیده بگیرید در حالی که مراجع عظام در مقابل رویکرد شما موضع گیری متقابل داشته اند و رویکرد شما را نپسندیده اند. ایشان تنها پاسخی که به بنده دادند این بود که هر کس که مرجع تقلیدش گفته کار ما خلاف شرع است با ما کار نکند ما نمی توانیم کاسبی خود را برای این حرف ها تعطیل کنیم هر چند که برای مراجع احترام زیادی قائل هستیم.

تضاد با مصالح اجتماعی و دینی
اظهارت این شهروند تهرانی در شرایطی بیان می شود که بسیاری از دلسوزان جامعه در وفاق کامل برای حذف بند غیر قانونی ای بر آمده اند که طی آن اتحادیه عکاسان برای اعضای خود این فرصت را قائل شده تا با عکس نوامیس برای خود درآمد کسب کنند. عکس هایی که جزء خصوصی ترین بخش های زندگی افراد به حساب می اید و هیچ فردی نمی تواند از طریق آن کسب درآمد کند.
در همین رابطه عضو کمیسیون فرهنگی مجلس در پاسخ به این سوال که ایا اتحادیه ای می تواند قانونی را وضع نماید که طی آن موازین شرعی و قانونی را لحاظ نکند می گوید: " هرگونه تصمیمی که با عقل، شرع و شئونات منافات داشته باشد نمی توان برای آن وجه قانونی در نظر گرفت."
حجت الاسلام والمسلمین ملک محمدی در ادامه می افزاید: " اگر اتحادیه ای بر اساس توافقات درون تشکیلاتی این دست از قوانین را تصویب نمایند و اقدام به اجرای آن کند این اقدام بی اعتبار بوده و قابلیت اجرا ندارد."
وی با اشاره به اهمیت و جایگاه حفظ حریم شخصی افراد می گوید: " هرگونه تصمیم گیری در مورد حریم شخصی افراد می بایست مطابق با قوانین کشور و مقررات اسلامی باشد. این بند قرار دادی که شما ذکر می نمایید نمادی از دخالت در امور شخصی افراد به حساب می آید.
نماینده مردم دامغان در مجلس شورای اسلامی اظهار می دارد: با عنایت به اینکه ما در یک جامعه اسلامی و دینی زندگی می کنیم این دست از رویکردها باعث می شود برخوردها و اصطکاک در جامعه بالا برود. دست اندر کارانی که چنین بندی را لحاظ کرده اند می بایست هر چه زودتر تجدید نظر کنند. یقین بدانید نگه داشتن آرشیو مراسم عروسی افراد در تضاد کامل با مصالح اجتماعی و دینی ماست.
سوال ها در برابر پافشاری مسئولین اتحادیه عکاسان برای در اختیار داشتن داشته های خصوصی افراد بسیار زیاد است اما در نهایت امر می توان به یک نکته اساسی رسید و آن اینکه مطامع مادی گروهی خاص بر قواعد دینی و اجتماعی ارجهیت یافته بدون آنکه به خطرات ناشی از آن توجه ویژه ای صوت بپذیرد. در حالی که آمار و ارقام حکایت گر تلخی از افزایش نفوذ بی پرده جرایم به حریم خصوصی افراد دارد با چراغ خاموش حرکت کردن مسئولان جای تعمل بسیار دارد.

حرام در جریان است
قاضی محمد سلطان همت یار در همین رابطه می گوید: یک قانون نانوشته در آتیه های عکاسی از 50 سال پیش تا کنون وجود دارد که طی آن آرشیو یا به عبارتی نگاتیو فیلم ها در دست عکاس باقی می ماند برای همین ما نمی توانیم نسبت به آن سخت گیرانه عمل نماییم.
وی در ادامه اظهار می دارد: بر اساس قانون در تمامی اصناف شرایطی پدید آمده تا کسب پروانه منوط به بررسی شرایط اخلاقی و بررسی سوابق کیفری باشد. در مورد افراد فعال در مجموعه عکاسی کشور به همین منوال است لذا می توان به طور کامل به افراد حاضر در این حوزه اعتماد کرد و کار را به دست آنها سپرد.
همت یار با اشاره به برخی تخلفات صورت گرفته در این صنف اظهار می دارد: اگر تخلفی را یکی از افراد صورت می دهد نباید تمامی اعضا را مورد شماتت قرار داد و آنها را تهت فشار گذاشت.
وی در ادامه به ضرورت افزایش ضریب اعتماد در جامعه اشاره می نماید و می گوید: ما باید جامعه را مبتنی بر اعتماد جلو ببریم. این اعتماد تنها در شرایطی به وجود می آید که فرد بداند حریم خصوصیش مورد تعرض قرار نمی گیرد. اگر اتحادیه عکاسان می گوید باید عکس در اختیار آتیه دارد باشد پس می بایست فضا را چنان امن کند که افراد دیگر دلهره ای از این لحاظ نداشته باشند که نامحرم عکس هایشان را می بیند. برای همین تمامی گالری ها می بایست از کادر خانم در تمامی مراحل از جمله تهیه، تصحیح، چاپ و نگهداری استفاده نمایند، در غیر این صورت کار حرامی در حال انجام است و می بایست جلوی آن را گرفت.

اسیران بی قیدی
در یا تمام این صحبت ها و تاکید بر گریز از قانون اتحادیه عکاسان نباید این مهم را به فراموشی سپرد که هم اکنون برخی از افراد جامعه حتی برای پوستر شدن عکس نوامیسشان و چسبیدن آن به در و دیوار آتلیه حاضرند رقم های نجومی خرج کنند و از این کار هیچ گونه عبادی ندارند.
در همین روزهای اخیر تیتراژ عروسی یکی از افراد نقل محفل اس ام اس بازها شده بود که در آن عروس و داماد از سفر به دبی، حضور در بیابان های گرم و سوزان و شنا در استخر پروایی نداشتند.
بی قیدی این عده معدود ضربه ای سنگین بر جامعه وارد نموده و همین دسته آتلیه داران را چنان حریص و بد عادت کرده اند که به هیچ گونه دست از عکس نوامیس بر نمی دارند و به هر نوعی به دنبال افزایش سرانه درآمدی خود هستند.
اما هادی مقدسی منشی اول کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی که در گزارش پیشین مواضع بسیار جدی را در برابر فرار از قانون اتحادیه عکاسان اتخاذ نموده بود در پاسخ به این سوال که برخی از افراد بر این باورند که مجلس نمی تواند در این موارد دخالت نماید، می گوید: اتحادیه عکاسان یا هر واحد دیگری این اجازه را ندارد که در مورد مجلس تحلیل فضایی ارائه کند. نمایندگان مجلس وکلای مردم هستند و از حقیقت های جامعه سخن به میان می آورند. نمایندگان به دنبال افزایش هنجارها و حذف ناهنجاری ها هستند به همین خاطر عده ای که خود را نمی توانند با این حقیقت اجتماعی وفق دهند و از حرف حساب گریزان هستند نباید چنین بی پروا به بطن جامعه بتازند.
وی ابراز می دارد: ما در یک جامعه اسلامی زندگی می کنیم و حرکت اتحادیه عکاسان در تضاد با معیارهای این جامعه است. ما نمی توانیم کوته فکری برخی از افراد را تحمل کنیم در حالی که جامعه نگران آینده حیثیتی خود است.
عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی بیان می کند: اتحادیه عکاسان با نگاه اقتصادی در حال عبور از قانون است این در حالی است که اگر قیمت تمام شده را به درستی محاسبه نمایند دیگر نیازی به نگاه داشتن آرشیو یا نگاتیو نزد خود نیستند و از این طریق بار منفی در جامعه نیز کاسته خواهد شد.
مقدسی اظهار می دارد: ما نباید جامعه را به سمتی حرکت دهیم که سوار بر موج التهاب و استرس شود. رویکرد اتحادیه عکاسان درگیری ها را افزایش داده و زنگ خطر را برای سلامت اجتماعی به صدا در آورده است.
داشتن زندگی شخصی و عدم دخل و تصرف دیگران حق هر فردی است. مسیح عبدالهی جامعه شناس با بیان این مطلب ادامه می دهد: زندگی انسانی و اجتماعی این اجازه را به شما می دهد که با چه کسانی در ارتباط باشید و با چه کسانی دیدار کنید. اما رویکردی امروز آتلیه داران حتی حق اینکه شما از حیثیت جسمی خود دفاع کنید را از شما گرفته چرا که نمی دانید چه کسی به نظاره شما می نشید و با چه دیدی اقدام به این کار می کند.
وی می افزاید: در دین مبین اسلام دیدن بدن نامحرم به هر نحو حرام است پس ما چگونه می توانیم با گرو کشی از نوامیس برای خود جذب درآمد کنیم. این موضوع سلامت اجتماعی را تهت تاثیر قرار می دهد و میزان نارضایتی ها را افزایش می دهد.
عبدالهی می گوید: جامعه سالم جامعه ای است که در آن افراد بدانند حریم خصوصیشان مورد دستبرد قرار نمی گیرد در شرایطی که امروز یک اتحادیه که می بایست رفاه مردم را افزایش دهد اساس اجتماعی را هدف گرفته و تنها به سود اعضای خود می اندیشد.

و آخر اینکه ...
در این گزارش تلاش شد تا بخش کوچکی از سوالات بی شمار مخاطبان آتلیه ها پاسخ داده شود. اما این پاسخ ها نیازمند نگاه ویژه مسئولین اجتماعی و فرهنگی کشور است تا با یافتن راهکاری مناسب حیثیت شهروندی را نجات داده و زندگی بدون استرس را برای مردم به ارمغان آورند.

تاریخ را درست باید خواند

بنام خدا

تاریخ را درست باید خواند

احسان نصير

(در حاشيه پرده‌دري‌هاي اخير فائزه هاشمي رفسنجاني)

اخیراً فائزه هاشمی با امید معماریان مصاحبهای انجام داده و در آن ادعاهایی را مطرح کرده که جا دارد نه در مقام پاسخ به او بلکه به عنوان «عبرت تاریخ» گفتههای او را بررسی کرد. نخست باید این سؤال را مطرح کرد که چرا مصاحبه با او در یک نشریه آمریکایی و به زبان انگلیسی منتشر میشود و سپس متن فارسی آن در راديو ‌فردا (كه بودجه آن توسط دشمنان نظام پرداخت مي‌شود) و سایتهای فارسی اپوزیسیون جمهوری اسلامی ارائه میگردد؟ چند نکته در این مصاحبه وجود دارد که تا اندازهای پاسخ این پرسش را روشن میکند. 

اول اینکه وی به رئیس جمهور ایران توهین کرده است و این موضوع برای غرب مطبوع است چنان که در دانشگاه کلمبیا رئیس آن دانشگاه به تحریک صهیونیستها و بر خلاف شأن دانشگاهی و اصول دیپلماسی به رئیس جمهور ایران که نماینده رسمي یک ملت است، توهین کرد. در جریان حضور رئیس جمهور در اجلاس حقوق بشر در سوییس نیز جمعی از صهیونیستها با توجه مواضع ضدصهیونیستی آقای دکتر احمدینژاد، سعی کردند سخنرانی ایشان را به هم بزنند و این کار را با توهین و حرکات وقیح انجام دادند که البته ناکام ماندند. این رسم غرب و صهیونیستهاست که با آزادیخواهان و مدافعان واقعی حقوق انسانها چنین برخورد کنند.

دوم اینکه وی در سخنانش دم از رویارویی «اکثریت» جامعه با نظام جمهوری اسلامی زده و مدعی شده پس از فتنه سال گذشته، اکنون مردم خواهان تغییرات بنیادی در ایران هستند. معنی این حرف چیزی جز تغيير نظام جمهوری اسلامی نیست و این همان خواستهای است که سی سال است غرب و به ویژه آمریکاییها مطرح کرده و دنبال میکنند. اینجا هم فائزه هاشمی درست بر طبق نظر و خواست دشمنان ملت ایران سخن گفته است و بدیهی است که دستگاه تبلیغاتی غرب و صهیونیستها همیشه جای خالی برای این گونه نظرات دارند. در جریان اعطای جایزه نوبل به شیرین عبادی هم روشن بود و بعداً روشنتر هم شد که هدف، استفاده ابزاری از او برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی است.

سوم، فائزه هاشمی از تداوم «جنبش سبز» در سطوح بالاتر و گستردهتر سخن گفته است. این سخنِ گزاف تنها برای اميدواري كاذب معدود افراد باقیمانده در گرد سران فتنه در داخل و خارج از كشور است! یعنی قصد بر این است که حامیان خارجی فتنه را که اکنون بنابر تحلیلهایشان متوجه شدهاند آن طرح شکست خورده، همچنان به حمایت وادارد. 

چهارم آنکه، چنان که همه میدانند، برادر وی، مهدی هاشمی از ماهها پیش به خارج از کشور گریخته و عمدتاً لندن نشين شده و از آن جا علیه نظام مشغول فعالیت است و شايد وی در انتشار این مصاحبه در یک نشریه آمریکایی نقش اصلی را داشته است. مصاحبهکننده، امید معماریان، یک عنصر ورشکسته ضدانقلابي است که در غرب کسی به او اهمیتی نمیدهد، تا چه رسد به اینکه چیزی از او را چاپ کنند. این امر روشن میکند که کسانی با استفاده از امکانات مختلف در داخل و خارج از کشور، مشغول فعالیت علیه نظام هستند و جای بسی تعجب و تأسف است که همراهان نظام چشم خود را بر این موضوع بسته و با ميدان دادن و حتي جانبداري از بستگانشان، در عمل فضایی را برای فعالیت چنین عوامل مخربی فراهم کردهاند. 

دومین سؤال، چرایی اصرار در مقابله با نظام است. اینجا لازم است کتاب تاریخ انقلاب و بخصوص سالهای آغازین پس از پیروزی را ورق بزنیم. خانواده لاهوتی از پیش از انقلاب به سازمان مجاهدین خلق گرایش زیادی داشت و حتی خود مرحوم شيخ حسن لاهوتی به آنان کمک میکرد. بعد از پیروزی انقلاب، که سازمان مذکور مدعی سردمداری جنبش اسلامی مردم بود و حکومت را حق خود میدانست، به طرق مختلف شروع به نفوذ در بخشهای مختلف اداری و نظامی نمود و به یارگیری از میان مردم و شخصیتها پرداخت. سران سازمان چنان شیفته قدرت شده بودند که از هیچ ترفندی برای رسیدن به آن فروگذار نمیکردند و حتی برای ایجاد اختلاف میان شهید بهشتی و امام (ره) دست به کار شدند و به آن شهید بزرگوار پیشنهاد دادند اگر رهبری انقلاب را به دست بگیرد، سازمان با او بیعت میکند! برخورد هوشمندانه شهید بهشتی و طرد آنان موجب شد که سران سازمان کینه‌ي سختی به دل گرفته و برای ترور ایشان برنامهریزی کنند که سرانجام این برنامه نیز عملی شد. به هر حال، با گذشت زمان خانواده لاهوتی بیش از پیش به سازمان گرایش پیدا کردند و وحید لاهوتی، ( پسر مرحوم  لاهوتی)، رسماً عضو سازمان بود.

پس از ماجرای 30 خرداد 60 و شورش مسلحانه عوامل سازمان به قصد قبضه قدرت و حتی حذف فیزیکی امام(ره)، نیروهای انقلاب در صدد ریشه کنی آن فتنه برآمدند. در جریان این وقایع وحید لاهوتی هم دستگیر شد.         آقاي حسن لاهوتی، پدر وحید، با موضعگیری تند علیه این دستگیری، شهید لاجوردی را تحت فشار گذاشت تا وحید را آزاد کند و شهید لاجوردی هم او را به آرامش دعوت کرد و توضیح داد که دستگیری وحید میتواند موجب جدا شدن او از فرقه رجوی شود و نجاتش دهد اما حسن لاهوتی از طرق مختلف به اعمال فشار ادامه داد. این فشارها بیشتر در دفاع از منافقين صورت میگرفت و وحید لاهوتی تنها بهانهای بود برای توجیه پیگیریهای وی. ناگفته نماند که وحید دو برادر بزرگتر هم داشت به نامهای حمید و سعید که آنها هم غیررسمی مدافع و هوادار سازمان بودند و پدرشان را در اعمال فشار به شهید لاجوردی برای عدم برخورد با اعضای سازمان همراهی میکردند. این دو برادر دامادهای خانواده هاشمی رفسنجانی بودند؛ یکی همسر فاطمه و دیگری همسر فائزه. وحید لاهوتی با فریب دادن مأموران دادستانی توانست خودکشی کند و این خودکشی بیش از هر چیز، ناشی از تضادهای فکری ایدئولوژی التقاطی سازمان بود. شيخ حسن لاهوتی نیز خودكشي كرد.

روایت مرگ وحید لاهوتی و حسن لاهوتی را صادق طباطبایی چنین نقل کرده است: «اگر بخواهم صادقانه نقل كنم، براي من هيچ نكته ابهامي در مورد مرگ آقاي لاهوتي وجود ندارد و همه اجزاي آن براي من روشن است. شب قبلش من و احمدآقا منزل آقاي لاهوتي بوديم، البته دومين شب متوالي بود كه آنجا بوديم. صبح آن روز يك سر رفتم اداره و برگشتم. آقاي لاهوتي خيلي عصباني بود و مي‌خواست عليه آقاي بهشتي سخنراني بكند. احمدآقا گفت: حواست‌ باشد كه آقاي بهشتي عملاً رئيس شوراي انقلاب بوده است و انتقاد از او نبايد به انتقاد از شوراي انقلاب منجر شود، چون امام روي شوراي انقلاب حساسيت دارند. اگر مي‌تواني حساب آقاي بهشتي را از شوراي انقلاب جدا كني، برو و سخنراني كن. اگر نمي‌تواني، صلاح نيست. پسر آقاي لاهوتي فرداي آن روز دستگير شد. ما تا قبل از ظهر آنجا بوديم و بعد آمديم. وقتي آقاي لاهوتي خانه نبود، از طرف دادستاني به آنجا مي‌ريزند و مقادير زيادي اسلحه پيدا مي‌كنند. آقاي لاجوردي دستور داده بود بريزند و اسلحه‌ها را جمع و وحيد را دستگير كنند. آقاي لاهوتي به خانه برمي‌گردد و مي‌بيند خانه را تفتيش و تخليه كرده‌اند. خانمش هم بسيار از نحوه برخورد آنها ناراحت‌ بود. آقاي لاهوتي با آن حالي كه شب پيش داشت و صحبتي كه با احمدآقا كرده و اين وضعي كه پيش آمده بود، احساس كرد دارد دسيسه‌اي برايش چيده مي‌شود. بلند مي‌شود و به دادستاني مي‌رود كه ببيند چه خبر شده. وقتي به اوين مي‌رسد، لاجوردي مي‌گويد آقاوحيد كلاه سر ما گذاشته. آقاي لاهوتي مي‌بيند كه ضربان قلبش فوق‌العاده بالا رفته و قرصش هم همراهش نيست. با ماشين دادستاني به خانه برمي‌گردد و قرصش را برمي‌دارد و برمي‌گردد اوين و سراغ وحيد را مي‌گيرد. به او مي‌گويند وحيد بعد از يكي دو ساعت گفتگو،‌ مي‌گويد كه با چند تن از دوستانش قرار دارد و محل آن هم بالاي ساختمان القانيان در خيابان اسلامبول است. بچه‌هاي دادستاني به اتفاق وحيد به آن جا مي‌روند و وحيد خودش را از آن بالا پرت مي‌كند پایين! آقاي لاهوتي با شنيدن اين حرف سكته مي‌كند و تا او را به درمانگاه ‌برسانند، فوت مي‌كند. به احمدآقا خبر مي‌رسد كه آقاي لاهوتي بازداشت شده و او به آقاي هاشمي زنگ مي‌زند. نمي‌توانند لاجوردي را پيدا كنند و با دادستان تماس مي‌گيرند كه به آقاي لاهوتي بي‌احترامي نشود و زود ايشان را آزاد كنيد و اگر كاري با ايشان داريد، در منزلشان با ايشان صحبت كنيد. آقاي هاشمي تماس مي‌گيرد و متوجه مي‌شود كه آقاي لاهوتي فوت كرده است. [کشته شدن لاهوتی] مطلبي است كه بعدها بچه‌هاي مرحوم لاهوتي گفتند. البته حرف بچه‌هاي او كه همگي وابسته به مجاهدين خلق بودند، با شيوه‌هاي خاصي كه اين افراد دارند، نمي‌تواند ملاك قرار بگيرد.»

انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی، که حسن لاهوتی با آن و بخصوص با شهید بهشتی بسیار اختلاف داشت و حتی با اینکه کاندیدای حزب جمهوری اسلامی دکتر حسن حبیبی بود، او از بنیصدر حمایت و به نفع او سخنرانی میکرد، توسط منافقینی طراحی و اجرا شد که خانواده لاهوتی از آنها بیدریغ حمایت میکردند. در جریان انفجار دفتر نخستوزیری و شهادت رجایی و باهنر نیز کسانی دستاندرکار بودند که روابط گرمی با خانوادههای مذکور داشتند (کشمیری از دوستان و افراد مورد وثوق بهزاد نبوی و عطریانفر و سازگارا بود). 

هنوز هم میتوان رگههای کلفت قدرتطلبی و خودخواهی را در اظهارات برخی افراد دید. هنوز هم بوی مشمئزکننده التقاط کسانی که در برابر احکام قرآن میایستند و شعارهای فمینیستی و لیبرالیستی و ضداسلامی سر میدهند، مشام انسانهای مؤمن و آزادیخواه را میآزارد. اینان با بستن چشمهای خود بر حقایق، به تاخت و تاز در میدان رؤیاهای دور و دراز خود میپردازند و برای گریز از انزوا و طرد از جامعه، تن به هر فریب و نیرنگی میدهند. بیدلیل نیست که یکی مورد تحسین و تجلیل بیوه شاه قرار میگیرد یا دیگری در پانسیونهای اروپا و آمریکا هر از گاهی به نظامی برخاسته از خون هزاران شهید توهین میکند. هیچ یک از این «مسخشدگان» که دل برای ملت ایران میسوزانند، نمیگوید که با کدام تخصص و با کدام ویژگی توانسته ثروتهای افسانهای بیندوزد و به چه واسطه و دلیلی این همه مورد توجه دشمنان اسلام و ایران و انقلاب واقع شده است؟ چیزی شبیه آن کینهای که فجایعی مانند انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و دفتر نخستوزیری را باعث شد، امروز هم به دنبال ماجراجویی است. اما همان گونه که در اوج مشکلات و جنگ و خیانت، کشتار شخصیتهای برجسته جمهوری اسلامی نتوانست خواب دشمنان را تعبیر کند، امروز که نظام به مراتب مقتدرتر از قبل است نیز مکر دشمنان به آنان باز خواهد گشت. اینکه به تاریخ باید رجوع کرد و آن را خواند درست است، اما مهمتر این است که تاریخ را درست باید خواند

-----------------------------------------              

 این طامس آثارالزیغ والأهواء؟(کجاست محو کننده جای پای گمراهی و هواپرستی؟)        

فروشگاه شیطان

بنام خدا

فروشگاه شیطان

شبکه ایران: چهارمین نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال پس از 9روز فعالیت و استقبال مناسب بازدیدکنندگان امروز به کار خود خاتمه خواهد داد.

این دوره شاید همانند دوره‌های گذشته و در همان کم و کیف روز پایانی خود را پشت سر بگذارد با این حال سعی شده که با توجه به شرایط فعلی کشور، برنامه‌های تازه‌ای را در این رویداد، عرضه و رونمایی کنند. چنانکه عرضه گسترده بازی‌های رایانه‌ای برگرفته از فرهنگ کشور همچون داستان‌های اساطیری ایران کهن، دوران دفاع مقدس و حتی جریان فتنه اخیر به خوبی در این سطح قابل مشاهده است.

اگرچه در این میان برخی بخش‌ها شاید نامرتبط با ماهیت نمایشگاه فعلی اما لازم و قابل توجه به نمایش گذاشته شده‌اند. روایت "دوران دفاع مقدس" و به خصوص جریان "فتنه اخیر" در قالب تصویر، فضاسازی، نمایش فیلم، صداها و برنامه‌هایی دیگر، مخاطبان درخور توجهی را به این بخش کشانده است.

علاوه براین، نمایشگاه حاشیه‌های دیگری را در گوشه و کنار رقم زده و در راستای فرهنگ‌سازی اقدامات دیگری را در دستور کار قرار داده؛ چنانکه در بخشی جالب توجه و در راستای محکوم کردن رژیم صهیونیستی در غرفه‌ای محصولاتی به نمایش گذاشته شده که حتی هم‌اکنون نیز در سطح کشور در حال استفاده و مصرف قرار دارد!

در این غرفه که به نام "فروشگاه شیطان" عنوان گرفته، با نمایش محصولات مرتبط با تولیدات این رژیم منحوس بر عدم استفاده از این محصولات تأکید دارد.

چنانکه در این غرفه با نمایش فتاوای محتلف از مراجع بر این امر تأکید شده است:

امام خمینی(ره): رابطه با اسرائیل و عمال آن چه رابطه تجاری و چه رابطه سیاسی حرام و مخالف اسلام است. مسلمین از استعمال امتعه اسرائیل خودداری کنند.(صحیفه نور، ج1، صفحه 1 39)

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: اگر خرید و فروش این تولیدات موجب تقویت دولت حقیر و غاصب اسرائیل شده و یا در راه دشمنی با اسلام و مسلمین بکار می روند، خرید و فروش آنها برای هیچ‌کس جایز نیست و الا اشکال ندارد.

آیت‌الله مکارم شیرازی: هر نوع کمک به رژیم غاصب اسرائیل حرام است.

آیت‌الله سیستانی: هیچ مسلمانی نمی‌تواند از محصولات یک کشور غیر اسلامی که در حال جنگ با مسلمین است مثل اسرائیل چیزی بخرد.

لازم به ذکر است که چهارمین نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال از 15 تا 24 مهرماه در مصلی تهران برپاست که امروز به کار خود پایان خواهد داد.

-----------------------------------------              

 این طامس آثارالزیغ والأهواء؟(کجاست محو کننده جای پای گمراهی و هواپرستی؟)        

روبوسی دردسرساز

به نام خدا

روبوسی دردسرساز

اتفاقات و رفتارهای غیر اخلاقی برخی بازیکنان فوتبال ایران کار را به جایی رسانده که برخی مسوولان ارشد ورزش کشور با ابراز نگرانی نسبت به این فضا، از مسوولان فدراسیون فوتبال به صورت محرمانه درخواست کردند تا برای پایان دادن به این ناهنجاری‌های اخلاقی تصمیمی جدی بگیرند.

به گزارش رجانيوز، پس از آن که بازیکن تیم فوتبال استیل آذین تهران در جریان بازی تیمش مقابل تیم فوتبال سایپا البرز در برابر دوربین‌های تلویزیونی از کلمات ناشایست و رکیک استفاده کرد و این حرکت به صورت غیر منتظره روی آنتن شبکه تهران رفت، تعدادی از مسوولان فرهنگی ضمن تماس با مدیران ورزش کشور خواستار برخورد جدی با این معضلات فرهنگی شدند تا دیگر خانواده‌ها شاهد بروز چنین ناهنجاری‌های ازفوتبالیست‌های شناخته شده نباشند.

به فاصله چند ساعت از این درخواست‌ها، مجری برنامه ورزش از شبکه پنج در برنامه زنده تلویزیونی خبر از بازداشت چند بازیکن سرشناس فوتبال ایران قبل از بازی استقلال و پرسپولیس داد و گفت: «تعدادی از بازیکنانی که عکس‌شان روی بنر در ورزشگاه نصب شده بود، چند روز قبل بازداشت شده بودند و در بازداشتگاه به سر می‌بردند.»

با پخش این خبر از رسانه ملی، بار دیگر تلفن مسوولان دستگاه ورزش به صدا درآمد، اما این پایان کار نبود، چون منابع آگاه، همزمان با انتشار این اخبار از وقوع یک معضل اخلاقی توسط فوتبالیست‌های یک تیم لیگ برتری در یکی از شهرستان‌های کشور خبر دادند و مدعی شدند، سه بازیکن یک تیم لیگ برتری به دلیل رفتار غیرشرعی در فرودگاه این شهرستان تحت تعقیب هستند و حکم جلب آن‌ها صادر شده است.

این منابع افزودند این سه بازیکن در حاشیه سفر تیم‌شان به یکی از شهرهای کشور در فرودگاه با خانمی که خود را هوادار تیم طرف قرارداد آنها معرفی کرده، اقدام به دست دادن و روبوسی کردند که این اتفاق از چشم ماموران انتظامی دور نمانده و آنها با گزارش این ماجرا به مسوولان ذی‌ربط زمینه برخورد قانونی را فراهم آورده‌اند.

انتشار این خبر مدیرعامل سرشناس این تیم لیگ برتری را به تکاپو انداخته تا مانع از جلب بازیکنان تیم پر ستاره‌اش شود اما به وی اعلام شده که این بازیکنان باید پاسخگوی رفتار خود باشند.

-----------------------------------------              

 این طامس آثارالزیغ والأهواء؟(کجاست محو کننده جای پای گمراهی و هواپرستی؟)        

تجليل روزنامه اطلاعات از خواننده منافقين

به نام خدا

تجليل روزنامه اطلاعات از خواننده منافقين

روزنامه اطلاعات بین المللی چاپ لندن (وابسته به موسسه اطلاعات)روز جمعه از مرضیه خواننده فاسد و طرفدار منافقین تجلیل کرد.

به گزارش رجانيوز،اين خواننده ضدانقلاب اوایل دهه 70 از ایران خارج و به فرانسه پناهنده شد .

وی در سال‌های آغازین زندگی خود در فرانسه به هواداری از گروهک منافقین پرداخت و به دعوت آنها و با هدف کسب درآمد کنسرت هایی به نفع آنها برگزار کرد.

درگیری فعالان فتنه بر سر یک دروغ بزرگ

بنام خدا

درگیری فعالان فتنه بر سر یک دروغ بزرگ

به گزارش شبکه ایران، سخنان چند روز پیش "اکبر گنجی" مبنی بر اعتراف به بالاتر بودن رای رئیس جمهور نسبت به دیگر کاندیداها در انتخابات ریاست جمهوری 88، با واکنش تند ارگان رسمی سازمان اطلاعاتی آمریکا روبرو شده است.

"گویانیوز" در یادداشتی، با انتقاد شدید از گنجی به دلیل اذعان به این مطلب و اعتراف به دروغ بزرگ تقلب در انتخابات، اظهارنظر وی را به دلیل خودخواهی ارزیابی کرده و نوشته است:  انصاف آن است که اگر ما طرفدار تحریم انتخابات بودیم اما مردم در انتخابات شرکت کردند، به نقد تحلیل های خود بنشینیم نه آن که به نعل و به میخ بزنیم.

این سایت همچنین با پرخاش به گنجی که خود از سران اصلی فتنه 88 و اتاق فکر لندن است، به دفاع از آشوبگران پرداخته و گفته است: این حرف یعنی آن مردمی که در تهران به خیابان‌ها آمدند، بیهوده و به غلط احساس غبن و خیانت کردند و برای حمایت از نامزدی که در سراسر ایران کمتر از احمدی نژاد رای آورده بود به خیابان‌ها آمدند.

پس یعنی واقعا موسوی متوهم بود؟

گویا در ادامه، اظهارات گنجی را در راستای "متوهم" دانستن میرحسین موسوی خوانده و تاکید کرده است: خب پس با این حساب، موسوی که در ساعات پایانی رای‌گیری خود را برنده قطعی انتخابات اعلام کرد، دچار توهم شده بود و تحت تاثیر آمار و اطلاعات دروغینی که از منابع مشکوک به او می‌رسید قرار داشت.

گفتنی است اظهارات اکبر گنجی مبنی بر عدم بروز تقلب در انتخابات و تاکید تعداد زیادی از سران جریان فتنه بر این موضوع (همانند مصطفی تاج‌زاده؛ عضو ارشد احزاب منحل شده مشارکت و جاهدین)، یکی از موضوعاتی است که در ماه‌های اخیر باعث سرخوردگی شدید هواداران این جریان شده و این افراد خود را بازنده یک توهم می‌دانند که آن‌ها را به بازی گرفته بود.

فعالان سیاسی معتقدند دور شدن از فضای احساسی و هیجانی هفته‌های نخست بعد از انتخابات و ریزش شدید هوادار در میان این جریان، سبب شده تا نظریه‌پردازان فتنه به برخی دروغ‌های خود اعتراف کنند تا بتوانند اطمینان برخی هواداران باقی مانده خود را جلب کنند.

 

سعید قاسمی و سید حسن نصرالله

بنام خدا

سعید قاسمی و سید حسن نصرالله

حال و هواي قم قبل از سفر رهبرانقلاب(عکس)

بنام خدا

حال و هواي قم قبل از سفر رهبرانقلاب

ای تابوت شهید، صد سینه سخن دارم از جنس بقیع

بنام خدا

ای تابوت شهید، صد سینه سخن دارم از جنس بقیع

 

برگِ از درخت پایین افتاده ماییم. ما را له می کنند رهگذران دنیای مدرن زیر پای تفرعن و چه لذتی می برند از صدای خش خش سینه جانباز شیمیایی. مگر همین شهدا به داد ما برسند. کوچه پس کوچه های شهر ما را خزان گرفته اما چند پرستو به نیابت از همه شهدا بهار را با خود به ارمغان آورده اند. شهید رخت بهار است بر درخت روزگار و گلبرگ سرخ لاله ها در کوچه های شهر ما باز هم بوی شهادت گرفته است. جبهه خرابات بود و این شهدا خراباتیان اند. خون شهید افق معنوی انسانیت است. عاشق شمع به پروانه گمنامی می گویند که از خود جز بالی سوخته و سینه ای مضروب به یادگار نگذاشته است. به راز این عشق، تو را راهی نیست الا اینکه بدانی تابوت این ستاره ها چرا اینقدر سبک است. هیچ نیست در این تابوت الا عطر عاشورا. خون سیدالشهدا ملاک راه ماست و پلاک این خانه را در آخرالزمان این زمین محزون باید درون همین تابوت ها جست و جو کنی. شب عملیات به خط زدند و حالا پس از سال ها اعتکاف در خاک جبهه، بوی کربلا گرفته اند. قمقمه شان شعبه ای بود از نهر علقمه و اغلب چون عباس ابن علی با لب تشنه به شهادت رسیدند. سنگرشان ساده بود و تمام قشنگی اش به زیارت عاشورای نیمه شب رزمندگان برمی گشت. حنجره ای که حسین را در حال نبرد زیارت کند، به سرنوشت آن گلوی مطهر دچار می شود. عشق یعنی همنشینی گلوله با گلویی که تشنه است. ای ابدان آغشته به خون، خوش آمدید. غریبانه مانده ایم در این دیار. پروانه ایم و ما هم عشق شمع داریم اما یارای سوختن مان نیست. ما بیشتر دل مان دارد می سوزد تا بال مان. کوتاه شده دست مان از دامن بهار. خوب است که گاه گاهی به دیار ما سر می زنید و روزمرگی ما را تشییع می کنید روی شانه های خود. عقل ظاهربین گمان می کند؛ این ما هستیم که به مشایعت شهدا آمده ایم اما حقیقت این است که شهید را جز ثارالله مشایعت نمی کند. شانه های ما لیاقت تابوت شهدا را ندارد. مرده ماییم و آنکه به تشییع ما آمده، در قهقهه مستانه اش عند ربهم یرزقون است. خوش آمدید ای شهدا. این شهر تا وقتی که قدمگاه شما بود، بوی بهار می داد. شما که رفتید، بهار هم از این دیار رفت و عشق هم و مردانگی هم و یک رنگی هم و خلوص هم. روزگاری شهر ما هم مجنون بود. ساده بود مثل تابوت شما. نگاه کنید؛ بار گناه چه کرده با شهر ما. آسمانی که شما پاک و مطهر تحویل ما دادید، این روزها پر از ذرات گرد و غبار گناه شده است. تابوت شما شقایقی خون رنگ است که آمده عطر کربلا را دوباره برگرداند به شهر ما. خوش آمدید. تمام راه های شهر ما را به آسمان مسدود کرده اند. در هیچ دانشگاهی وصیت نامه شما تدریس نمی شود. دل مان تنگ شده برای “بسم رب الشهدا و الصدیقین” شما. برای مطلع وصیت نامه شما. مدت هاست که برای ما قاصدک نامه ای از جزیره نیاورده. مجنون شده ایم. نسبت مان با لیلی اما خلاصه شده در شناسنامه ها. اشک مستتر در چشم ماست و بغض مستقر گلوی ما. ای خوشا جنگ شما. سنگر خوب و قشنگی داشتید. نام پادگان تان دوکوهه بود. نام خط تان فکه و دست خط شما نستعلیق خون بود در کوران مجنون. ارتفاعات الله اکبر شما نه از مسجد ضرار که از مسجد جامع خرمشهر به گوش می رسید. فریاد بلال از گلوی کدام بسیجی ۱۶ ساله شنیده شد که همه تان به صف ایستادید برای نماز؟ همت بود. باکری بود و متوسلیان عصایی به دست نداشت؛ اگر نیک بنگری عصای دست همه بسیجی ها بود. تابوت تان ای شهدا بوی عشق می دهد، بیش از آنکه بوی باروت دهد. مرمی گلوله در جنگ نرم فرو رفته در مردمک چشم ما؛ هم هست و هم نیست. ۸ ماه جنگ تحلیلی، روایتش سخت است. ای خوشا ۸ سال جنگ تحمیلی شما. می خواهم بو کنم تابوت تو را ای شهید. شفاعت می کنی یا نه؟ ما جز پرچم تابوت شما جایی برای یادگاری نوشتن نداریم. چه بوی بهار می دهی پرستو. چه بوی شمع می دهی پروانه. چه زیباست تابوت تو. کدام فرشته مقرب از شهید زیباتر است؟ من شهید را دوست دارم. من تابوت شهید را دوست دارم. من دلم آسمان می خواهد. این شهر دیگر برای من بلد امن نیست. مرا هم با خود ببرید ای پرنده تر ز مرغان هوایی. کجا می روید؟ آخر چیست رسم معرفت؟ آن سوی هستی قصه چیست؟ من مجنون ام و لیلی من تمام دلم را با خود به سوی بهار می برد. بی دل چگونه زندگی کنم در این گناه آباد؟… “ای ساربان آهسته ران کآرام جانم می رود، وآن دل که با خود داشتم با دل ستانم می رود؛ من مانده ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او، گویی که نیشی دور از او بر استخوانم می رود؛ گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم رنج درون، پنهان نمی ماند که خون بر آستانم می رود؛ محمل بدار ای ساربان تندی مکن با کاروان، کز عشق آن سرو روان گویی روانم می رود؛ او می رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان، دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می رود؛ با آن همه بیداد او وین عهد بی بنیاد او، در سینه دارم یاد او یا بر زبانم می رود؛ باز آی و بر چشمم نشین ای دل ستان نازنین، کاشوب و فریاد از زمین بر آسمانم می رود؛ صبر از وصال یار من برگشتن از دلدار من، گر چه نباشد کار من هم کا از آنم می رود؛ در رفتن جان از بدن گویند هر گونه سخن، من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود”… این دل برود، باز هم زود غروب می کند خورشید و باز اینجا بغض غریبی، بی پرستو بی بهار خواهد شکست. هر چه شمع است بیاورید؛ روز عاشورا هنوز به شب نرسیده است و غریبانه تر از این، شام نمی شود. گویی امشب غربت بقیع می دهد شهر ما. یا صادق آل محمد! بی شهدا رحم کن به ما تا سحر. ما هر ۱۲ امام مان را فقه و اصول مکتب مان را مدیون کلاس درس تو هستیم در کوچه بنی هاشم. ما مفتخریم که دماء شهدای ما از مدادالعلمایی جوشید که همه شاگرد مکتب تو بودند. در فکه شهیدی که نامش “صادق” بود، لحظاتی قبل از شهادتش وصیت کرد: “امام من در بقیع، مزار ش جز تکه ای سنگ، نشان ندارد. روی سنگ مزارم چیزی ننویسید” و بعد جان داد. هر چه شمع است بیاورید؛ مگر همین نور شهدا همین روشنایی تابوت پروانه ها آرام مان کند. ای تابوت شهید، صد سینه سخن دارم از جنس بقیع؛ یا بقیه الله. مهدی عجل الله. منتقم کجایی. قُم یا حجت الله.

 -----------------------------------------              

 این طامس آثارالزیغ والأهواء؟(کجاست محو کننده جای پای گمراهی و هواپرستی؟)        

در جبهه تو ... در جبهه من ...

بنام خدا

در جبهه تو ... در جبهه من ...

 

در جبهه تو اصلا لشگر نیست ، اگر هم باشد ، عاشق نیست ، عاشق هم که باشد ، عاشق دختر همسایه است . اما در جبهه من لشگری مهیاست که به عشق رهبر ، از دیوار شیطان بالا می روند و تف می کنند به صورت بازرگانان لبیرالیسم و یا سازمان ملل ، که چرا سال 2001 را الکی ، سال گفتگوی تمدن ها نامیده بود . تازه ، عاشقان جبهه من ، درب « مرکز گفتگوی تمدن ها » ی تو را گل گرفت، چرا که متولی نداشت و اگر هم داشت ، خیلی خیلی خیلی بی خاصیت تشریف داشت .
در جبهه تو ، رزمنده نیست ، جنگده هم نیست ، در جبهه تو تا گلوله ای در می شود ، آقازاده ها سر از بلژیک در می آورند و یا در انگلستان با ساز بانک جهانی می رقصند و هی ! گاهی وقت ها هم آنچه را که از سفره « آدام اسمیت » خورده اند ، در سایت بالاترین و شاید هم در سایت میر حسین ، قی و استفراغ می کنند و سربازان جبهه تو آن را باز می خورند و باز می خوانند .  
در جبهه تو ، نه لبنان هست ، نه غزه ، جبهه تو نصرالله هم ندارد . در جبهه تو ، سطل آشغالها را به آتش می کشند در جبهه من ، اشغالگران قدس را .
در جبهه تو گوگوش هست ، سروش هم هست ، سروش جبهه تو ، هنر بزرگش آن است که در دانشگاه هاروارد « انقلاب مخملین » را تئوریزه می کند . اما سروش جبهه من ، از انقلابات رنگین ، ننگ دارد ، سروش جبهه من بال هم دارد ، آنان در آب های « هورالعظیم » پر زنان پیکر مطهر مهدی باکری را بدرقه می کنند .
آیا جبهه تو هم مهدی دارد ؟ بله دارد ! و لیک در کوچه های لندن سرگردان است .
در جبهه تو خواب می بینند ، در جبهه من از خواب بیدار می کنند آنانی را که خواب تصرف دانشگاه آزاد را در سر دارند . در جبهه تو ، دانشگاه این ملت را وقف می کنند ، تازه می فرمایند : « بر هم زننده « وقف » باید قوی تر از خدا باشد ! » در جبهه من هم ، دروغ چرا ، بالاتر از خدا کسی نیست ، اما کسی را می شناسم که پایین تر از خداست و با یک اشاره او ، دانشگاه آزاد که سهل است ، دانشگاه هاروارد را بر سر اوباما آوار می کنند .
در جبهه تو ، سایت ها بی خاصیت اند و سایت تو از همه بی خاصیت تر ، در جبهه تو سایت « آفتاب » می درخشد ، اما تنها خانه « شمران » « شمیران » را روشن می سازد . در جبهه من اما ، همه آفتابند و روشنایی می بخشند ، خانه های گلی مستضعفان روح خدا را . در سایت جبهه های تو نه از آتش دشمن خبری هست ، نه از دوست ، تنها آتشی که در سایت تو هست ، آتش شعمی ست که « دعایی » روشن می سازد ، برای تولد تو ، تا از تو یک سید « خندان » سازد .
در جبهه تو ، با تانکی خموش عکس یادگاری می گیرند و در جبهه من اما ، بر کمر نارنجک می بندند و به زیر تانکی خروشان یورش می برند .
من بی خاصیت تر از جبهه تو ، جبهه ای در عالم ندیده ام ، در جبهه تو بی شرمانه " حق مسلم " این ملت تعلیق شد ، نامه های ننگین نگاشتند ، دیوار های شیطان را فرو ریختند و بدتر ، جامه لنین بر تن کردند و دین خدا را افیون توده ها نامیدند ، روح خدا را به موزه تاریخ سپردند ، وزیر شیر خر خورده تو  « هشت سال دفاع مقدس » را " برادر کشی " نامید ، برا همین است که زباله دان تاریخ پر است از فرماندهان جبهه تو .
در جبهه من ، مردی از خویش برون آمد و « حق مسلم » امت خویش را فریاد کشید بر سر هر کوی و برزن ، نیرو گاه ها شکوفا شد ، روح الله احیا گردید و فرزندانش بار دیگر نغمه های « عاشورا » را باز خواندند و سلام و درود فرستادند بر معجزه پیامبر ، بر نهج البلاغه علی و نیز بر سید علی ، سرباز جبهه من رفته بود نیویورک ، سرباز جبهه من دو قلو های سازمان تجارت جهانی را دو باره فرو ریخت .  
در جبهه تو ... در جبهه من ...
 

 -----------------------------------------              

 این طامس آثارالزیغ والأهواء؟(کجاست محو کننده جای پای گمراهی و هواپرستی؟)        

عبرتی که قالیباف از خودش نمی گیرد

بنام خدا

عبرتی که قالیباف از خودش نمی گیرد

نویسنده وبلاگ "دست نوشته های یک دانشجو " در یادداشتی ضمن انتقاد از آقای قالیباف شهردار تهران چنین می نویسد:

1. اردیبهشت و خرداد 1384 یکی از اصلی ترین علل عدم گرایش قشر مذهبی تر جامعه به سمت محمد باقر قالیباف، نوع و حجم تبلیغات او بود. در آن مقطع قالیباف از احمدی نژاد شناخته شده تر بود اما یکی از علل مهم عدم اقبال به وی و ناکامی در انتخابات همین موضوع بود. این مسئله تا آنجا پیش رفت که وی از میان 7 نفر چهارم شد و حتی اختلاف او با نفر پنجم (مصطفی معین) کمتر از 25 هزار رای بود.

 2.میرحسین موسوی بهترین گزینه و پتانسیلی بود که می توانست در انتخابات 88 در مقابل احمدی نژاد قرار بگیرد. این مسئله علل متعددی داشت که اشاره به آنها ارتباطی به موضوع  اصلی این نوشته ندارد اما در نهایت یکی از علل مهم ناکامی وی نوع و حجم تبلیغاتش بود و صد البته رفتار و گفتار دوگانه او نیز در این میان موثر بود. موسوی سعی می کرد هم اصولگرا باشد هم اصلاح طلب. از طرفی با نهضت آزادی و سازمان مجاهدین جلسه می گذاشت و از طرفی عکسهای خود با «آقا» در دوره نخست وزیری اش را منتشر می کرد. از سویی حسین باقرزاده و هاشم آغاجری و ابراهیم یزدی از او حمایت می کردند و از سوی دیگر همسر شهید رجایی و پسر شهید بروجردی! هرچند در نهایت اصل عدم اجتماع نقیضین به قوت خود باقی ماند و مشخص شد که دسته دوم با دسته اول تفاوت ماهوی ندارند اما همه اینها یادآور رفتارهای قالیباف در انتخابات 84 بود. به خصوص برهه ای که وی به دعوت انجمن اسلامی دانشگاه تهران به دانشکده فنی رفت و زمانی که از وی پرسیدند شما اصولگرا هستی یا اصلاح طلب؟ با تاکید و اصرار فراوان پاسخ می داد: اصولگرای اصلاح طلب!

 3. روز قدس 1389 نیز به پایان رسید، اما قالیباف نشان داد هم چنان از تاریخ و آنچه بر سر خودش آمده عبرت نمی گیرد. در این روز در تهران ویژه نامه ای مخصوص روز قدس با عنوان «شهر آدینه» در 8 صفحه در میان مردم توزیع شد. همه چیز این ویژه نامه معمولی و عادی بود اما صفحه یکی مانده به آخر آن حرفهای زیادی برای گفتن داشت.

ویژه نامه شهرداری تهران به مناسبت روز قدس

در صفحه 7 و در کنار عکس حاج رضوان و در حالی که صفحات قبل و بعد مملو از مطالب مربوط به انتفاضه بود، عکس محمد باقر قالیباف خود نمایی می کرد. اما تا اینجا هنوز اتفاق خاصی نیفتاده است. شاید خلبان حرفهای ناگفته ای پیرامون فلسطین دارد. شاید دکتر می خواهد یک گره تاریخی از انتفاضه را باز کند. شاید شهردار تهران می خواهد به موضوع بسیار مهمی پیرامون اسراییل اشاره کند که باید این مطلب با هزینه بیت المال منتشر می شده است، اما وقتی کل ستون را می خوانی، دریغ ... دریغ از یک حرف جدید! شاید اگر اول مطلب چهره شهردار تهران حک نمی شد و یا آخرش با فونت درشت نوشته نمی شد: «التماس دعا/ محمد باقر قالیباف» بعد از خواندن مطلب فکر می کردی بیانیه فلان حزب درباره روز قدس منتشر شده است. خلاصه کلام آنکه بعد از خواندن این مطلب تنها یک گمانه در ذهن تقویت می شود و آن هم این که کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری سال 92 از ویژه نامه روز قدس سال 89 هم نمی گذرد! ویژه نامه ای که با هزینه بیت المال منتشر شده است اما قدس بدون قالیباف معنایی ندارد. اصلا معنایی ندارد مردم این ویژه نامه را ببینند اما ندانند نظر شهردارشان درباره روز قدس چیست! و شاید اگر شهردارمان درباره روز قدس نظری نداشت لزومی به تهیه این نشریه هم نبود.

 اما این مردم هر چه ندانند این را می دانند که در مورد فلسطین و روز قدس نظر دادن خیلی سخت نیست. خیلی فکر کردن هم نمی خواهد، آنچه بیانش هزینه داشت و سخت بود، موضع گیری درباره فتنه بود، درباره شایبه تقلب در انتخابات بود، جمع کردن سریع سطل های زباله آتش گرفته در خیابان بود، نه آنکه همشهری بگونه ای مدیریت شود که بالاترین و جرس برایش سوت و کف بزنند، نه آنکه اگر ویژه نامه ای درباره فتنه با تاخیر یکساله از سوی شهرداری منتشر شد، آقای شهردار بگوید من خارج از کشور بودم و در جریان انتشار آن نبودم و در نهایت نیز تعدادی از آن در انبار بماند و اصلا توزیع نشود. سابقه ۸ سال دفاع مقدس سر جای خود، امروز اگر کسی ادعایی دارد باید بگوید علاوه بر آن ۸ سال، ۸ ماه دفاع مقدس کجا بود؟ رزمنده های دهه ۶۰ وقتی جبهه می رفتند مردانه می جنگیدند، به فرمانده لشگرشان نمی گفتند باید با دشمن بجنگیم اما اگر ما دیشب اسیر عراقی نمی گرفتیم جنگ طولانی نمی شد! آنهایی هم که امروز فکر می کنند حرفی برای گفتن دارند باید دید در آن ۸ ماه چه می گفتند؟ شفاف حرف می زدند یا یکی به نعل و یکی به میخ ...

اما همه اینها قطعه های یک پازل است. اینها را بگذارید کنار این نکته که چندی قبل عکاس یکی از رسانه ها رفت تا از ترافیک بوجود آمده از خطوط ویژه بی آر تی عکس بگیرد اما با حمله فیزیکی مامورین شهرداری مواجه شد. چرا؟ چون فقط باید نکات مثبت شهرداری منعکس شود و حتی عکس گرفتن از آنچه که روزانه هزاران نفر از مردم آن را لمس می کنند ممنوع است. اینها را بگذارید کنار این که چندی قبل پاسخ سوال جدول روزانه روزنامه همشهری یک عبارت 15 حرفی است:  "م ح م د ب ا ق ر ق ا ل ی ب ا ف"

فهم جمله شهید بهشتی که فرمود: "ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت" خیلی ثقیل است، ای کاش از آنچه در این 5 سال همه دیدند عبرت گرفته می شد، چه زیبا فرمود امیرالمومنین علیه السلام: ما اكثر العبر و اقل الاعتبار ...

--------------------------------------------------

وبلاگ طامس :

این نوشته قالیباف را در ادامه مطلب بخوانید !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

آیا انسان این قدر تغییر می کند  یا پست و منفعت طلبی انسان را به ...!!!!!!

-----------------------------------------              

 این طامس آثارالزیغ والأهواء؟(کجاست محو کننده جای پای گمراهی و هواپرستی؟)        

ادامه نوشته

سلام برمجنون های وادی جنون

بنام خدا

سلام برشهداء

سلام برمجنون های وادی جنون 

سلام بر قدمهایی که در وادی مقدس طوی( فاخلع نعلیک ) راشنیدند .

چند روز است دارم فکر میکنم که دارد باز هفته ای میرسد كه از شيران زمانه يادها خواهد شد از آويني ها، باكري ها ، برونسي ها ، محمدياني ها ، فرومندي ها ، پروانه ها ، چمران ها ، همت ها ، کاوه ها ، زین الدین ها ، بابایی ها ، شیرودی ها ، کشوری ها و ...

و اين هفته ميشود هفته‌ي عده اي كه روباههای زمان جنگ بودند و در چند هزار کیلومتري جبهه هاي مقدسمان كه حالا خاكش هم برايمان قداست دارد و متبرك است.
 
کنار خانواده و خوشی هایشان در پناه شیران دلیر آن زمان راحت طلبی دنیا را انتخاب کردند، حالا برايشان يادواره هاي آنچناني ميگيرند و سخنران دعوت ميكنند و آمار ميفرستند و باز هم از صدقه سر وجود ملكوتي شيرهاي آن زمان ارتزاق ميكنند و كاري در اين همايشها ميكنند كه باز هم شير ها را ناراحت و غمزده ...اي كاش باورشان داشتند حداقل...
 
اما سخني هم با شير هاي گوشه نشين شده اين ديار و اين زمان:

عزيزان من يادتان بود باكري چه گفت :دعا کنید که خداوند شهادت را نصیب شما کند که در غیر این صورت زمانی فرامیرسد که جنگ تمام می شود و رزمندگان سه دسته می شوند:

۱- دسته ای به مخالفت با گذشته خود بر میخیزند و از گذشته خود پشیمان اند.
۲- دسته ای راه بی تفاوتی را برمیگزینند و در زندگی مادی غرق می شوند و همه چیز را فراموش می کنند.
۳- دسته سوم به گذشته خود وفادار می مانند و احساس مسئولیت می کنند که از شدت غصه ها و مصائب دق خواهند کرد.

پس؛ از خدا بخواهید با وصال شهادت از عواقب زندگی بعد از جنگ در امان بمانید چون عاقبت دو دسته اول ختم به خیر نخواهد شد و  جزو  دسته سوم ماندن سخت و دشوار خواهد بود
 
حال مي بينيد چگونه روباهها برايتان دندان نشان ميدهند... ؟

مي بينيد چگونه از شما و رفيقان شهيدتان نردباني ساخته بالا ميروند و ترفيع ميگيرند ...؟

مي بينيد پشت ميزهايشان به شما ميگويند غلط كرديد رفتيد...؟

اما عزيزان من اندوهتان را با ذكر خدا آرام كنيد و يادتان بماند كه هميشه آن بالا كسي شما را ميبيند و مطمئن باشيد روباه ها حتي از جنازه ي شير هم ميترسند و جرات نزديك شدن به آن را ندارند.
 
فَاصبرْ عَلى مَا يَقُولُونَ وَ سبِّحْ بحَمْدِ رَبِّك قَبْلَ طلُوع الشمْسِ وَ قَبْلَ الْغُرُوبِ

پس بر آنچه مى‏گویند شکیبا باش، و پیش از بر آمدن آفتاب و قبل از فرو شدن آن، با ستایش پروردگارت [او را] تسبیح گوى، و در قسمتى از شب او را تسبیح کن اول و آخر روز تسبیح گوی شاید خشنود گردی.
 
این یاد مداوم و تسبیح مستمر همچون قطره هاى حیاتبخش باران بر سرزمین قلب و جان تو مى ریزد، و آن را سیراب مى کند، دائما به تو نشاط و حیات مى بخشد و به استقامت در مقابل مخالفان لجوج دعوت مي كند.

-----------------------------------------              

 این طامس آثارالزیغ والأهواء؟(کجاست محو کننده جای پای گمراهی و هواپرستی؟)