اعلام مسيرهاي راهپيمايي چهارشنبه سوري

![]()
بنام خدا
اعلام مسيرهاي راهپيمايي چهارشنبه سوري
http://www.kayhannews.ir/881215/14.HTM
مهندس از اينجا رانده، از آنجا مانده: ديدي زن، چه چيزي يعني چه خاكي بر سرم شد؟
خانم مهندس: چي بگم!
مهندس: بگو « يك يا حسين تا ميرحسين بره پيش صدام حسين».
خانم مهندس: وا! اين چه حرفيه كه مي زني؟
مهندس: اصلاً همون نقاشي مي كردم بهتر بود؛ آخه بگو تو رو سننه به اينگلاب مخملين؟
خانم مهندس: حالا عيبي يخ!
مهندس: اون طوري مي مردم، لااقل منو تو چيز يعني تو قطعه هنرمندان دفن مي كردند. الان بميرم حكما ملت منو تو قطعه منافقين دفن مي كنن.
خانم مهندس: تقصير «ممد تمدن» بود؛ خودشو كشيد كنار، همه كاسه كوزه ها سرتو شكست.
مهندس: حالا بايد چي كار كنم؟
خانم مهندس: يك بيانيه بده به مناسبت سيزده بدر.
مهندس: ولمون كن بابا، فقط به مناسبت «ولنتاين» بيانيه ندادم!
خانم مهندس: رسانه هاي آن طرفي مي گويند؛ ما بايد از مهندس عبور كنيم.
مهندس: اينقدر كه از ما عبور كردن، از پل خواجو عبور نكردن!
خانم مهندس: بگير، موبايلت داره زنگ مي خوره.
مهندس: ببين كيه.
خانم مهندس: شماره «ممد تمدن» افتاده.
مهندس: بگو رفته دست به آب!
خانم مهندس: يعني دروغ بگم؟
مهندس: اين همه دروغ گفتيم، اينم روش.
خانم مهندس: بفرماييد.
ممد تمدن: من موبايل مهندس رو گرفتم؟
خانم مهندس: شرمنده، ايشون دست شون به چيز بنده.
ممد تمدن: يعني باز داره مي كشه؟
خانم مهندس: از دست شما مي كشه، بسته!
ممد تمدن: حالا مي شه گوشي رو بدين به خودشون؟
خانم مهندس: چند لحظه گوشي...(مي خواد با خودت صحبت كنه)
مهندس: بگو، چيه؟
ممد تمدن: اي ناقلا، چي كار داشتي مي كردي؟
مهندس: داشتم نقاشي مي كشيدم.
ممد تمدن: نقاشي خوبه، چيز ديگه اي نكشي!!
مهندس: چنانكه از منابع موثق شنيدم، كشيدي كنار. فكر مي كردم جا بزني.
ممد تمدن: ولي من هنوز سبزم.
مهندس: قهوه اي ام باشي، ديگه هيچ فرقي نمي كنه. چه خبر از اون يكي؟
ممد تمدن: كي؟
مهندس: شيخ ديگه.
ممد تمدن: اتفاقاً پيش منه الان.
مهندس: گوشي رو بده، بهش.
ممد تمدن: بيا مهندس باهات كار داره.
شيخ: به شما كه عرض كنم؛ براي روز چهارشنبه سوري چند تا مسير اعلام كردم، مردم بيان راهپيمايي.
مهندس: چه مسيرهايي؟
شيخ: مسير شماره يك؛ خيابان ترقه، كوچه فشفشه، روي آتش.
مسير شماره دو؛ مسجد ضرار، بزرگراه اكليل سرنج، بن بست تجاوز، روي آتش.
مسير شماره سه؛ خيابان نارنجك دستي، كوچه عبدالمالك ريغو، ميدان قرص اكس، روي آتش.
مسير شماره چهار؛ روي آتش، توي آتش، زردي من از تو، چيز تو از من.
مسير شماره پنج؛...(الو؟الو؟)
شيخ: به شما كه عرض كنم؛ مهندس قطع كرد!!


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه