بنام خدا

به مناسبت سالروز پذيرش قطعنامه 598 شوراي امنيت
بازخواني قطعنامه 598 از منظري ديگر

الف. افشار
شوراي امنيت از 31 شهريور 1359 كه عراق به ايران تجاوز نمود تا پايان سال 1369 مجموعا 14 قطعنامه و 15 بيانيه صادر نمود كه قطعنامه 598 به عنوان هشتمين قطعنامه از اهميت ويژهاي برخوردار است؛ كه ذيلا به بيان نكاتي درباره آن خواهيم پرداخت:
نكته اول) قطعنامه 598 داراي يك مقدمه و ده بند است كه در جلسه 2570 شوراي امنيت با اتفاق آراء به تصويب رسيد. بندهاي قطعنامه بر اساس مواد 39 و 40 منشور سازمان ملل متحد به شرح زير مي باشد:
1- مطالبه مي كند كه به عنوان اولين قدم به سوي يك حل و فصل از طريق مذاكره، ايران و عراق به يك آتش بس فوري اقدام كنند و تمام عمليات نظامي را در زمين، دريا و هوا متوقف كنند و همچنين تمام نيروها را بيدرنگ تا سرحدات شناخته شده
بين المللي باز گردانند. 2- از دبير كل درخواست مي شود كه گروهي از ناظران سازمان ملل متحد را براي تائيد، تحكيم، نظارت بر آتش بس و عقب نشيني به مرزها اعزام كند. به علاوه از دبير كل درخواست مي شود كه ترتيبات ضروري را براي مشاوره با طرفين انجام دهد و گزارش آن را به شوراي امنيت تسليم كند. 3- شورا اصرار دارد كه پس از توقف مخاصمات فعال، بلادرنگ اسراي جنگي را بر اساس كنوانسيون سوم ژنو در 12 اوت 1949 آزاد كند و عودت داده شوند. 4- از ايران و عراق دعوت مي شود كه با
دبير كل در خصوص به اجرا در آوردن اين قطعنامه و در كوششهاي ميانجيگرانه براي كسب يك حل و فصل جامع، عادلانه، شرافتمندانه و مورد قبول طرفين در مورد تمام موضوعات مهم، بر اساس اصول مندرج در منشور ملل متحد همكاري كنند. 5- از تمامي دولتهاي ديگر دعوت مي شود كه حداكثر خويشتنداري را به عمل آورند و از هر اقدامي كه ممكن است به تصاعد و گسترش بيشتر مخاصمه منجر شود، احتراز جويند و بدين گونه به اجرا در آوردن قطعنامه حاضر را تسهيل كنند. 6- از دبير كل درخواست مي شود كه ضمن مشورت با ايران و عراق، مسئله تفويض كار تحقيق در باب مسئوليت مخاصمه به هيئتي بيطرف را بررسي كند و در حداقل مدت ممكن به شورا گزارش دهد. 7- عظمت خسارات وارده در خلال مخاصمه و نياز به كوشش در جهت نوسازي با امدادهاي بين المللي در خور، زماني كه مخاصمه پايان پذيرد، تصديق مي شود و در همين خصوص از دبير كل درخواست مي شود كه هيئتي از كارشناسان را براي پژوهش در باب مسئله نوسازي تعيين كند و به شوراي امنيت گزارش دهد. 8- به علاوه از دبير كل درخواست مي شود كه با مشورت با ايران و عراق وسايركشورهاي منطقه، طرق افزايش امنيت و ثبات منطقه را مورد مداقه قرار دهد. 9- از دبير كل درخواست مي شود كه شوراي امنيت را در مورد به اجرا در آوردن اين قطعنامه به طور مداوم مطلع كند. 10- شوراي امنيت تصميم دارد كه براي در نظر گرفتن اقدامات بيشتر و تضمين اجراي اين قطعنامه، در صورت ضرورت جلساتي تشكيل دهد.
نكته دوم) گزارش دكوئيار در روزهاي آخر كارش به عنوان دبير كل سازمان ملل در مورد متجاوز شناختن عراق در جنگ، از سندهاي بسيار معتبر و قابل استناد است. از ساعت 30/6 صبح روز دوشنبه 29 مرداد 1367 (20 اوت 1988) به درخواست «خاوير پرز دكوئيار» دبير كل وقت سازمان ملل متحد در تمام طول مرزهاي دو كشور عراق و جمهوري اسلامي ايران مقررات آتش بس به اجرا گذارده شد. دستور برقراري آتش بس ميان دو كشور قبلا و در پي پذيرش قطعنامه 598 شوراي امنيت سازمان ملل توسط جمهوري اسلامي ايران از سوي «دكوئيار» صادر شده بود. وي به موجب نخستين بند اين قطعنامه، آتش بس را اعلام و يك گروه 1300 نفره از نظاميان پاسدار صلح سازمان ملل را نيز مامور نظارت بر آن كرده بود. اين گروه كه اصطلاحا يونيماگ ناميده مي شدند روز 28 مرداد و در آستانه برقراري آتش بس در مرز دو كشور مستقر شده بودند.
نكته سوم) بر اساس قطعنامه 612 مصوب 17 مرداد 1367 شوراي امنيت تشكيل شد و در ابتدا مدت 6 ماه ماموريت يافت تا بر آتش بس در مرزهاي ايران و عراق نظارت كند. اما پس از پايان اين مدت، ماموريت گروه 6 ماه ديگر تمديد شد. «يونيماگ» متشكل از1300 نفر بود كه از24 كشور اعزام شده بودند. اين كشورها عبارت بودند از: آرژانتين، استراليا، اترش، بنگلادش، كانادا، دانمارك، فنلاند، غنا، مجارستان، هند، اندونزي، ايرلند، ايتاليا، كنيا، مالزي، زلاندنو، نيجريه، نروژ، لهستان، سنگال، سوئد، تركيه، يوگسلاوي و زامبيا. تعداد اعضاي اين گروه 350 نفر ناظر غيرنظامي و 615 نفر نظامي بود. از اين عده 80 نفر پليس نظامي، 375 نفر مامور مخابرات، 130 نفر خدمه هليكوپتر و 30 نفر دريانورد بودند. همچنين 350 نفرغير نظامي نيز به انجام امور اداري در گروه اشتغال داشتند. ستاد مركزي «يونيماگ» در تهران و بغداد مستقر بود. هر يك از ستادهاي مذكور متشكل از مديريت نظاميان ناظر، مشاور سياسي ارشد، سخنگوي گروه و ساير نفرات اصلي بود كه به طور متناوب در تهران و بغداد انجام وظيفه ميكردند. رئيس گروه ناظران يك افسر ايرلندي بود و فرماندهي كل «يونيماگ» را ژنرال «اسلاوكويوويچ» تبعه يوگسلاوي بر عهده داشت.
عكس العمل سازمان ملل در مقابل جنگ
شوراي امنيت سازمان ملل متحد، براي توقف جنگ تحميلي هشت ساله عراق عليه جمهوري اسلامي ايران جمعا هشت قطعنامه تصويب كرد: قطعنامه هاي شماره 479، 514، 522، 540، 582، 588، 598 و 619.
نكته چهارم) در مورد قطعنامه 598 نكته حائز اهميت اين بود كه پيش نويس آن از سوي 5 عضو دائمي شوراي امنيت مشتركا تهيه وبه شوراي امنيت تسليم شده بود. شوراي امنيت در اين فاصله به مشورتهاي فشرده خود براي تنظيم پيشنويسي كه حاوي فصل مشترك نظريات دو كشور بود، ادامه ميداد و اين قطعنامه به اتفاق آراء از تصويب شوراي امنيت گذشته بود. در قطعنامه 598 از طرفين درگير درخواست شده بود كه «فورا در جنگ آتش بس اعلام كرده و آن را رعايت نمايند، نيروهاي مسلح خود را تا پشت مرزهاي شناخته شده بين المللي به عقب بكشند و اسراي جنگي را آزاد كنند.» شورا در اين قطعنامه نگراني عميق خود را از استمرار جنگ بين ايران و عراق اعلام كرده بود و اظهار نظر كرده بود كه: «چون احتمال افزايش و گسترش جنگ ميرود قصد دارد كليه اقدامات جنگي را متوقف كند و يك صلح جامع، عادلانه، شرافتمندانه و بادوام بين ايران و عراق برقرار سازد.» شورا در پايان قطعنامه اظهار داشته بود كه به دليل استمرار جنگ بين ايران و عراق صلح جهاني به خطر افتاده است و در نتيجه تهديد كرده بود كه برابر مواد 39 و 40 منشور سازمان ملل عمل خواهد كرد.
نكته پنجم) دولت جمهوري اسلامي ايران هر چند معتقد بود كه شوراي امنيت در قطعنامه 598 براي نخستين بار با مسئله جنگ برخوردي جدي وبنيادي نموده است ولي به دليل بعضي ضعفها و نقايص قطعنامه از آن انتقاد و دلايل منطقي بسياري ارائه كرد. بر اين اساس قطعنامه 598 به مدت يك سال به صورت معلق- نه رد و نه قبول- ماند. در اين شرايط، جنگ در زمين، هوا و دريا ادامه داشت. كشتيهاي جنگي كه براي اسكورت كشتيهاي تجاري به خليج فارس اعزام ميشدند به جنگ كشيده شدند.
نكته ششم) پذيرش قطعنامه 598 و تغيير استراتژي دفاع در داخل كه اتخاذ آن حتمي مي نمود، مقوله اي بود كه اعلام آن براي افكار مردم خصوصا احساسات پاك و پرشور رزمندگان ما نارس بود و به زمينه سازي در فاصله زماني مناسب نياز داشت و از آن طرف به لحاظ شرايط منطقه اي و بين المللي ايجا شده، تطويل زمان مي توانست هر روزش به ضرر ما باشد. در چنين اوضاع و احوالي امام راحل (رحمت الله عليه) كه تعيين كننده خط مشي دفاعي در طول هشت سال دفاع مقدس بوده است، تصميم گرفت پس از اعلان پذيرش رسمي قطعنامه از سوي مسئولين حرف آخر در جنگ را نيزخود بزند و سرانجام با پيامي رسا و دلنشين كه از عشق فروزان او به ملت شهيد پرور ايران مايه ميگرفت ضمن موافقت با پذيرش قطعنامه، در شيوه جديد دفاعي فرمودند: «و اما در مورد قبول قطعنامه كه حقيقتا مسئله بسيار تلخ و ناگواري براي همه وخصوصا براي من بود، اين است كه من تا چند روز قبل به همان شيوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ معتقد بودم و مصلحت نظام و كشور و انقلاب را در اجراي آن ميديدم ولي به واسطه حوادث و عواملي كه از ذكر آن فعلا خودداري مي كنم و به اميد خداوند در آينده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامي كارشناسان سياسي و نظامي سطح بالاي كشور كه من به تعهد و دلسوزي و صداقت آنان اعتماد دارم با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت كردم و در مقطع كنوني آن را به مصلحت انقلاب و نظام ميدانم و خدا ميداند كه اگر نبود انگيزهاي كه همه ما و عزت ما بايد در مسير مصلحت اسلام و مسلمين قرباني شود هرگز به اين عمل راضي نميبودم و مرگ و شهادت برايم گواراتر بود اما چاره چيست كه همه بايد به رضايت حق تعالي گردن نهيم.»
نكته هشتم) اگرچه امام راحل (رحمت الله عليه) با قبول قطعنامه موقعيت نظام جمهوري اسلامي را در شرايط ايجاد شده حفظ كرد و پس از هشت سال مبارزه، دشمن را از اشغال حتي يك وجب خاك ايران نااميد كرد كه در تاريخ جنگها بيسابقه است لكن اين تصميم به منزله پايان مبارزه نبوده است بلكه تغيير استراتژي و اتخاذ شيوه جديدي از مبارزه در جبهه سياسي بوده است. به طوري كه در اين زمينه فرمودند: قبول قطعنامه از طرف جمهوري اسلامي ايران به معناي حل مسئله جنگ  نيست. با اعلام اين تصميم حربه هاي تبليغات جهانخواران عليه ما كند شده است.
اما از آن جهت قبول قطعنامه 598 براي امام راحل (رحمت الله عليه)
 از زهر كشنده تر بود كه پس از چند سال دفاع قهرمانانه و تقديم صدها شهيد و جانباز ملت ايران مصمم شد كه متجاوز لجام گسيخته اي را كه به بديهي ترين اصول انساني پايبند نبود سر جاي خود بنشاند. لكن مشاهده مي كند كه ابرقدرتها بويژه آمريكا با وجود شعار دموكراسي و حقوق بشر با
سوء استفاده از قوانين بين المللي براي نجات متجاوزي، متفقا و علنا به صحنه مي آيند و با عوام فريبي و تبليغات دروغين، شعار صلح طلبي را با حضور ناوگانهاي جنگي در آبهاي منطقه
 سر مي دهند و با سلب دفاع مشروع از ملتي مظلوم و مي روند كه زمينه
بين المللي را براي مجازات او (ايران) به جاي ظالم آماده كنند. فراتر از اين درد امام راحل (رحمت الله عليه) ناشي است از سرنوشت جوامع بشري كه به دست مشتي عوام فريب بي رحم و بي اعتنا به حقوق انساني گرفتار آمده اند و ملت مظلوم ايران را كه براي صلحي عادلانه مبارزه مي كنند متجاوز مي خوانند.
نكته نهم) ويژگيهاي قطعنامه:
-لحن آمرانه و قاطع قطعنامه مي باشد كه آن را از قطعنامه هاي قبلي كه عموما جنبه توصيه اي داشتند متمايز مي سازد.
-شوراي امنيت براي اولين بار و پس از آنكه قريب هفت سال از  جنگ مي گذشت تشخيص داد كه در جنگ عراق و ايران نقض صلح وجود دارد و به همين جهت صريحا اعلام داشت كه بر طبق مواد 39 و 41 منشور ملل متحد عمل
مي كند.
-شورا در بند شش براي اولين بار نظر ايران را قبول كرد و از دبير كل خواست، هيئت بي طرفي را با مشورت ايران و عراق براي تحقيق درباره مسئوليت درگيري تعيين كند.
-بند هفت قطعنامه نيز در جهت تامين نظر ايران براي دريافت خسارات جنگ است.
نكته دهم) دلايل پذيرش كامل قطعنامه از سوي ايران:
1-مصلحت نظام جمهوري اسلامي 2- شرايط بين المللي نامساعد، به نحوي كه عراق با پذيرش كليه قطعنامه هاي شوراي امنيت داد صلح طلبي سر مي داد و در مجامع بين المللي ايران را جنگ طلب معرفي مي كرد 3- شرايط جديد و پيچيده در منطقه و حضور بي سابقه نيروهاي نظامي آمريكا در منطقه. 4- جدي شدن مسئله تحريم تسليحاتي ايران به عنوان طرفي كه قطعنامه 598 را قبول نكرده است. 5- كاربرد وسيع سلاحهاي شيميايي توسط عراق و عكس العمل ضعيف مجامع بين المللي در اين مورد 6- وجود نكات و عناصر مثبت در قطعنامه 598
جان كلام:
به رغم آنكه جمهوري اسلامي ايران طي 22 سال قطعنامه 598 را پذيرفته است نه تنها دو بند مذكور از قطعنامه اجرايي نشده بلكه هنوز به جمهوري اسلامي ايران غرامتي هم پرداخت نگرديده است و حتي متجاوز بودن عراق هم در جنگ به تصويب سازمان ملل نرسيده است. -

----------------------------------------              

 این طامس آثارالزیغ والأهواء؟(کجاست محو کننده جای پای گمراهی و هواپرستی؟)

طامس   شهید مطهری  اخبار داغ