بنام خدا

 امدادهاي غيبي روز جنگ عاشورا

 

قبل از بيان امدادهاي غيبي در روز عاشورا، دانستن نکته‏اي ضروري است: و آن اينکه شهادت براي رهبري الهي و پيروانش فوز عظيمي است که با هيچ قيمت مادي برابري نمي‏کند. زيرا ملاقات با خداوند، علاقه‏هاي دروني انسانهائي است که در ذات اقدس احديت فاني گشته‏اند.

در آن دوران مصداق اتم مظهريت جلال و جمال خدا حسين بن علي عليه‏السلام است او بيشتر از همگان دوست دارد با پروردگارش ملاقات کند و از ظلمت دنيا، رهائي يابد. آرامش او لقاءالله است. از اين رو وجود امدادهاي غيبي منافات با شهادت حتمي امام عليه‏السلام ندارد.

علاوه بر اينکه شهادت مفهومي است مساوي با پيروزي، انسانهاي مادي آن را شکست مي‏دانند ولي بشر الهي به آن از ديدگاه فتح و ظفر مي‏نگرد. روي اين جهت به خاطر راه خداوند مي‏جنگد. چه پيروزي ظاهري بدست آورد، و چه کشته بشود. پيروز واقعي کسي است که از اوامر مولايش سرپيچي نکند. کسي که شهادت را مي‏خرد او فاتح حقيقي است به لحاظ اينکه از حکيم آفرينش اطاعت کرده، و به هوي و هوس شيطاني پشت پا زده است.

با دانستن اين نکته آماري از امدادهاي غيبي پيرامون عاشوراي حسيني بيان مي‏شود توسعه‏ي بندبند آن مربوط به خواننده‏گان مي‏باشد. چون فرصت بررسي تک تک آنها نيست.

 1-  هيبت و ترس در دلهاي سپاهيان عمر بن سعد

2-  برتري رزمي سپاه امام

3-  نزول فرشتگان

4-  رساندن مراسلات خبري

----------------------------------------------------

 1-     هيبت و ترس در دلهاي سپاهيان عمر بن سعد

 قرآن مي‏گويد: در دل کافران رعب و هراس مي‏افکنم آنگاه گردنهاي آنها را بزنيد. و با توجه به قبل و بعد آيه اين را از امدادهاي غيبي مي‏داند. سألقي في قلوب الذين کفروا الرعب فاضربوا فوق الاعناق. [1] .

با مطالعه در مقاتل و تاريخ عاشورا، واهمه‏ي دشمن از سپاهيان اندک امام حسين عليه‏السلام اين قدر زياد بوده که قبل از فرارسيدن روز عاشورا قصد شبيخون و حمله به سپاه اسلام را داشتند. و لذا صداي همهمه‏ي لشگر وقتي به امام عليه‏السلام در روز نهم مي‏رسد. امام، ابوالفضل عليه‏السلام را مي‏فرستد تا از آنان مهلت بگيرد که يک شب را با خداوند مناجات کند آنگاه فردا براي جنگ آماده مي‏شود. [2] .

شب عاشورا فرامي‏رسد، امام دستور مي‏دهد هر يک از اصحاب غسل کنند و لباسها را شستشوي دهند تا معطر و پاکيزه به استقبال شهادت بروند. ولي آب فرات بسته است و مشکها خالي است. امام به فرماندهي فرزندش علي عليه‏السلام بهمراهي سي سواره و بيست پياده را به شريعه مي‏فرستد. در ميان طوفان لشکر، اين اندک جمعيت مي‏جنگند مشکها را پر از آب مي‏کنند. [3] .

 ---------------------------------------------------

 2-  برتري رزمي سپاه امام

 ابتداء دشمن گمان مي‏کرد با نيروهاي بسيار نادر آنها، مي‏تواند جنگ را به صورت نبرد تن به تن آغاز کند، پس از کشته شدن تعدادي از لشکر عمرو بن سعد، و سلامت نفرات سپاه امام، فردي به نام عمرو بن حجاج يکي از فرماندهان جيش دشمن وقتي اين وضع را مشاهده نمود گفت: هيچ مي‏دانيد با چه مردمي پيکار مي‏کنيد؟ مردماني که خود را در آغوش مرگ انداخته و از جان دست کشيده‏اند، اگر تک تک شما با اينها بجنگيد همه‏ي شما به توسط همين افراد اندک، کشته خواهيد شد.

آنگاه دستور حمله‏ي عمومي داد و گفت: همگي بر اينان حمله کنيد. آنها به دست فرماندهي، به ميمنه‏ي لشکر اسلام حمله کردند و ياران امام عليه‏السلام همگي روي زمين نشسته ونيزه‏هاي خود را به طرف آنها نشانه گرفتند که موجب شد اسبان آنها توقف کنند و جلو نيايند. چون اسبان بازگشتند ياران امام عليه‏السلام آنها را تيرباران کردند و در نتيجه جمعي از آنها به هلاکت رسيدند و گروهي نيز زخمي شدند.

ارتقاء قواي لشگر امام تا آخرين فرد باقي بود، از اين رو تا زماني که امام حسين عليه‏السلام زنده بود، جرأت نکرده‏اند به خيام حرم حمله کنند. و امام از طرفي مي‏جنگيد و از سوي ديگري از اهل بيت خود مواظبت مي‏کرد. تا اينکه لحظه‏ي شهادت امام نزديک شد و امام را کشتند، آنگاه به غارت خيمه‏ها پرداختند.

نيز برتري نيروهاي امام بر سپاه دشمن از مقايسه‏ي کشته شدن لشکر دشمن محاسبه کنيد و ما اجمالا تعداد برخي از کشته شدگان دشمن توسط بعضي از شهداء، بر طبق آنچه که ضبط شده را بيان مي‏کنيم.

مسلم بن عوسجه: پنجاه تن را کشت.

عبدالله بن عصير کلبي: سي و يک نفر را کشت.

حبيب بن مظاهر: هفتاد تن را کشت.

حر بن يزيد رياحي: بيش از چهل نفر را کشت.

زهير بن قين: يکصد و بيست تن از نيروهاي دشمن را به قتل رساند.

اين آمار نشان مي‏دهد که خداوند پشتيبان آنان بوده است وگرنه غلبه‏ي يک نفر در مقابل 120 تن، بدون امداد غيبي ميسر نيست. چون نيروئي که شديدا تشنگي بر او فائق آمده، نخوردن غذاي کافي، خستگي مسافرت، و نخوابيدن را کشيده، او نمي‏تواند با قوائي که از هر حيث رسيدگي شده، پيکار کند، جز اينکه ايمان قوي او و اراده‏ي آهنين او که منشعب از استحکام معنوي آنهاست با امدادهاي خداوند به جنگ مي‏روند و ارتقاء رزمي را نصيب خود مي‏کنند.

 ------------------------------------------------

3-     نزول فرشتگان

 بر حسب وعده‏ي خداوند، يکي از امدادها نزول ملائکه است. تا اينکه دشمن با ديدن لشکر زياد اسلام بترسد، و فرار را بر قرار ترجيح دهد. روايات بسياري بر نزول فرشتگان خداوند در روز عاشورا به محضر امام، نقل گرديده از آنجائي که امام ملاقات با خداوند را دوست مي‏دارد و شهادت به نام او ثبت شده است از امدادهاي ملائکه کمک نمي‏گيرد، و تا آخرين لحظه‏ي جان دادن، نبرد مي‏کند.

قال ابو عبدالله الصادق عليه‏السلام: ان أربعة آلاف ملک هبطوا يريدون القتال مع الحسين ابن علي عليه‏السلام فلم يؤذن لهم في القتال، فرجعوا في الاستئذان و هبطوا و قد قتل الحسين عليه‏السلام فهم عند قبره شعث غبر يبکونه الي يوم القيامة، و رئيسهم ملک يقال له المنصور.

امام صادق عليه‏السلام فرمود: چهار هزار فرشته روز عاشورا بر امام حسين عليه‏السلام نازل شدند. همگي قصد جنگ کردن با امام را داشتند ولي امام آنان را براي جنگ اجازه نداد. آنان بازگشتند تا از خداوند اذن بگيرند وقتي به زمين کربلا فرود آمدند حسين بن علي عليه‏السلام را کشته ديده‏اند. اينان نزد قبر امام عليه‏السلام غبارآلوده‏اند و تا روز قيامت گريه بر حسين عليه‏السلام مي‏کنند و نام رئيسشان را منصور مي‏گويند. [1] .

-------------------------------------------------

4-     رساندن مراسلات خبري

9ks3xa7deq1idnb9zcoy.jpg

 اطلاع‏رساني در آن روز به کندي صورت مي‏پذيرفت چون وسائل مدرن از قبيل ماهواره، دستگاههاي ارتباط جمعي و ماشين و هواپيما نبود تا نامه‏ها و اخبار و اطلاعات را به سرعت به کشورهاي ديگر انتقال دهند.خداوند، مطبوعات خود را بسيج مي‏کند. گروههاي خبري خداوند موجودات عالمند. مردم مدينه ام‏سلمه را گريان مي‏بينند. و غوغاي عزا و ماتم در منزل اوست. از علت آن مي‏پرسند؟ مي‏گويد: حسين کشته شد. به چه نشانه‏اي؟ به نشانه‏ي اينکه پيامبر خاک کربلا را به من داد آن خاکي که درون شيشه مي‏بينيد اکنون سرخ گرديده و به رنگ خون مبدل شده. گويا حسين بن علي عليه‏السلام کشته شده است. مدينه غرق در سوگ حسين بن علي عليه‏السلام شد. فرماندار نمي‏تواند شهر را کنترل کند و اگر ممانعت کند، قيام مردم شروع خواهد شد. [1] .نيز پرندگان آسمان خود را به خون حسين آميخته، هر يک به نقاطي از روي زمين رفته‏اند و ماجراهائي را ساختند که در مقاتل ما با سندهاي قوي ذکر شده، افسوس که نمي‏توانم در اين مقاله بگنجانم.‏

  منبع : آموختنی هایی از عاشورا (ص 225-221   )  – مهدی احدی امیر کلایی وفایی 

------------------------

این طامس آثار الزیغ و و الأهواء ؟

(کجاست محو کننده جای پای گمراهی و هواپرستی؟)